توافق غزه لحظهای بزرگ است، اما این تازه آغاز راه است

منبع تصویر، Anadolu via Getty Images
- نویسنده, لیز دوست
- شغل, خبرنگار ارشد بینالمللی
این لحظهای بزرگ در غمانگیزترین جنگ غزه است.
بیش از هر چیز، این لحظهای انسانی است. نخستین نشانهها خود گویای این واقعیتاند: رقص در تاریکی در میدان گروگانها در تلآویو، و فوران شادی در نیمهشب در خیابانهای ویران غزه.
در این نوار ساحلی که جنگ بخش بزرگی از زندگی مردم را ویران کرده، فلسطینیها به خیابانها آمدند و همچون جارچیان قرون وسطایی با فریادهای «خبر خوب! جنگ تمام شد! توافق آتشبس به دست آمد!» مردم را از خواب بیدار کردند.
اگر همه چیز طبق برنامه پیش برود، آخرین گروگانهای اسرائیلی ظرف چند روز آینده به خانه بازمیگردند و صدها زندانی فلسطینی نیز نزد خانوادههایشان خواهند رفت.
صدای اسلحهها در غزه دیگر به گوش نخواهند رسید، کمکهای بیشتری وارد این منطقه ویرانشده میشود و فلسطینیها دیگر هر روز با ترس از اینکه شاید آن روز، آخرین روز زندگیشان باشد، زندگی نخواهند کرد.
اما حتی در این لحظه نیز جزئیاتی از جمله نامهای زندانیان فلسطینی که قرار است آزاد شوند، همچنان محل بحث و اختلاف است. در داخل کابینه اسرائیل نیز مخالفتهای شدیدی با این توافق وجود دارد.
با این حال، نفس راحتی جمعی در سراسر منطقه و در میان جهانی که بیش از هر مناقشه دیگری درگیر این آتش شده، احساس میشود.
اما این تازه آغاز راه است، نه پایان آن. این یک آتشبس است، نه توافق صلح. دشوارترین مسائل هنوز روی میز قرار دارند.
آیا حماس حاضر خواهد شد سلاحهایش را کنار بگذارد؟ آیا اسرائیل در نهایت نیروهایش را از غزه خارج خواهد کرد؟ تکلیف «افق سیاسی» مبهمی که در طرح ۲۰ مادهای دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، به آن اشاره شده چیست؟ همان عبارتی که بسیاری در جهان آن را به معنای تشکیل کشور فلسطین تفسیر میکنند و دولت اسرائیل همچنان قاطعانه با آن مخالف است.
و در کوتاه مدتتر، آیا هر دو طرف مفاد توافق را اجرا خواهند کرد؟
اینها پرسشهایی برای فرداست.
دونالد ترامپ همواره دوست دارد اعتبار توافقها را به نام خود ثبت کند، و اینبار نیز تا حدی حق با اوست. اعلام شده که او آخر هفته به اسرائیل سفر خواهد کرد. هیچگاه مرحله نخست از روندی که بیتردید پرپیچوخم، همراه با گشایشها و شکستها خواهد بود، با چنین تشریفات و تبلیغی آغاز نشده است.

