بازخوانی سیاهان و کارگران جنسی در نقاشیهای قرن نوزدهم

منبع تصویر، Rmn
- نویسنده, کت پاوند
- شغل, بیبیسی
شخصیتهای چندنژادی که در نقاشیهای قرن ۱۹ تصویر شدهاند، سرانجام در دوره معاصر در کانون توجه قرار گرفتهاند. با شناسایی آنان که سالیان بسیار در سایه زیستهاند، زوایای پنهان حیات فردی و اجتماعی در آن دوران روشنتر میشود.
تابلوی المپیا(۱۸۶۳) اثر ادوارد مانه نقاش فرانسوی، نقاشی بسیار پیشرویی به شمار میآید که در زایش هنر مدرن نقشی محوری داشته است. او روسپی عریانی را نقاشی کرد که بیآزرم در چشم تماشاگران زل زده است. مانه با این تابلو پاریسیهای آن زمان را با واقعیتی مواجه کرد که به احتمال ترجیح میدادند به آن اعتراف نکنند؛ این که سکس در ازای پول بخش مهمی از زندگی مدرن بود و این تنها به تنفروشان سطح بالا و اختصاصی هم محدود نمیشد.
البته این نقاشی از جنبه دیگری نیز- که بسیار هم مغفول مانده- اهمیت بسیار دارد؛ بازنمایی خدمتکار زن سیاهپوستی که اکنون میدانیم نامش لور بوده است. مانه زن سیاه را در لباس معمول آن دوره فرانسه کشیده که آن هنگام کاری غیرمتداول و سنتشکنانه تلقی میشد. باید در نظر داشت که در آن دوره هنرمندان موسوم به نقاشان سالن که به روشها و نگرش سنتی وفادار بودند،مطابق سبک متداول روز، زنان سیاه و یا از نژادهای مختلط را در لباسهای حرمسرایی غیراروپایی نقاشی میکردند. افزون بر این مانه در اثرش فضایی کمابیش یکسان با المپیا به لور اختصاص داده است. او با این تمهید توجه بیشتری را به بخش نادیدهانگاشتهشده جامعه قرن ۱۹ فرانسه جلب میکند؛ جمعیت نه چندان بزرگ اما انکارناشدنی سیاهانی که پس از لغو بردهداری در سال ۱۸۴۸ در جستوجوی کار از مستعمرات به پاریس آمده بودند. و البته منتقدان بورژوای سده ۱۹ ترجیح میدادند که آنان را نادیده انگارند.
هویت لور در نتیجه پژوهشهای دنیز مورل شناسایی شد. او بر این باور بود که اهمیت زن سیاه در تابلوی مانه بیش از ایفای نقش خدمتکاری در حال تعارف کردن دستهگلی به المپیا است. بنابراین به جستوجوی کشف مقصود نقاش از بازنمایی این زن و شناخت زمینه و زمانهای که لور در آن میزیست برآمد. پایاننامه دکترای او به برگزاری نمایشگاه بسیار تحسینشدهای در گالری والاک نیویورک انجامید. اکنون نمایشگاهی گستردهتر با عنوان و موضوع مدلهای سیاه؛ از ژریکو تا ماتیس در موزه اورسی پاریس برپا شده است. دستاندرکاران موزه با الهام از پژوهش و کار مورل تصمیم به برگزاری این نمایشگاه گرفتند، اما خود نیز تحقیقات بیشتری بر آثاری که در گنجینه داشتند انجام دادند.
نمایشگاه موزه اورسی هم نشانگر سنتشکنی نقاشی مانه است و هم شناخت بیشتری از جامعه کوچک سیاهان و مردمان چندنژادی در قرن ۱۹ پاریس به دست میدهد- جماعتی که تا کنون آگاهیهای زیادی از آنان در دسترس نبوده است. تا آنجا که میدانیم ادوارد مانه لور را در سه موقعیت مختلف نقاشی کرده است و به نظر میرسد که هر تابلو اطلاعات افزونتری درباره حضور سیاهان در پاریس آشکار میکند.

