اعتراض‌های ایران در رسانه‌های غربی؛ «حکومت ایران در چرخه‌ای مرگبار گرفتار شده است»

روزنامه وال استریت ژورنال

منبع تصویر، The Wall Street Journa / @WSJ

توضیح تصویر، از نگاه بسیاری از رسانه‌های غربی اعتراض‌ها به چالشی سیاسی و وجودی برای بقای حکومت تبدل شده است

مرور گزارش‌ها و سرمقاله‌های روزنامه‌ها و رسانه‌های غربی درباره اعتراض‌های ایران نشان می‌دهد که در نگاه ناظران خارجی، این تحولات از سطح یک ناآرامی مقطعی فراتر رفته و به آزمونی جدی برای آینده و بقای جمهوری اسلامی تبدیل شده است.

تقریبا همه این مقاله‌ها بر یک نکته توافق دارند: اعتراض‌هایی که با مطالبات اقتصادی آغاز شد، خیلی زود به چالشی سیاسی و وجودی برای حکومت بدل شد و واکنش حاکمیت نیز، ترکیبی از سرکوب خیابانی، قطع ارتباطات و تلاش برای کنترل روایت بوده است.

اما بر سر نتیجه نهایی این تحولات اتفاق نظر وجود ندارد. برخی سرمقاله‌ها از «فرصتی تاریخی» برای تغییر سخن می‌گویند و معتقدند مجموعه‌ای از فشارهای داخلی و خارجی، جمهوری اسلامی را در موقعیتی بی‌سابقه قرار داده است. در مقابل، تحلیل‌های محتاط‌تر هشدار می‌دهند که شتاب‌زدگی در قضاوت یا اتکای بیش از حد به مداخله بیرونی می‌تواند هم به انسجام بیشتر دستگاه سرکوب حکومت ایران منجر شود و هم هزینه انسانی اعتراض‌ها را افزایش دهد.

در مرکز این بحث‌ها، یک پرسش مشترک دیده می‌شود: آیا ایران در آستانه یک نقطه عطف سیاسی قرار گرفته، یا با تکرار الگویی آشنا از اعتراض و سرکوب روبه‌روست؟

وال‌استریت ژورنال؛ درخواست صریح از ترامپ

سرمقاله وال‌استریت ژورنال اعتراض‌های اخیر را نه صرفا واکنشی خودجوش، بلکه پاسخی گسترده به فراخوان شاهزاده رضا پهلوی توصیف می‌کند و بر این باور است که حضور پرشمار معترضان، این فراخوان را از سطح یک پیام سیاسی به یک رویداد میدانی ارتقا داده است.

شورای سردبیری روزنامه در این سرمقاله به صحنه‌هایی اشاره می‌کند که از نظر آن نشان‌دهنده عبور اعتراض‌ها از خطوط پیشین است: حمله به مراکز حکومتی، آتش‌زدن نمادهای رسمی و درگیری مستقیم با نیروهای امنیتی در شهرهای مختلف.

اما یکی از نکات مهم این سرمقاله، پیوند دادن اعتراض‌های داخلی با سیاست خارجی آمریکاست. وال استریت ژورنال موضع دونالد ترامپ را برجسته می‌کند و می‌نویسد تهدید او مبنی بر واکنش سخت در صورت کشتار گسترده، می‌تواند در محاسبات تهران نقش بازدارنده داشته باشد.

این روزنامه به صراحت از دولت آمریکا می‌خواهد تمرکز بر مذاکرات هسته‌ای را کنار بگذارد و به حمایت عملی از معترضان بیندیشد؛ از جمله با تسهیل دسترسی به ارتباطات و به رسمیت شناختن یک چهره مشخص به عنوان نقطه تمرکز اپوزیسیون. در نگاه وال‌استریت ژورنال، اعتراض‌های ایران تنها یک بحران داخلی نیست، بلکه فرصتی است که می‌تواند به تغییر رژیم منجر شود و موازنه قدرت در منطقه را دگرگون کند.

 وال استریت ژورنال

منبع تصویر، wsj.com

توضیح تصویر، عنوان مقاله وال استریت ژورنال: مردم ایران به فراخوان پاسخ دادند

واشنگتن‌پست؛ فرسایش تدریجی «رژیم زامبی‌»

یادداشت دیوید ایگنیشس در واشنگتن‌پست، اگرچه تصویر تیره‌ای از آینده جمهوری اسلامی ترسیم می‌کند، اما لحنی نسبتا محتاط‌تر است. او حکومت ایران را نظامی می‌بیند که در چرخه‌ای فرساینده گرفتار شده است؛ چرخه‌ای که در آن سرکوب می‌تواند اعتراض‌ها را موقتا خاموش کند، اما نارضایتی‌های عمیق را از میان نمی‌برد و هر بار در شکلی تازه بازمی‌گرداند.

