وقتی مردم جای سلطان نشستند؛ داستان تولد جمهوری در ترکیه

منبع تصویر، Getty Images
- نویسنده, مروه کارا کاشکا
- شغل, بخش ترکی بیبیسی
«آقایان، فردا جمهوری را اعلام خواهیم کرد.»
وقتی مصطفی کمال شامگاه ۲۸ اکتبر ۱۹۲۳ در کاخ چانکایا این جمله را بر زبان آورد، هفت تن از نزدیکترین همراهانش نیز بر سر میز حضور داشتند.
به گفته محمد آلکان، تاریخدان برجسته و نویسنده کتاب «جمهوریت: بازنگری یک قرن»، اعلام جمهوری در ۲۹ اکتبر برای همه، جز همان جمع کوچک، غافلگیرکننده بود.
روز بعد، جمهوری ترکیه در مجلس ملی کبیر ترکیه، با فریادهای پرشور «زنده باد جمهوری» رسماً تاسیس شد.
آقای آلکان، رئیس بخش علوم سیاسی و روابط بینالملل دانشگاه استانبول، میگوید این لحظه تاریخی، مرحله پایانی روندی نزدیک به صد سال است.
او میگوید «اگر نگاهی به ریشههای فکری این روند بیندازیم که از میانه قرن نوزدهم شکل گرفت و بعد از جنگ جهانی اول سرعت گرفت، میبینیم که مسیر تاریخ از همان زمان بهسمت جمهوری پیش میرفت.»
تاریخدانان بر این باورند که تحولات پس از دوران مشروطیت، همراه با تجربه جنگ استقلال و تمایل به برچیدن نهاد خلافت، از عوامل موثر در تصمیم به اعلام جمهوری در ۲۹ اکتبر ۱۹۲۳ بودند.
برخی تاریخپژوهان بر این باورند که اندیشه جمهوری در امپراتوری عثمانی ریشههایی دارد که به قرن هفدهم بازمیگردد، هرچند گروهی دیگر با این دیدگاه موافق نیستند.
واژه «جمهور» چه مفهومی دارد و از کجا میآید؟
به گفته آلپرن توپال، تاریخدان و نویسنده کتاب «از جمهور تا جمهوریت: سلطنت و مخالفان آن در اندیشه عثمانی»، پایههای فکری جمهوری در عثمانی را میتوان دستکم تا قرن هفدهم دنبال کرد.
گمان غالب این است که اندیشه جمهوری در امپراتوری عثمانی تحت تأثیر مستقیم اندیشههای سیاسی فرانسه پدید آمد.
توپال در گفتوگو با بخش ترکی بیبیسی بر جواب این پرسش تمرکز کرد که چرا ترجمه عثمانی واژه فرانسوی ریپوبلیک «république» از واژه عربی «جمهور» گرفته شده، نه از واژههایی با معنای مشابه.
در زبان ترکی، واژه «جمهور» به معنای «اکثریت» یا «جمع مردم» بهکار میرود.

منبع تصویر، Getty Images
توپال با طرح این پرسش، در آرشیوهای عثمانی به جستوجو میپردازد تا رد کاربرد واژه «جمهور» در زمینه سیاسی را بیابد.
او تاکید میکند که در قرن هفدهم، واژه «جمهور» در استانبول برای توصیف جمعیتهایی که در شورشهای شهری شرکت داشتند، از جمله ینیچریها، پیشهوران و طلاب مدارس دینی، بهکار میرفت.
به گفته توپال، نخستین نمونه شناختهشده از کاربرد این واژه در چنین معنایی به سال ۱۶۲۲ میلادی بازمیگردد.
اما کاربرد واژه «جمهور» در آن دوران چه نکتهای درباره پیشینه فکری جمهوری برای ما روشن میکند؟
«بهجای مفاهیم، باید بر انتقال تجربهها تمرکز کنیم»
یاووز آیکان، دانشیار تاریخ در دانشگاه پاریس ۱ پانتئون-سوربن، میگوید: «حتی با نگاهی گذرا میتوان دید که این واژه در فرمانهای سلطنتی قرن پانزدهم بهکار رفته است، و با بررسی دقیقتر شاید بتوان رد آن را در دورههای پیشتر نیز یافت.»
او هشدار میدهد که تمرکز بیش از حد بر مفاهیم زبانی میتواند گمراهکننده باشد.
آیکان برای نمونه به واژه فرانسوی «révolution» به معنای انقلاب یا کودتا اشاره میکند.
انقلاب فرانسه (۱۷۸۹–۱۷۹۹) که به نظام سلطنتی پایان داد، از مهمترین رخدادهای تاریخی در شکلگیری دولت-ملتهای مدرن بهشمار میرود.

