ناظران می‌گویند؛ طالبان، شیعه‌های افغانستان و نقش ایران

آنتونیو جستوزی - نویسنده و پژوهشگر

یک سالگی سقوط

منبع تصویر، Jafar M Twitter

توضیح تصویر، جعفر مهدوی (از راست سوم) در افغانستان ماند و از طالبان حمایت کرد

مجموعه "ناظران می‌گویند" بیانگر نظر نویسندگان آن است. بی‌بی‌سی فارسی می‌کوشد در این مجموعه، با انعکاس دیدگاه‌ها و افکار طیف‌های گوناگون، چشم‌انداز متنوع و متوازنی از موضوعات مختلف ارائه دهد. بدیهی است انتشار این آرا و نقطه‌نظرها، به معنای تایید آنها نیست.

ناظران

با روی کار آمدن دوباره طالبان در افغانستان و فشارها بر اقلیت‌ها برخلاف انتظار تا قبل از بحران اخیر در بلخاب، شیعیان افغانستان در مقابله با طالبان فعال نبودند. در سپتامبر ٢٠٢١، علیپور فرمانده جنجالی هزاره مخالفت خود را با طالبان و همسویی خود را با جبهه مقاومت ملی اعلام کرد، اما گروه او با وجود داشتن صدها نیرو و پیشینه‌ مخالفت مسلحانه علیه دولت قبلی، هرگز دست به سلاح نبرد.

یکی دیگر از فرماندهان شبه نظامی هزاره، شجاعی، مدتی پس از تسلط طالبان، کنترل بخش‌های از ولسوالی «دره صوف پایین» ولایت سمنگان را در دست داشت، اما این جبهه به زودی فروپاشید و شجاعی به ایران گریخت.

بلافاصله پس از سقوط کابل به دست طالبان، چندین فرمانده و رهبر احزاب و شبه نظامیان شیعه به خارج از کشور فرار کردند. از جمله معروف ترین چهره‎‌ها می‌توان به محمد محقق و کریم خلیلی، روسای دو جناح اصلی حزب وحدت اشاره کرد.

با این حال، چندین تن از رهبران و روحانیون برجسته شیعه در کابل ماندند؛ یا به این دلیل که در آنجا گیر افتاده بودند و راهی برای خروج نداشتند و یا ترجیح دادند جایی نروند.

برخی از آنها از «امارت» طالبان انتقاد کرده‌اند، مانند سید جواد حسینی، رهبر یک گروه کوچک به نام حزب عدالت و توسعه که در نهایت در ماه جون/ژوئن دستگیر شد. با این حال، اکثریت سعی کرده‌اند با مسئولین جدید تعامل کنند. «امارت اسلامی» نامی است که طالبان برای حکومت خود استفاده می‌کنند.

یک سالگی سقوط

منبع تصویر، Social Media

توضیح تصویر، مهدی مجاهد، فرمانده شیعه هزاره طالبان که روی تقسیم منابع ناراضی شد و از طالبان برید

از جمله اولین کسانی که از طالبان حمایت کرد جعفر مهدوی، رهبر سابق «جنبش روشنایی» و نماینده مجلس بود. آقای مهدوی بلافاصله پس از سقوط کابل شروع به توییت زدن در حمایت از طالبان کرد. به نظر می‌رسد که او فرصتی را برای ایجاد یک جایگاه سیاسی برای خود دیده و از همین رو از نخستین افرادی بود که مسئولیت ارتباط بین جامعه شیعه و طالبان را بر عهده گرفت.

آقای مهدوی اولین نشست بزرگ بین شیعیان و طالبان را در ماه نوامبر سازماندهی کرد، اما با آنکه بسیاری از رهبران ارشد طالبان دعوت شده بودند، تنها ذبیح الله مجاهد، سخنگوی ارشد طالبان در آن شرکت کرد. گفته می‌شود که به آقای مهدوی وعده داده شده بود که طالبان یک هزاره را به عنوان معاون نخست وزیر منصوب خواهند کرد؛ وعده‌ای که اگر هم درست باشد، طالبان هنوز به آن عمل نکرده‌اند.

