سقوط اسد و آینده سوریه؛ ۱۰ موضوعی که از امروز باید رصد کرد

کودکی بر روی لوله تانک در دمشق. پرچم مخالفان سوری پشتش دیده می‌شود. عکس متعلق به امروز است

منبع تصویر، Getty Images

    • نویسنده, کیوان حسینی
    • شغل, بی‌بی‌سی

تحولات سوریه با سرعت ادامه دارند و پیگیری همه خبرها برای درک بهتر آن‌چه در این کشور در جریان است، آسان نیست. همزمان، واکنش‌های کشورهای دیگر و تصمیمات نهادهای بین‌المللی مانند شورای امنیت سازمان ملل نیز می‌توانند به شکل بالقوه بر آینده این کشور اثر بگذارند.

برای سوری‌ها، این یک انقلاب همه‌جانبه است که قرار است در جریانش، حکومت و جامعه‌ای متفاوت در مقایسه با حکومت ۲۴ ساله بشار اسد ساخته شود. با در نظر گرفتن موقعیت استراتژیک و اهمیت سوریه در توازن قوای منطقه و امنیت بازیگران مختلف، بسیاری در انتظار نتایج بیشتر این انقلاب هستند.

در حین این انتظار که ممکن است برای هفته‌ها و چه بسا ماه‌ها به طول بیانجامد، رصد چه موضوعاتی اولویت دارند و تحولات چه حوزه‌هایی، بیش از موضوعات دیگر سرنوشت این کشور را تعیین خواهد کرد؟

۱- جغرافیای قدرت و خلاء سیاسی

سوریه در حال حاضر با خلاء قدرت روبه‌روست؛ به این معنا که فارغ از ادعاهای گروه‌های مختلف، هنوز یک قدرت واحد که مشروعیت لازم برای اداره کشور را کسب کرده باشد، وجود ندارد. در چنین شرایطی، تمامی گروه‌های سیاسی تلاش خواهند کرد تا در ساختار جدید نقشی جدی بازی کنند و نفوذ و قدرت کافی به دست بیاورند. انتظار می‌رود گروه «تحریر شام» که از نظر نظامی فعلا در موقعیت بهتری در مقایسه با دیگران است، در پر کردن خلاء قدرت نقشی پررنگ ایفا کند. اما این گروه به هیچ وجه یک جریان سیاسی مسلط و مقتدر که بتواند کشور را به زیر سلطه خود در بیاورد نیست.

در عین حال در دوران خلاء قدرت، اجرای هرگونه برنامه‌های بازسازی سیاسی و اقتصادی و شکل دادن حکومتی جدید غیرممکن است. بازیگرانی که در این روند نقش و نفع دارند، در تلاش برای حل این مساله ناچار خواهند شد که به همدیگر امتیاز بدهند و در مسایلی عقب‌نشینی کنند. اگر ظرفیت کافی برای مصالحه و تقسیم قدرت بین گروه‌های سیاسی وجود داشته باشد، خلاء قدرت سوریه با سرعت بیشتری پر خواهد شد و جغرافیای سیاسی این کشور، بیش از گذشته نماینده ایده‌های متنوع در این کشور خواهد بود. در مقابل این احتمال هست که به دلیل رقابت‌های سیاسی یا سهم‌خواهی‌ گروه‌های مختلف، این خلاء پر نشود و دوران نابسامانی و هرج و مرج در سوریه طولانی‌تر شود.

۲- سرنوشت ارتش سوریه

سوریه از نخستین سال‌های استقلالش توسط نظامیان اداره شده و ارتش این کشور، همواره نقشی بسیار تعیین کننده در تحولات سیاسی بازی کرده است. تا قبل از آغاز اعتراض‌های سال ۲۰۱۱، گفته می‌شد که این ارتش بیش از ۳۰۰ هزار پرسنل نظامی دارد. اما بعد از این‌که ارتش به شکل فعالانه به سرکوب معترضان بی‌سلاح روی آورد، شکافی قابل توجه در آن پدیدار شد و برخی از فرماندهان مهمش، از اسد روی برگرداندند. این ارتش در نهایت به مهم‌ترین نیروی نظامی جنگ داخلی سوریه تبدیل شد. بر اساس برخی تحقیقات دانشگاه‌های غربی، تا سال ۲۰۲۳ حدود ۲۰۰ هزار نفر در این ارتش عضو بودند.