منبع تصویر، Getty Images
آیکان میگوید: «این واژه در شکل کنونیاش بیتردید به حوزه معنایی اروپا تعلق دارد. اما بهجای آنکه مستقیماً بهدنبال این مفهوم باشیم، منطقیتر آن است که نشانههای تاریخی را بررسی کنیم که در زمینههای دیگر شباهتهایی با انقلاب دارند.»
آیکان یادآوری میکند که شورشهای پاطرونا خلیل در سال ۱۷۳۰، پیش از انقلاب فرانسه، علیه داماد ابراهیم پاشا درگرفت و به عصر لاله (اصلاحات) پایان داد. او میگوید: «اگر باور داریم واژه «révolution» پس از ۱۷۸۹ معنایی دقیق و تثبیتشده پیدا کرد، در آن صورت باید بپذیریم که شورشهای مردمی مانند پاطرونا خلیل هم در شکلگیری این معنا نقش داشتهاند.»
آیکان تاکید میکند که فارغ از کاربرد واژه «جمهور»، مفهوم سیاسی «جمهوریت» بهعنوان یک ساختار حکومتی پدیدهای بسیار تازهتر است.
«اندیشه جمهوری از دهه ۱۸۶۰ وارد عرصه بحثهای فکری شد»
تاریخدانان بر این باورند که اندیشه جمهوری بهعنوان یک نظام حکومتی از قرن نوزدهم در امپراتوری عثمانی مطرح شد.
به گفته محمد آلکان، روشنفکران عثمانی مفهوم جمهوری را از مدتها پیش میشناختند، اما بحث نظری درباره آن در دهه ۱۸۶۰ آغاز شد.

منبع تصویر، Getty Images
آلکان، رئیس پیشین بنیاد تاریخ، میگوید یکی از مهمترین نوشتهها در این زمینه، مقالهای از ضیا پاشا است که در سال ۱۸۷۰ در روزنامه «حریت» منتشر شد.
روزنامه «حریت» را در آن زمان«عثمانیهای جوان» منتشر میکردند که ابتدا در پاریس و سپس در لندن در تبعید بودند.
ضیا پاشا در مقالهای با عنوان «تفاوت جمهوری با حکومت فردی»، حاکمیت مردم را با نظام سلطنتی مقایسه کرد.
جنبش ترکان جوان چگونه تاثیرگذار شد؟
پس از انقلاب فرانسه، اندیشه جمهوریخواهی در سراسر جهان گسترش یافت و محبوبیت پیدا کرد.
آلکان میگوید تحت تأثیر انقلاب، نهادهای انتخاباتی، نمایندگی و پارلمان گسترش یافتند، و در قرن نوزدهم قانون اساسی نیز به آنها افزوده شد.
در امپراتوری عثمانی نیز پس از دوره تنظیمات (۱۸۳۹ تا ۱۸۷۶)، قدرت دربار بهتدریج رو به کاهش گذاشت و نفوذ دربار محدود شد.
نخستین قانون اساسی امپراتوری عثمانی در سال ۱۸۷۶ وضع شد و در همان زمان اولین پارلمان هم افتتاح شد.
آلکان میگوید: «این زمان بسیار زود بود؛ با گشودن پارلمان و وضع قانون اساسی، روند محدود شدن قدرت سیاسی دربار آغاز شد.»
پس از این دوره، حکومت سیساله عبدالحمید دوم با انقلاب ترکان جوان پایان یافت.
جنبش ترکان جوان که با نظام سلطنتی مخالف بود، از مهمترین پایههای نوسازی سیاسی و فکری در امپراتوری عثمانی و ترکیه بهشمار میرود.
او میافزاید: «از ۲۳ ژوئیه ۱۹۰۸، سلطنت مشروطه کمکم نهادینه شد؛ سلطان در پسزمینه قرار گرفت و تنها اختیاراتی نمادین برایش باقی ماند.»

