«یوگنی آنگین» در صحنه «اهارون» شهر دوشنبه

- نویسنده, سهراب ضیا
- شغل, بیبیسی
- در, دوشنبه
برای اولین بار یوگنی آنگین، رمان شعرگونه الکساندر پوشکین، نویسنده و شاعر روس روی صحنه یک تئاتر تاجیک رفته است.
نمایشنامه یوگنی آنگین بر پایه ترجمه منظوم این اثر الکساندر پوشکین از روسی به فارسی تاجیکی تهیه شده است. الکساندر سرگیویچ پوشکین، شاعر روسی است که ۲۲۵ سال پیش به دنیا آمد و عمر کوتاهی دید. داستان منظوم او، یوگنی آنگین را شاهکار پوشکین میدانند که از عمر کوتاه ۳۸ ساله خود نزدیک هشت سالش را برای خلق این داستان صرف کرده است.
در روز نخست نمایش «یوگنی آنگین» در تئاتر «اهارون» در شهر دوشنبه برخی از چهرههای هنری و فرهنگی تاجیکستان در سالن حضور داشتند. مطلوبه ستاریان، وزیر فرهنگ تاجیکستان یکی از تماشاگران نخستین این نمایش جدید بود.

پوشکین در تاجیکستان
از آشنایی تاجیکها با نام و آثار الکساندر پوشکین، نویسنده و شاعر روس یک قرن میگذرد. در بیش از یک صد سال اخیر شعر و داستانهای او از سوی برخی از شاعران و نویسندگان تاجیک به فارسی تاجیکی ترجمه و به خط سیریلیک در تاجیکستان به نشر رسیده است. داستان منظوم «یوگنی آنگین» بار نخست سال ۱۹۶۷ از سوی محیالدین فرحت (۱۹۲۴-۱۹۸۴)، روزنامهنگار و شاعر درگذشته تاجیک ترجمه و نشر شده بود.
۲۴ اکتبر سال ۲۰۲۴ نخستین نمایش «یوگنی آنگین» به کارگردانی گلچهره نعیموا در تئاتر «اهارون» یا تئاتر تجربی برای تماشاگران جوان به نام محمدجان قاسمف برگزار شد.
گلچهره نعیموا یکی از هنرپیشههای تئاتر «اهارون» بعد از تأسیس این تئاتر در سال ۱۹۹۰ از سوی فرخ قاسمف، هنرپیشه و کارگردان نام آشنای تاجیک بود. خانم نعیماوا یک مدت از تئاتر کنار رفت و بیشتر به کار تحقیق و نقد نمایشها و فیلمها مشغول شد. «یوگنی آنگین» اولین کار او به عنوان کارگردان در تئاتر هست.
سال ۲۰۲۴ به افتخار ۲۲۵ سالگی تولد خالق این اثر، در روسیه سال بزرگداشت الکساندر پوشکین اعلام شده است. یکی از تدابیر فرهنگی به این مناسبت جشنواره «سخن سحرآمیز (جادویی) پوشکین» بود. گلچهره نعیموا رو آوردنش به داستان منظوم «یوگنی آنگین» در تئاتر «اهارون» را الهام گرفته از ابتکار روسها برای گرامیداشت شخصیت و آثار ادیب برجستهاشان میداند.