تصویری از ارتش سوریه

منبع تصویر، Getty Images

در جریان اشغال عراق در سال ۲۰۰۳ میلادی و بعد از انحلال ارتش این کشور در آن سال، بسیاری از پرسنل بی‌کار شده توسط گروه‌های شبه‌نظامی جذب شدند و ناآرامی‌ها در این کشور برای سالیان متمادی ادامه پیدا کرد. به همین دلیل، در حال حاضر یکی از مهم‌ترین پرسش‌ها در ارتباط با آینده سوریه، آینده همین نیروی بزرگ است. آیا ارتش سوریه به کلی منحل خواهد شد؟ آیا قانون اجباری بودن سربازی تغییر خواهد کرد؟ آیا ارتشی جدید تاسیس خواهد شد یا این‌که شبیه به انقلاب سال ۵۷ در ایران تلاش خواهد شد تا همان ساختار نظامی قبلی، بعد از تصفیه، به نهادی در خدمت حکومت بعدی تبدیل شود؟

۳- مذاکرات صلح و قانون اساسی جدید

از فردای ناآرامی‌های سوریه در سال ۲۰۱۱، سازمان ملل تلاش کرد تا بین طرف‌های درگیر میانجیگری کند. این تلاش‌های دیپلماتیک که به مدت نزدیک به ۱۴ سال ادامه یافت، عملا زیرساختی قابل اعتنا برای میانجیگری بین‌المللی فراهم ساخته است. تجاربی مانند کنفرانس اول ژنو (۲۰۱۲)، کنفرانس دوم ژنو (۲۰۱۴)، قطعنامه ۲۲۵۴ شورای امنیت و تعیین یک نقشه راه برای دوران گذار (۲۰۱۵)، مذاکرات آستانه بین ایران، روسیه و ترکیه (۲۰۱۷) و تشکیل شورای قانون اساسی سوریه بر اساس بندهای قطعنامه شورای امنیت (۲۰۱۹) از جمله رویدادهایی هستند که انتظار می‌رود بر روی مذاکرات احتمالی در آینده اثر بگذارند. در سال ۲۰۱۹ حتی پیش‌نویس یک قانون اساسی نیز تهیه شد، اما در آن مذاکرات نمایندگان دولت اسد نیز حضور داشتند.

نوشتن قانون اساسی جدید برای سوریه، یکی از مهم‌ترین پرسش‌ها در این زمینه است که در این سال‌ها به فعالیت‌های بین‌المللی و ۹ جلسه خبرساز شورای قانون اساسی سوریه منجر شد. آیا همین روند در سوریه از سرگرفته خواهد شد و تلاش خواهد شد تا بر اساس چارچوب‌های قطعنامه ۲۲۵۴، قانون اساسی جدید نوشته شود؟ در جریان بهار عربی و سرنگونی حسنی مبارک در مصر، در نهایت آن‌چه که موجب شد تا دموکراسی نوپای این کشور با کودتای نظامی سرنگون شود و باردیگر یک ژنرال در این کشور به قدرت برسد، اختلاف نظرها بر سر محتوای قانون اساسی و اتهام اسلامی کردن آن توسط گروه اخوان‌المسلمین بود. آیا اسلامگرایان سوری نیز خواسته‌های مشابهی خواهند داشت؟

۴- عدالت انتقالی

تخمین زده می‌شود که در جریان نزدیک به ۱۴ سال جنگ داخلی، بیش از نیم میلیون نفر در سوریه کشته شده‌اند. در این مدت صدها گزارش درباره شکل و عمق نقض حقوق بشر در سوریه منتشر شد. بیش از نیم میلیون سوری به خارج از کشور پناه بردند و حدود شش میلیون نفر نیز در داخل کشور آواره شدند. شکنجه در زندان‌ها، حبس‌های طولانی مدت به دلیل حضور مسالمت‌آمیز در تظاهرات، احکام اعدام برای نارضیان سیاسی و ربودن و کشتن مخالفان، از جمله تکراری‌ترین ابزارهای رژیم اسد برای سرکوب اعتراض‌ها بود. به همین دلیل، گروه بزرگی از شهروندان سوریه انتظار خواهند داشت که حالا، پس از سرنگونی اسد، عدالت درباره آن‌ها اجرا شود؛ عدالتی که در حال حاضر هنوز دقیق روشن نیست به چه شکل خواهد بود و نگرانی‌هایی گسترده درباره احتمال انتقام‌جویی‌های خشونت‌بار وجود دارد.