با توجه به ماهیت «امارت طالبان»، روحانیون شیعه احتمالاً در موقعیت بهتری نسبت به آقای مهدوی برای مذاکره با طالبان قرار دارند. چند تن از روحانیون در مورد موقعیت و حقوق جامعه شیعیان در «امارت» با طالبان گفت‌وگو کرده‌اند. اما در نهایت، طالبان به جای انتصاب بیشتر هزاره‌ها در مناصب دولتی، یک کمیسیون شیعی را تشکیل داده‌اند. انتظار می‌رفت افراد سرشناس شیعه در آن حضور پیدا کنند . علی جاوید، رهبر یکی از جناح‌های حزب حرکت اسلامی و استاد محمد اکبری، رهبر فراکسیون حزب وحدت به رهبری خودش، در تشکیل این کمیسیون مشارکت داشتند. این کمیسیون قرار بود نامزدهای شیعه مناسب را برای انتصاب در مناصب رسمی نیز شناسایی کند.

بلخاب کمکی به ماجرا نکرد

بر اساس گزارش‌ها، طالبان وعده داده‌اند که برای شیعیان دست‌کم یک پست وزارت و سه تا چهار ولایت را واگذار کنند. طالبان چند تن از شیعیان را در کابینه منصوب کرده‌اند. از این میان می‌توان از محمد حسن غیاثی، معاون وزیر بهداشت/صحت‌عامه که در ماه سپتامبر منصوب شد و عبدالطیف نظری که در ماه دسامبر به عنوان معاون وزیر اقتصاد گماشته شدند، نام برد. بدیهی است که جامعه شیعه این انتصابات را برای تضمین نمایندگی خود در دولت کافی نمی‌دانند.

در ماه جنوری/ژانویه، بزرگان هزاره نشست دیگری را در غرب کابل ترتیب دادند تا به طالبان در مورد وعده‌های‌شان برای انتصاب هزاره‌ها در مناصب دولتی یادآوری کنند.

دلیل احتمالی عملی نشدن وعده‌های طالبان شاید عدم توافق اعضای این گروه روی افراد است. در حالی که اکثریت طالبان شاید بر ایده و نیاز به یک دولت فراگیر و فواید آن توافق نظر داشته باشند ولی ظاهرا در مورد افراد و شخصیت‌ها، هنوز نتوانسته اند به توافقی دست یابند.

مخالفت با کارنامه افرادی که در نظام جمهوری بودند، بهانه‌ای خوبی برای آن عده اعضای گروه طالبان است که در اصل با نظام فراگیر مشکل دارند و با این بهانه‌گیری می‌توانند روند فراگیرشدن نظام را به تاخیربیاندازند.

بعید است که بحران بلخاب کار طالبان و روحانیون شیعه را که روی فراگیر شدن حکومت طالبان کار می‌کنند، آسان‌تر کرده باشد. زمانی که بحران بلخاب آغاز شد، هیچ یک از افراد سرشناسان هزاره‌ داخل افغانستان در مورد آن اظهار نظر نکردند. یگانه استثنا محمد حسن شریفی بلخابی، نماینده پیشین بلخاب بود که از روایت طالبان حمایت و در تلویزیون ظاهر شد از مردم بلخاب دعوت کرد تا به بلخاب بازگردند.

شیعه‌های افغانستان گروهی است که بیشترین تبعیض علیه آنها صورت گرفته است؛ فقه جعفری در هیچ دادگاهی تطبیق نمی‌شود و آموزش آن هم در حال حذف شدن است.

همزمان شماری از چهره‌های تاثیرگذار در گروه طالبان اصرار دارند که قوانین افغانستان صرفا بر بنیاد مذهب حنفی باشد، موضوعی که خیلی نویدبخش برای شیعه‌های افغانستان نیست.