سوژه نمایش «یوگنی آنگین»
داستان «یوگنی آنگین» از نگاه مؤلف بینام که خود را دوست آنگین معرفی کرده، روایت میشود.
یوگنی آنگین اشرافزادهای اهل سنت پترزبورگ است. او عزم سفر دارد، اما خبر بیماری عمویش در روستا نقشه او را تغییر میدهد. یوگنی وقتی به دهکده میرسد که عمویش درگذشته و میراثش را به او واگذاشته است. در روستا با شاعر جوانی به نام ولادیمیر لنسکی دوست میشود.
در ادامه داستان، سخن از روابط عاشقانه لنسکی با اولگا لارینا، دختر زمیندار محلی و عشق ناکام آنگین با تاتیانا، خواهر کوچک اولگا در میان است. آنگین عشق تاتیانا را نمیپذیرد و در ضیافتی به اولگا که دوست دختر لنسکی است، دل میبندد. این رفتار آنگین به لنسکی خوش نمیآید و او آنگین را به دوئل یا نبرد رو به رو میخواند. در دوئل لنسکی از شلیک تفنگ آنگین کشته میشود. آنگین در پی این فاجعه ترک روستا میکند.
در طول سه سالی که آنگین در دهکده حضور نداشت، تاتیانا به سنت پترزبورگ کوچ میبندد و با افسری ازدواج میکند. در یکی از محفلها، آنگین دوباره تاتیانا را میبیند. او از آن که عشق تاتیانا را زمانی رد کرده بود، پشیمان است و به او اظهار عشق میکند. اما تاتیانا پیشنهاد آنگین را نمیپذیرد، تا به زندگیاش لطمه وارد نشود.
این چکیده داستان «یوگنی آنگین» است که الکساندر پوشکین نزدیک هشت سال برای آن زحمت کشیده بود. جالب است که سرنوشت پوشکین با سرنوشت یکی از قهرمانان مرکزی رمان منظومش مشابه است. یعنی او هم مرگ خود را پیشگویی کرده و مانند شاعر عاشق و دلداده ولادیمیر لنسکی در دوئل جان میدهد.

در صحبت کارگردان نمایش «یوگنی آنگین»
گلچهره نعیموا، کارگردان نمایشنامه «یوگنی آنگین» انگیزه روی آوردن خود به این اثر الکساندر پوشکین را «محبت به تئاتر، ادبیات، سخن و شعر والا» خواند.
خانم نعیموا دلیل انتخاب تئاتر «اهارون» را برای تهیه نمایشنامه «یوگنی آنگین»، به سابقة هنرپیشههای آن در زمینه اجرای نمایشهای منظوم مربوط دانست.
«در گذشته هنرپیشههای این تئاتر نمایشنامههای دجال، اسفندیار، مکبث و قصه فریدون را اجرا کردند که همه سر تا پا از شعر و کلام موزون عبارتند. با چنین کلوار پربار، اجرای نمایشهایی از آثار ادیبان روس و غرب برای هنرپیشههای تئاتر "اهارون" آسان است.»
این کارگردان تاجیک درباره شخصیت الکساندر پوشکین گفت که بسیاری از آثار او حالا هم به درد جامعه میخورد. او پوشکین را در کنار ویلیام شکسپیر و حافظ شیرازی نابغه میداند. به باور او، در قرن ۲۱ نیز مثل دو سده گذشته به آثار چنین نابغهها نیاز بوده، هست و باقی خواهد ماند.
«پوشکین نابغه است. ما باید نابغهها را بشناسیم. در آثار آنها کد یا رمزهایی نهان هستند که پیشرفت و هستی اهل بشررا دقیق پیشگویی میکنند.»
از گلچهره نعیموا پرسیدم که از نوشته شدن «یوگنی آنگین» بیش از ۲۰۰ سال میگذرد و به نظر او در این داستان چه موضوع و مسائلی هست که به درد جامعه امروز ما میخورد.
«پوشکین در یوگنی آنگین در اینباره نوشته است. در آغاز داستان صحبت از این است که پیتر بزرگ دروازههای روسیه را باز کرد و تمدن، فلسفه و فرهنگ اروپایی وارد این کشور شد. این سیاست چه نوگانیها برای مردم روس آورد و در آینده به کجاها میتواند این کشور را ببرد، جایی سؤال دارد. پوشکین به این پرسش پاسخ نمیدهد، اما سؤال میگذارد. به مثل ما که با وجود داشتن هویت ملی و شرقی خود سر تا به پا تحت تأثیر فضای فرهنگ غرب هستیم و نمونه بهترینش ابزار و دستگاههای دیجیتالی هست که همهروزه از آنها استفاده میکنیم. حالا سؤال مهم این است که در این تهاجم تکنولوژی ما تا چه حد میتوانیم هویت شرقی، تاجیکی ، ایرانی و فارسی خود را حفظ کنیم؟»
روسیه در انزوا؟
«یوگنی آنگین»، رمان منظوم الکساندر پوشکین در حالی روی صحنه تئاتر تاجیک رفته که اکنون به دلیل جنگ علیه اوکراین، سیاست، اقتصاد، ورزش، ادبیات و موسیقی و هنر روسیه در انزوای بینالمللی قرار گرفته است. در چنین فضایی روی آوردن یک کارگردان تاجیک به آثار پوشکین، در دیدگاه و افکار او تغییر و تحولی نیاورده است؟
گلچهره نعیموا به این سؤال پاسخ رد داد. به نظر او، پیام این اثر پوشکین روزمره و سخن روز است. خانم نعیموا گفت که «پوشکین از طرف مادری خون عربی و از طرف پدری ریشههای اسلاوینی داشته است. او به چندین زبان مسلط بوده است. رمان ''یوگنی آنگین'' چنان ساخته شده که پوشکین در این اثر چیزی از خود نمیگوید. خط سوژه، دیالوگ و مونولوگها از بهترین آثار ادیبان جهانی، از هومر، ولتر، دیدرو، و روسو شروع شده است تا درژاوین و فونویزین به پایان می رسد. این اثر با سخنان سعدی حسن انجام مییابد. او خطاب به تمدن جهانی گفته است که همه ما یک تقدیر داریم. انسانیت، بشر یک سرنوشت، یک ارزش دارد، اما به انواع گوناگون ملی خود. اثر به این اندیشه تکیه زده و خلقهای دیگر را در زمان معاصر به همبستگی و همفکری دعوت میکند.»