ویرانی‌های سوریه

منبع تصویر، Getty Images

تجربه کشورهای دیگر در این زمینه نشان می‌دهد که اجرای عدالت انتقالی تا چه حد دشوار و زمان‌بر است. به عنوان مثال، مخالفان تونسی بعد از دو سال که زین‌العابدین بن‌ علی، رئیس‌جمهور وقت تونس با اتهامات مشابه به عربستان گریخت، موفق شدند نهادی برای این کار تاسیس کنند. «هیئت حقیقت و کرامت تونس» با این وظیفه به وجود آمد که درباره جرایم رژیم بن‌علی تحقیق کند و مقدمات محاکمه بازماندگان مجرم رژیم قبلی را فراهم کند. اما این هیئت با مقاومتی قابل توجه روبه‌رو شد و در نهایت، ارزیابی مثبتی از عملکرد آن ارائه نشد. این در حالی است که بر اساس تجارب تاریخی، عدالت انتقالی یکی از محوری‌ترین موضوعات برای موفقیت در پروژه‌های آشتی ملی و بازسازی کشور است.

۵- موقعیت و نقش ایران، روسیه و ترکیه

سه کشور ایران، روسیه و ترکیه، بیش از دیگر کشورهای منطقه و جهان در تحولات جنگ داخلی سوریه نقش بازی کردند. در میان این سه کشور، ایران و روسیه به شکلی فعال در جبهه مخالفان اسد، با آن‌ها جنگیدند. از نگاه بخشی از مخالفان و جامعه مدنی سوریه، این دو کشور در جنایات رژیم اسد نقش داشته‌اند و باید به دلیل این موضوع از آن‌ها حسابرسی شود. در عین حال، احتمال هرگونه اقدامات بیشتر از سوی این کشورها می‌تواند بر مسیر تحولات سوریه نقش بازی کند. مخالفان در نهایت چه سیاستی را در قبال این دو کشور پی خواهند گرفت و روابط دمشق با این دو کشور چگونه خواهد بود؟ هر دو کشور می‌گویند که با مخالفان اسد در تماس هستند و به دنبال روابطی تازه با حکومت بعدی اسد خواهند بود. اما هنوز روشن نیست که این روند به کدام سمت حرکت خواهد کرد؟

در مقابل، ترکیه که برخلاف دو کشور دیگر با سوریه هم مرز است، ظاهرا در قسمت برنده جنگ قرار گرفته است. این کشور حامی اصلی ارتش آزاد سوریه محسوب می‌شد و اساسا گروه‌هایی مانند هیئت تحریر شام، با حمایت نظامی و دیپلماتیک ترکیه موفق شده بودند تا در تمام این سال‌ها در بخش کوچکی از خاک سوریه به حیات خود ادامه بدهند. مهم‌ترین مساله ترکیه در سوریه، موقعیت و قدرت کردهای این کشور است که در یک دهه گذشته در شرق سوریه، به شکل خودمختار مناطق خود را اداره کرده‌اند. برای ترکیه، هرگونه ساختار سیاسی که در آن، کردها بتوانند کماکان خودمختاری خود را حفظ کنند، گزینه مطلوبی نخواهد بود و دور از انتظار نیست که این کشور، از نفوذ خود بر روی گروه‌هایی مانند ارتش آزاد سوریه برای جلوگیری از شکل‌گیری یک سوریه فدرال بهره ببرد.

۶- آینده گروه‌های جهادی و افراط‌گرا

گروه‌های اسلامگرای افراطی از سال ۲۰۱۲ و با تاسیس «جبهه النصره» به عنوان شاخه‌ای از القاعده وارد جنگ داخلی سوریه شدند. از سال ۲۰۱۳ و با ورود داعش به این کشور، نقش ایدئولوژی‌های اسلامی در این جنگ پررنگ‌تر هم شد. اگرچه در نهایت داعش به شکل قابل‌ توجهی در این جنگ شکست خورد، اما در سال ۲۰۱۷، گروه «تحریر شام» از ادغام گروه‌های «جبهه النصره» و دیگر اسلامگرایان سلفی سوریه به وجود آمد. این گروه در فهرست سازمان‌های تروریستی بسیاری از کشورها از جمله بریتانیا و آمریکا قرار دارد. اگرچه ابومحمد جولانی، رهبر این گروه مدعی است که این گروه دچار تحول شده، اما هنوز نقشی که آن‌ها در آینده سوریه بازی خواهند کرد، یکی دیگر از موضوعات مهمی است که می‌تواند اثرات درازمدت سقوط اسد را تعیین کند.

زنان با چادرهای سیاه و صورتهای پوشیده

منبع تصویر، Getty Images

ضمن این‌که داعش هنوز به عنوان یک گروه شورشی زیرزمینی در سوریه فعال است و حتی برخی از گروه‌های سوری مانند «حراس‌الدین» خود را وفادار به القاعده معرفی می‌کنند. این نگرانی وجود دارد که در غیاب یک حکومت مرکزی و ارتش مستقر و قدرتمند، سوریه به پناهگاهی برای اسلامگرایان افراطی و گروه‌های به اصطلاح «جهادی» تبدیل شود.