منبع تصویر، EPA
اما هرگز هیچ رئیسجمهور آمریکایی تا این اندازه بر دوستان و دشمنان خود فشار وارد نکرده بود؛ فهرست رهبرانی که پیش از او برای دستیابی به صلح پایدار در خاورمیانه تلاش کردند، بلند است.
آرون دیوید میلر، مقام پیشین وزارت خارجه آمریکا که در دولتهای جمهوریخواه و دموکرات روی این پرونده کار کرده، بامداد پنجشنبه در گفتوگو با بیبیسی از این لحظه تاریخی ابراز شگفتی کرد.
تنها چند هفته پیش، زمانی که دونالد ترامپ از تأکید بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، بر لزوم تشدید عملیات نظامی حمایت میکرد، تصور غالب این بود که این جنگ خونبار غزه تا پایان امسال و حتی سال آینده ادامه خواهد یافت.
تنها چند هفته پیش، وقتی از یکی از مقامات بلندپایه عرب پرسیدم «چه کسی بر رئیسجمهور ترامپ نفوذ دارد؟»، پاسخ این بود: «هیچکس».
اما در اوایل سپتامبر، زمانی که نتانیاهو جسورانه دستور حمله به رهبران حماس در کشور قطر را صادر کرد، خط قرمزی را رد کرد.
این اقدام قطر را خشمگین کرد، کشوری که نقشی محوری در میانجیگری برای پایان دادن به این بحران داشته است. این تصمیم ترامپ را نیز خشمگین کرد؛ رئیسجمهوری که به روابط گسترده و چندوجهی خود، از معاملات عظیم سرمایهگذاری گرفته تا دوستیهای شخصی نزدیک، با رهبران قطر و دیگر کشورهای عربی، اهمیت ویژهای میدهد.
دیدار او در اواسط سپتامبر در نیویورک با رهبران عرب و اسلامی، روند دیپلماسی را سرعت بخشید، زیرا ترامپ سرانجام تمرکز خود را بر پایان دادن به این جنگ گذاشت.
و شاید مهمتر از همه، خانوادههای گروگانهای اسرائیلی نیز سرانجام توجه کامل او را جلب کردند.
در اوایل اکتبر، ترامپ در شبکههای اجتماعی تصاویری از میدان گروگانها در تلآویو منتشر کرد؛ جایی که هزاران نفر گرد آمده بودند و از او با شور و حرارت میخواستند همه گروگانها را، زنده یا مرده، به خانه بازگرداند. شعار آنها این بود: «الان یا هرگز». و او این پیام را شنید.

منبع تصویر، Reuters
درباره اشتیاق سوزان دونالد ترامپ برای دریافت بالاترین جایزه صلح، یعنی جایزه صلح نوبل، هم بسیار سخن گفته شده است. او این موضوع را پنهان نمیکند و حتی در اینباره با مقامهای نروژی، از جمله ینس استولتنبرگ دبیرکل پیشین ناتو، تماس گرفته است. چنین است سیمای جهان امروز ما.
در پشت صحنه گفتوگوهای آتشبس نیز دیگرانی که در سایه کار میکردند نقش مهمی داشتند. قطر، مصر و ترکیه فشار زیادی بر حماس وارد کردند و حتی فرماندهان تندروتر این گروه را متقاعد کردند که اکنون با آزادی گروگانها سود بیشتری نصیبشان میشود تا با نگهداشتن آنها. حفظ گروگانها تنها به تداوم جنگی میانجامید که هرچند جنبش حماس را نابود نکرده، اما در همه زمینهها به شدت تضعیف کرده است.
این لحظه، در عین امید، طعمی تلخ هم دارد.
برخی گلایه دارند که این مرحله نخست، در واقع همان طرحی است که رئیسجمهور پیشین آمریکا، جو بایدن، در ماه مه گذشته پیشنهاد کرده بود. چه جانها که میتوانست نجات یابد، از جمله جان گروگانهای اسرائیلی؟ و اگر همه طرفها سال گذشته به جای امسال پای میز مذاکره میآمدند، چه میزان از رنج مردم فلسطین میشد کاسته شود؟
اکنون آنچه اهمیت دارد این است که جنگ ۷ اکتبر، در آستانه دومین سالگردش، به نقطه عطفی مهم رسیده است. هرچند ممکن است در ماههای آینده از مسیر خود منحرف شود یا حتی شکست بخورد، اما پرسش برای فلسطینیها که در میان ویرانههای خانههایشان زندگی میکنند، این است که بازسازی آنچه از زندگیشان مانده، چقدر زمان خواهد برد.
مردم ساکن کرانه باختری اشغالی نیز از آینده خود نگراناند. در اسرائیل هم سیاستمداران از هماکنون در حال برنامهریزی برای انتخابات آینده و چانهزنی بر سر مراحل بعدی این توافقاند تا اطمینان یابند دیگر ۷ اکتبری تکرار نخواهد شد.
اما گفتوگوهای جدی و دیرانتظاری درباره چگونگی حرکت رو به جلو، و نه بازگشت به گذشته، آغاز شده و تا اینجا موفق بوده است.
این لحظهای است برای جشن گرفتن.