منبع تصویر، RNM
در تابلوی کودکان در باغهای تویلری(۶۲-۱۸۶۱) ادوارد مانه لور را در نقش پرستار بچهها نقاشی کرده است. مورل میگوید: "نقاشیهای کودکان همراه با پرستارانشان در آن زمان بسیار پرطرفدار بودند و آثاری بسیار بورژوایی و تزیینی قلمداد میشدند." او ادامه میدهد:" اما مانه با آوردن زن سیاهپوست در جمع خدمتکاران خانواده عنصری جدید به این موقعیت آشنا میافزاید و میکوشد اثرش را به واقعیت آن زمان جامعه پاریس نزدیک کند."
مورل توضیح میدهد: "گرچه چهره و جزییات پیکر و پوشش لور مانند دیگر شخصیتهای نقاشی کمی محو تصویر شده، اما طبقه، موقعیت و خاستگاه نژادی سیاهش از طریق لباس دکمهدار و نیز دستار نارنجی تندی که به سر بسته با زیرکی تمام آشکار شده است. گرچه مهاجران در آن دوره لباسهای معاصر فرانسوی میپوشیدند، اما همچنان دستاری که در کشورهای زادگاهشان مرسوم بود به سر میبستند."
پیش از این به نظر میرسید که نقاشی دوم مانه از لور(۱۸۶۳) پیشطرح و اتودی برای نقاشی المپیا بوده، اما دنیز مورل نظر دیگری دارد: "ویژگیهای بصری و سبکی تابلو نشان میدهد که نقاش لور را به مثابه فردی که موضوع اصلی تابلو به شمار میآید، نقاشی کرده است. شور و حال اثر لور را نه در قالب کلیشه نژادی خدمتکار سیاه، که همچون زنی واجد فردیت بازنمایی میکند." مورل ادامه میدهد:" پیش از این تابلوی مانه با عنوان زن سیاهپوست شناخته میشد. این شیوه نامگذاری نزد تاریخنگاران هنر ابزاری بود برای به حاشیه راندن و محو هویت فردی زنان." اکنون او بسیار مسرور است که موزه اورسی پیشنهادش را پذیرفته و تابلوی مذکور را با عنوان چهرهنگاره لور به تماشا گذاشته است.
بیشتر بخوانید:
در تابلوی المپیا که در همان سال خلق شده، تصویر لور هم از جنبه سبکی و هم از جنبه درونی حتی دقیقتر و نمایانتر از زن سفیدپوست نقاشی شده است. رفاقتی میان خدمتکار و بانویش احساس میشود؛ و نگاه از بالا به پایین المپیا نه متوجه زنی که کنار او ایستاده، که معطوف به مخاطب است.
عموم هنرمندان سنتی موسوم به نقاشان سالن خدمتکاران سیاه را با نگرشی بیگانهانگارانه در صحنههایی خیالین و در حرمسراها با سینههای برهنه نقاشی میکردند. مورل شرح میدهد: "تصمیم مانه مبنی بر این که لور را با لباس کامل نقش بزند، مبتنی بر نگرش مدرن شورشی او بود. او از منظری که خدمتکاران سیاه را در مکانهای ارائه خدمات جنسی تصویر میکردند کناره میجوید و لور را در جایگاه زن آزادی که شغلی دارد و حقوق میگیرد بازنمایی میکند. گرچه همین اثر نیز نشان میدهد که آزادی لور در جامعهای که اساسا نژادپرست و جنسیتزده بود، در قیاس با آزادی المپیا( زن سفید) بسیار محدودتر بوده است."

منبع تصویر، RMN
پیامی موثر
فرانسویان برده داری در مستعمرههای فرانسه را نخست به سال ۱۷۹۴ لغو کردند، اما در ۱۸۰۴ به هنگام فرمانروایی ناپلئون بناپارت این سازوکار دوباره برقرار شد. پیش از الغای همیشگی بردهداری، شماری از مردمان سیاه و یا از نژادهای مختلط مانند هر مهاجر دیگری در پاریس زندگی میکردند و البته در مقام نظر آزاد به شمار میآمدند.
از آنجا که نوع نژاد در اسناد عمومی آن دوره ثبت نشده، از جمعیت نه چندان بزرگ سیاهان و چندنژادان آگاهیهای چندانی در دست نیست و آنان اغلب از طریق آثار هنری شناخته شدهاند. یکی از مطرحترین این افراد ژوزف مدل محبوب تئودور ژریکو بود که بعدها به سبب تصویرشدن در نقاشی کلک مدوسا(۱۹-۱۸۱۸) شهرت یافت و پس از مرگ نقاش در ۱۸۲۴ در مدرسه هنرهای زیبا مدل نقاشی شد.
ایزولده پلودرماشی، یکی از نمایشگاهگردانان نمایشگاه مدلهای سیاه، میگوید: "در آن زمان تنها سه فرصت شغلی برای مدلهای سیاه در مدرسه هنرهای زیبا فراهم بود و ژوزف یکی از این سه تن به شمار میآمد." او در این مدرسه مدل چندین هنرمند مطرح بود. از میان آنان میتوان از تئودور شاساریو نام برد که پدربزرگش اهل هاییتی بود و نژادی مختلط داشت.
البته احترام و اهمیتی که نصیب ژوزف شد و به رسمیتشناختهشدنش را احتمالا باید استثنا در نظر گرفت. بیشتر مدلهای نقاشی ناشناس ماندند. حتی تلاش اوژن دلاکروا در کلنجاررفتن با سنتهای متداول چهرهنگاری زنان سیاه و چندنژادی به خللهایی دچار بود. او در تابلویی که از آسپاسیا زنی از نژادهای مختلط نقاشی کرده، گرچه کوشیده او را به دور از بیگانهنمایی و با پرهیز از بازنماییاش در نقش کلیشهای خدمتکار نقش زند، باز هم به دام نگرش تبعیض نژادی افتاده است. سینههای عریان زن، افشاگر نگرش جنسیتزده و جنسی نقاش به زنان سیاه و چندنژادی است.