۷- سرنوشت کردها و مسئله خودمختاری

در پی آغاز جنگ داخلی سوریه در سال ۲۰۱۱، کردها با تشکیل «نیروهای دموکراتیک سوریه» (SDF) و «واحدهای مدافع خلق» (YPG) کنترل بخش‌های قابل توجهی از شمال و شرق سوریه را به دست گرفتند. آن‌ها در سال ۲۰۱۶ «اداره خودمختار شمال و شرق سوریه» را تأسیس کردند که به‌عنوان یک ساختار حکومتی محلی عمل می‌کند و به نام «روژآوا» معروف شده است. آن‌ها در این مدت با جامعه بین‌المللی در تعامل بودند و به طور کلی از حمایت‌های ایالات متحده نیز برخوردار بودند. در عین حال، موفقیت کردها در اداره مناطق شمال و شرق سوریه به یکی از نگرانی‌های اصلی ترکیه تبدیل شد و موجب شد تا ارتش این کشور وارد خاک سوریه شود.

رهبران کرد می‌گویند که قصد جدایی از سوریه و اعلام استقلال ندارند، بلکه می‌خواهند در ساختار آینده سوریه، در چارچوبی دموکراتیک، از حق خودمختاری برخوردار باشند. این یکی از مهم‌ترین پرسش‌ها در ارتباط با آینده سوریه است. سوریه علاوه بر کردها، سرزمین اقلیت‌های دینی نیز هست و گروه‌های جمعیتی علوی‌ها، دروزی‌ها و مسیحیان نیز علاقه‌مندند در یک نظام فدرالی، از سلطه احتمالی مسلمانان سنی در امان باشند. آیا آن‌ها موفق خواهند شد که به این خواسته تاریخی خود دست پیدا کنند؟ یا همین موضوع خود به ریشه اختلافات بیشتر در آینده تبدیل خواهد شد؟

۸- نقش قدرت‌های غربی و ایالات متحده

بشار اسد اگرچه هرگز به عنوان رهبری با ایدئولوژی ضدغربی شناخته نمی‌شد، اما او با اتکا به ادبیات ضداستعماری در قدرت بود و همانند پدرش، هرگز خود را در جبهه غرب نمی‌دید. از سال ۲۰۱۱ و اوج‌گرفتن اعتراض‌ها در این کشور، به ویژه بعد از آغاز کشتار معترضان بی‌سلاح به دست ارتش، بسیاری از دولت‌های غربی از جمله ایالات متحده، به صراحت خواستار پایان حکومت او بودند. اسد اگرچه موفق شد برخلاف پیش‌بینی‌های ناظران غربی برای سال‌های پیاپی بر سر قدرت بماند، اما این اتفاق بیشتر او را از غرب دور و به مخالفان غرب مانند ایران و سوریه نزدیک کرد.

یک سرباز آمریکایی در حال صحبت کردن به یک زن سوری در یکی از روستاهای شمالی سوریه

منبع تصویر، Getty Images

در حال حاضر، انتظارات از دولت کنونی آمریکا چندان بالا نیست. این دولت به زودی جایش را به گروه بعدی به رهبری دونالد ترامپ خواهد داد. آقای ترامپ در دوران قبلی ریاست‌جمهوری‌اش، پیگیر سیاست خارجی انزواطلبانه و خروج آمریکا از نقاط مختلف جهان بود. تنها استثنای او نیز اسرائیل بود. به همین دلیل، وقتی در کاخ سفید بود از حضور ن‍ظامی آمریکا در سوریه کاست و در برابر حمایت همه جانبه مسکو از اسد، مقاومت چندانی از خود نشان نداد. او در ارتباط با تحولات اخیر نیز در شبکه‌های اجتماعی گفته که معتقد است آمریکا باید کنار بنشیند و تحولات سوریه را نظاره کند. ظ‍اهرا مساله اصلی مورد توجه آقای ترامپ، جنگ اوکراین و توافق با روسیه است و اساسا واکنشش به مساله سوریه، در همین راستا بود. او به زودی به کاخ سفید خواهد رفت و همانند دیگر رهبران آمریکایی، تصمیماتش می‌تواند بر تحولات داخلی سوریه اثر بگذارد. آیا او آماده است که در حمایت از کردها وارد عمل شود و ترکیه را به عقب براند؟ اگر ناآرامی‌های سوریه به رشد و قدرت گرفتن گروه‌های اسلامگرای افراطی منجر شود، واکنش دولت آمریکا چه خواهد بود؟ آیا او همه وعده‌های قبلی‌اش را زیر پا خواهد گذاشت و به سوریه نیرو اعزام خواهد کرد؟