یک سالگی سقوط

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، شماری از اعضای تاثیرگذار گروه طالبان اصرار بر تطبیق یگانه فقه حنفی در افغانستان هستند

نقش ایران

سوال اکنون این است که پس چرا در صفوف شیعیان در مقایسه با تاجیکان حرکت و انسجامی دیده نمی‌شود؟

جامعه شیعه بین کسانی که از همکاری با «امارت طالبان» حمایت می کنند و کسانی که مایل به مقاومت هستند تقسیم شده است.

گروه اولی باور دارد طالبان برای مدت طولانی در قدرت می‌ماند. شایعاتی مبنی بر سازماندهی هواداران علیپور در بهسود از ماه‌ها قبل به گوش می‌رسید، اما در بهار و تابستان هیچ مقاومت مسلحانه قابل توجهی در آنجا مشاهده نشد.

شماری رهبران و فرماندهان تاجیک در سال‌های پیش از روی کار آمدن طالبان، ذخایر بزرگ اسلحه و مهمات را در پنجشیر و مناطق دیگر نگهداری می‌کردند. چنین امری در خصوص شیعیان صادق نیست مگربه استثنای رهبران و فرماندهانی که روابط نزدیکی با ایران داشتند. با این حال، به نظر می‌رسد که مقامات ایرانی نقش مهمی در جلوگیری از ظهور مخالفان مسلح در میان اقلیت شیعه داشته‌اند.

منابع داخل جامعه هزاره می‌گویند که علیرغم تماس با مقامات ایرانی برای جلب حمایت، تنها به کسانی که به دنبال پناهندگی در خارج از کشور هستند کمک شده است. نقل مکان علیپور به ایران یکی از این موارد است.

گفته می‌شود که ایرانی‌ها فعالانه دوستان قدیمی خود را در داخل افغانستان از بدست گرفتن اسلحه منصرف کرده‌اند و از آنها می‌خواهند تا منتظر بمانند. در عین حال، ایرانی‌ها به دنبال بهبود وضعیت جامعه شیعه از طریق مذاکره هستند.

این رویکرد با سیاست تقریباً همه کشورهای دیگر منطقه (پاکستان، ازبکستان، ترکمنستان، روسیه، چین، ترکیه) همسو است. تا کنون همه‌‌ای این کشورها از پشتیبانی از گروه‌های مخالف خودداری کرده‌اند.

منابع طالبان می گویند که جمهوری اسلامی ایران یک گروه ٣٠ تا ٤٠ نفره از ماموران و افراد مورد حمایت خود در کابل دارد که به طالبان در ارتباط با جامعه شیعه و میانجیگری میان طالبان و عناصر شیعه متخاصم از جمله مهدی مجاهد، مشاوره می دهند. ولی در بلخاب فعالیت‌های این مجموعه مشورتی، ظاهرا بی نتیجه مانده است.

ایران طالبان را تحت فشار قرار داده است تا شخصیت‌های مطرح هزاره را وارد نظام کند. حتی از محقق وخلیلی با وصف آنکه در تبعید بسر می‌برند، نام برده شده است.

در میان طالبان اما، دیگر رغبتی برای برگشتاندن چهره‌های کهنه افغانستان از همان هفته‌های آغازین تغییر رژیم، وجود ندارد و تنها امکان به صحنه کشیدن چهره‌های جدید، شاید در دست بررسی باشد.

بسیاری از جوانان شیعه امیدوار بودند که ایران رویکرد خود را تغییر دهد، اما در حال حاضر هیچ نشانه‌ای از تغییر وجود ندارد. بدون حمایت ایران، مخالفت گسترده شیعیان غیرممکن به نظر می رسد.

Skip مطالب بیشتر از آنتونیو جستوزی and continue readingمطالب بیشتر از آنتونیو جستوزی

End of مطالب بیشتر از آنتونیو جستوزی

پوشش ویژه بی‌بی‌سی فارسی از افغانستان یک سال بعد از بازگشت طالبان