منبع تصویر، Rmn
عزم سنتشکنانه مانه برای نقاشیکردن واقعیتی که بسیاری ترجیح میدادند نادیده اش انگارند، در نتیجه تشویقهای دوستش شارل بودلر شاعر بود. او نقاشان را ترغیب میکرد تا زندگی مدرنی را که پیرامون خویش میبینند تصویر کنند.
مانه مانند بسیاری از نقاشان امپرسیونیست، در منطقه ۹ پاریس زندگی میکرد که اکثریت مهاجران در آنجا سکونت داشتند. او خدمتکاران سیاهپوست، کارگران جنسی و اجراگران چندنژادی سیرک را که در اطرافش زندگی میکردند میدید و میشناخت.
ادگار دگا در تابلوی خانم لالا یکی از چندین بازیگر سرشناس سیاهپوست سیرک را در آن دوره نقاشی کرده است. لالا معلق میان هوا و زمین انتهای طنابی از سقف آویزان را به دندان گرفته و همچون ابرانسانی جلوه میکند و تصویری از قدرت و استقامت را بازمینمایاند. دگا زن اجراگر را به ظرافت رقصندههای باله، که به نقاشی از آنها شهره بود، نقش زده است.
اگر چه سادهباورانه است که خیال کنیم امپرسیونیستها یکسره از تعصبات نژادی و پیشداوریهای طبقاتی رایج در آن روزگار برکنار بودند، در محفل آنها افرادی چندنژادی حضور داشتند. از میان آنان میتوان از ژان دوال، معشوقه بودلر، که زمانی هنرپیشه بود و بعدها مانه چهرهنگارهاش را کشید نام برد. شاید یکی از بزرگترین شگفتیهای این چشمانداز جالب نژادی در پاریس، نویسندگان مشهور الکساندر دومای پدر و پسر بودند که هر دو خاستگاهی از نژادهای مختلط داشتند. دومای پدر نوه اشرافزادهای فرانسوی و زن بردهاش از اهالی هائیتی بود.
دومای پدر که همه با کتاب سه تفنگدار او را میشناسند، خود را همچون یک سیاهپوست میدانست و تبعیضهای رایج در محافل مرفه فرهنگی را- که به آنها رفتوآمد داشت- نکوهش میکرد. در آن هنگام معمولا در نشریههای پرتیراژ با بدطینتی کاریکاتورهایی از او با اشاره به نژادش منتشر میکردند. پلودرماشی میگوید: "فکر میکنم دانستن اینکه یکی از معروفترین نویسندگان آن زمان از نوادگان سیاهان بود پیام مهمی برای مردمان امروز به شمار میآید."
خبر مهم دیگر آن است که چهرهنگاره لور تنها تابلویی نیست که موزه اورسی تصمیم گرفته دوباره نامگذاری کند. در هر نقاشی که نام مدل را میدانیم اسم مدل در عنوان تابلو میآید و بدینسان دستهبندیهای منسوخ از جمله اشارههای غیرضروری به نژاد کنار گذاشته میشود.
افزون بر این در نمایشگاه موزه اورسی چیدمانی از نئون اثر گلن لایگون به نمایش گذاشته شده است. در این اثر هنرمند آمریکایی نامهای مدلها، اجراگران سیرک و بازیگران سیاهپوست را که در نقاشیهای مهم فرانسوی بازنمایی شدهاند، با نئون ساخته و نورانی کرده است. این تلاشی برای جبران نادیدهانگاری و حیات در سایه این گروه مهم به شمار میآید. گرچه ممکن است المپیا شناختهشدهتر باشد، از یاد نبریم که اکنون نام لور با نور به نمایش درآمده و در کانون توجهات جای گرفته است.

منبع تصویر، RMN