۹- وضعیت پناهجویان و آوارگان داخلی

سال‌ها جنگ در سوریه به شکل‌گیری یکی از بزرگترین بحران‌های پناهندگی در جهان منجر شد که آثاری قابل توجه بر روی کشورهای مختلف اروپایی گذاشت. ضمن این‌که کشورهای همسایه سوریه نیز در طول این جنگ در ابعادی بسیار عظیم‌تر با این بحران روبه‌رو شدند. در حال حاضر تخمین زده می‌شود که نزدیک به چهار میلیون پناهجوی سوری در ترکیه، ۸۵۰ هزار نفر در لبنان و ۶۶۰ هزار نفر در اردن هستند. در سال ۲۰۲۲، در کنفرانس بروکسل، ۶.۴ میلیارد یورو برای کمک به آوارگان سوری جمع‌آوری شد. با این حال، سازمان ملل اعلام کرده است که برای تأمین نیازهای اساسی سوری‌ها و کشورهای میزبان، به ۱۰.۵ میلیارد دلار نیاز است. برخی کشورها برنامه‌هایی برای بازگشت داوطلبانه پناهجویان به سوریه اجرا کرده‌اند. با این حال، نگرانی‌هایی درباره امنیت و شرایط زندگی در مناطق بازگشت وجود دارد.

کمبود بودجه برای برنامه‌های بشردوستانه، ارائه خدمات اساسی به آوارگان و پناهجویان را با مشکل مواجه کرده است. سال‌ها آوارگی و زندگی در شرایط سخت نیز، تأثیرات منفی بر سلامت روانی و اجتماعی آوارگان داشته است. میزان توجه جامعه بین‌المللی به این مساله در کنار ظرفیت‌های ساختارهای سیاسی-اجتماعی بعدی برای حمایت از آن‌ها، از جمله موضوعات اساسی برای آینده سوریه خواهد بود.

تصویری هوایی از یک روستای سوریه که به کلی ویران شده است

منبع تصویر، Getty Images

۱۰- بازسازی سوریه

نزدیک به ۱۴ سال جنگ داخلی در سوریه نه فقط صدها هزار کشته و میلیون‌ها مجروح و آواره برجای گذاشت، بلکه زیرساخت‌ها و بنیان‌های بسیار گران قیمت اقتصاد کشور را نیز از بین برد. بانک جهانی تنها در سال ۲۰۱۶ اعلام کرد که ظرف پنج سال اول جنگ، تولید ناخالص داخلی این کشور حدود ۲۲۶ میلیارد دلار ضرر کرده است. بانک جهانی همچنین سال ۲۰۲۳ اعلام کرد که اقتصاد سوریه از ابتدای جنگ تا آن زمان، ۶۰ درصد کوچکتر شده است. کارخانجات، سدها، نیروگاه‌ها، جاده‌ها، مدارس و بیمارستان‌های بسیاری در این مدت به کلی ویران شدند.

برای هزینه بازسازی سوریه در این سال‌ها تخمین‌های بسیاری منتشر شده‌اند؛ از ۴۰۰ میلیارد تا یک تریلیون (هزار میلیارد) دلار. فارغ از این‌که آیا جامعه بین‌المللی، اراده‌ای برای کمک به سوریه دارد یا نه، تامین هزینه‌های این بازسازی، یکی دیگر از چالش‌های پیش‌روی سوریه پسا اسد خواهد بود. ضمن این‌که انتظار می‌رود روسیه و ایران که تاکنون در جریان بازسازی این کشور، نقشی مهم داشتند، از حمایت‌هایشان دست بکشند. آیا کشورهایی مانند عربستان، امارات، قطر و ترکیه، بار سنگین این بازسازی را به دوش خواهند کشید؟ آیا کشورهای غربی و سازمان‌های بین‌المللی نیز در این زمینه تمایلی برای مشارکت جدی دارند؟ در نهایت، هر کس که به سوریه برای بازسازی کمک کند، چه انتظاراتی از حکومت و جامعه سوریه در آینده خواهد داشت؟ پاسخ این پرسش‌ها، مانند باقی پرسش‌های موجود، تصویری حقیقی‌تر از سوریه و آینده‌ای که در انتظارش است، پیش روی ما خواهد گذاشت.