بار نخست در صحنه تئاتر تاجیک
به استثنای اپره «یوگنی آنگین» پیوتر چایکوفسکی که سال ۱۹۴۶ روی صحنه تئاتر اپره و باله شهر دوشنبه رفته بود، برای اولین بار در دوران استقلال تاجیکستان به این اثر دوباره رجوع میشود. آن هم در سالی که روسیه آنرا به خاطر ۲۲۵مین سالگرد تولد این ادیب برجسته روس «سال بزرگداشت الکساندر پوشکین» اعلام کرده است. گلچهره نعیماوا هدف اصلی روی صحنه تئاتر بردن این نمایشنامه را معرفی بهتر و بیشتر الکساندر پوشکین و آثار او در میان نسل جوان در تاجیکستان میداند.
محمدالله طبری، تئاترشناس تاجیک از دکور صحنه و لباس هنرپیشهها در نمایش «یوگنی آنگین» ستایش کرد. او گفت که هنرپیشههای تئاتر در این نمایشنامه «جزئیات زندگی اشرافانه سنت پترزبورگیها را خوب به نمایش گذاشتهاند.» ایراد اصلی آقای طبری به زبان این نمایشنامه است که بر اساس ترجمه تاجیکی نیم قرن پیش «یوگنی آنگین» تهیه شده است. به گفته او، با توجه به این که هنرپیشههای تئاتر اهارون تجربه کافی کار با متون عالی و اشعار شاعران بزرگ پارسی گوی را دارند، «چنین ترجمههای خشک و بیروح» را نمیپذیرند. این هنرشناس تاجیک کار کارگردان را «خیلی خوب» خواند و بر اساس توضیحات کارگردان گفت که «نه تنها با رفت وقایع آشنا میشویم، بلکه در جریان وضعیتی قرار میگیریم که الکساندر پوشکین ضمن خلق این اثر داشتهاست».