منبع تصویر، Getty Images
«تمایل به برچیدن نهاد خلافت، تاثیری تعیینکننده داشت»
گمان میرود که مجموعهای از عوامل و نیروهای متنوع، در تصمیم مصطفی کمال برای برگزیدن جمهوری بهعنوان نظام حکومتی، نقش مؤثری ایفا کردهاند.
احمد کویاش، تاریخنگار برجسته و نویسنده کتاب «داستان بنیانگذاری جمهوری»، تأکید میکند که باور به ضرورت لغو خلافت، از عوامل مهم در این تصمیم بوده است.
به گفته او، در یک دولتملت که در آن همه شهروندان برابرند، وجود خلافت بههیچوجه ممکن نبود؛ چرا که چنین دولتی ناگزیر است فاصله یکسان و بیطرفانه خود را پیروان همه ادیان و مذاهب، حفظ کند.
به گفته کویاش در گفتوگو با بیبیسی ترکی، تصمیمگیرندگان آن دوره بهدرستی ابتدا نظام سلطانی را برچیدند و سپس به لغو خلافت اقدام کردند.
سلطنت در یکم نوامبر ۱۹۲۲ رسماً برچیده شد.
پس از آنکه محمد ششم، سلطان وحیدالدین، آخرین سلطان عثمانی در ۱۷ نوامبر ۱۹۲۲ کشور را ترک کرد، مقام خلافت به عبدالمجید افندی واگذار شد.
در سوم مارس ۱۹۲۴، مجلس ترکیه با رای خود نهاد خلافت را بهطور کامل حذف کرد.
«حتی در دشوارترین شرایط اشغال نیز باید انتخابات برگزار کنیم»
تورنااوغلو بر این باور است که اندیشه جمهوری، که بهتدریج در درون و پیرامون امپراتوری عثمانی جای خود را باز کرد، با تجربه جنگ استقلال به شکلی ملموس و عملی تحقق یافت.
محمد آلکان یادآور میشود که حتی در جریان جنگ استقلال هم تمام قدرت در یک فرد متمرکز نبود: «برعکس، باور عمومی این بود که حتی در دشوارترین شرایط اشغال باید انتخابات برگزار شود، مجلسی از نمایندگان مردم تشکیل شود و تصمیمها با مشورت جمعی گرفته شود، زیرا در سختترین دورانها خرد جمعی برتر از عقل فردی است.»
او میافزاید: «از اینرو، هرچند جمهوری در ۲۹ اکتبر ۱۹۲۳ رسماً اعلام شد، اما پیشتر در عمل، زمینه و تجربهای فراهم شده بود که راه را برای آن هموار کرد.»

منبع تصویر، Getty Images
«از این پس، حاکمیت از آن مردم خواهد بود»
تورنااوغلو میگوید جنگ استقلال شکاف میان حکومت تضعیفشده استانبول و مرکز نوپای قدرت در آنکارا را عمیقتر کرد.
به گفته تورنااوغلو، «انفعال دولت استانبول در دوران اشغال» و پذیرش پیمان سور، این باور را پدید آورد که حکومت عثمانی «نه توان اداره کشور را دارد، نه مشروعیت اخلاقیاش را حفظ کرده است».

منبع تصویر، Getty Images
در مقابل، مجلسی که در آنکارا تشکیل شد، به «تنها نماینده مشروع اراده ملی و حاکمیت مردمی» بدل شد.
«جمهوری را نباید گسستی ناگهانی دانست، بلکه میتوان آن را نتیجه تبدیل بحرانی که در زمان جنگ پدید آمد به یک فرصت دانست؛ فرصتی که به شکلگیری و نهادینه شدن برداشت تازهای از مفهوم حاکمیت انجامید.»
تورنااوغلو میافزاید: «به این ترتیب، با رهبری مصطفی کمال آتاترک و اندیشمندان بنیانگذار جمهوری، آن رویا و آرمان به واقعیت تبدیل شد. در بحثهای آن زمان حتی گفته میشد: «از این پس، حاکمیت در دست مردم خواهد بود.»