تکیه به هنرپیشههای جوان
عادل ناظر، روزنامهنگار تاجیک و یکی از تماشاگران نخستین نمایش «یوگنی آنگین» میگوید که این نمایش از دقیقههای اول توجه تماشاگر را جلب میکند. «از لحظهای که پرده صحنه باز میشود و «فرشتهها» از صحنه به سالن تئاتر پایین آمده، مؤلف بینام - راوی داستان را از بین تماشاگران روی صحنه میبرند و به او لباس زمان زندگی آنگین را میپوشانند. کارگردان درک کرده است که همان مؤلف یا راوی که "دوست خوب آنگین" بود، خود الکساندر پوشکین است، بنابراین، چهره راوی را به شاعر مانند کرده است. (منظور پیش از همه موهای فرفری بازیگر نقش پوشکین است) راوی در تمام نمایش حضور دارد و حضورش در هیچ کجای آن غیرضروری نیست. هنرپیشه جوان رشاد اسماعیل بیکف این نقش را بسیار جذاب، با نزاکت و با احساسات و دلنشین آفریده است. او برای گشودن دنیای شاعر روس موفق شده است.»
به گفته آقای ناظر، هنرپیشههای جوان تئاتر شاهمراد ایوبف ( یوگنی آنگین)، رخشانه الفتوا (تاتیانا)، خیام صمدزاده (شاعر جوان لنسکی) و عزیزه فیضعلی (اولگا) در نمایش «یوگنی آنگین» نقشهای خوبی آفریدهاند. عادل ناظر از آن خوشحالی کرد که بیشتر هنرپیشههای نمایش «یوگنی آنگین» مثل خود او جوان هستند.

درباره تئاتر “اهارون”
تئاتر اهارون اول ژانویه ۱۹۹۰ در شهرداری دوشنبه تأسیس یافته بود. در ابتدا همچون یک استودیو از سوی فرخ قاسمف (۱۹۴۸-۲۰۱۰)، هنرپیشه مردمی تاجیکستان و کارگردان معروف سازمان داده شد. هیئت اولین «اهارون» از یک گروه هنرپیشههای تئاتر جوانان تاجیکستان عبارت بود. در طول ۳۴ سال فعالیت خود این تئاتر جوایز چندین جشنوارههای تئاتری را در داخل و خارج از تاجیکستان به خود اختصاص داده است. نخستین نمایش «اهارون»، «یوسف گمگشته باز آید به کنعان» از رویی اشعار جلالالدین بلخی، شیخ عطار، حافظ شیرازی و عبدالرحمان جامی در سال ۱۹۹۱ تهیه شد که از هر لحاظ حرف تازه در هنر تئاتر تاجیک بود. نمایشهای «اسفندیار»، “«شاه فریدون» (هر دو از روی «شاهنامه» فردوسی، ۱۹۹۲، ۱۹۹۷)، «دجال» (۱۹۹۴)، «شیخ سنعان»” (۱۹۹۶)، «قصه عشق» (۲۰۰۰)، «شاه لیر» (۲۰۰۳)، «زرتشت» (۲۰۰۶)، «رعنا» (۲۰۰۷)، «دلا، نزد کسی بنشین ...» (۲۰۰۸) را فرخ قاسمف بر پایه آثار شاعران پارسیگو ایجاد کرده بود. این نمایشنامهها هنر، مهارت و توانایی تئاتر تاجیک را نه تنها در تاجیکستان، بلکه در بلژیک، ایران، روسیه، ازبکستان و لهستان معرفی کردهاند.
بعد از درگذشت فرخ قاسمف (۲۰۱۰) تئاتر «اهارون» تحت رهبری همسر او، صباحت قاسم (۱۹۵۱-۲۰۲۳)، هنرپیشه مردمی تاجیکستان به فعالیت خود ادامه داد. اکنون فردوس قاسم، پسر فرخ قاسمف و صباحت قاسموا رهبری این تئاتر را برعهده دارد.