در همین چارچوب او به نقل از کریم سجادپور، تحلیلگر ارشد اندیشکده کارنگی برای صلح بین‌المللی، جمهوری اسلامی را «رژیم زامبی‌» توصیف می‌کند که بقای خود را نه از رضایت اجتماعی، بلکه از اتکای مداوم به زور و ابزارهای سرکوب می‌گیرد.

آقای ایگنیشس در این یادداشت با تیتر «حکومت ایران در چرخه‌ای مرگبار گرفتار شده است»، فرسایش داخلی جمهوری اسلامی را در کنار فشارهای منطقه‌ای و امنیتی می‌گذارد و می‌نویسد مجموعه‌ای از شکست‌ها و تضعیف‌ها، تصویر اقتدار جمهوری اسلامی را مخدوش کرده است. یکی از بخش‌های محوری یادداشت او به پرسش‌های سیاست‌گذاری آمریکا اختصاص دارد. او از دوگانه‌ای سخن می‌گوید که واشنگتن با آن روبه‌روست: از یک سو وسوسه حمایت فعال از معترضان و از سوی دیگر نگرانی از این‌که چنین حمایتی بهانه‌ای برای سرکوب شدیدتر یا حتی رویارویی نظامی فراهم کند.

ایگنیشس به طور مشخص به بحث کمک به دور زدن قطع اینترنت اشاره می‌کند و یادآوری می‌کند که این ایده در گذشته نیز مطرح شده، اما به دلیل پیامدهای امنیتی کنار گذاشته شده بود. حال، به گفته او، اعتراض‌های اخیر این پرسش را دوباره زنده کرده است که آیا کفه هزینه و فایده تغییر کرده یا نه. در مقایسه با جنبش «زن، زندگی، آزادی»، این یادداشت بر نقش پررنگ‌تر خشم اقتصادی تاکید می‌کند و می‌نویسد حمایت از رضا پهلوی می‌تواند به اعتراض‌ها لحن ملی‌گرایانه‌تری بدهد، بی‌آن‌که الزاما به معنای شکل‌گیری یک آلترناتیو روشن باشد.

گاردین؛ هشدار درباره «شتاب‌زدگی»

سرمقاله روزنامه بریتانیایی گاردین نگاه محتاط‌تری به روایت «نقطه عطف» دارد. این روزنامه قطع اینترنت را نشانه‌ای از نگرانی حکومت می‌داند، اما هم‌زمان هشدار می‌دهد که نباید از این نشانه‌ها نتیجه‌گیری شتاب‌زده کرد. گاردین می‌نویسد جمهوری اسلامی تحت فشارهای بی‌سابقه‌ای قرار دارد: بحران اقتصادی عمیق، مسئله جانشینی رهبر، تضعیف متحدان منطقه‌ای و آسیب دیدن تصویر بازدارندگی نظامی.

با این حال، این سرمقاله تاکید می‌کند که تهدیدهای بیرونی، به ویژه از سوی دونالد ترامپ، می‌تواند پیامدهای دوگانه داشته باشد. از یک سو ممکن است حکومت را محتاط‌تر کند، اما از سوی دیگر، دست آن را برای نسبت دادن اعتراض‌ها به «دشمن خارجی» باز می‌گذارد. گاردین با اشاره به تجربه‌های پیشین، هشدار می‌دهد که مداخله یا تهدید خارجی می‌تواند به تقویت نقش سپاه و نهادهای امنیتی منجر شود و فضای داخلی را نظامی‌تر کند.

پیام اصلی این سرمقاله این است که حمایت واقعی از مردم ایران لزوما به معنای فشار علنی یا تهدید نظامی نیست. به نوشته گاردین، بسیاری از اقداماتی که به نام کمک مطرح می‌شوند، اگر بدون در نظر گرفتن پیامدهای اجتماعی و انسانی باشند، می‌توانند نتیجه‌ای معکوس داشته باشند و هزینه اعتراض‌ها را افزایش دهند.

در تحلیلی دیگر پاتریک وینتور، سردبیر دیپلماتیک گاردین، تمرکز خود را بر مسئله رهبری و نبود یک گزینه سیاسی شفاف می‌گذارد. او می‌نویسد اگرچه هواداران رضا پهلوی تلاش می‌کنند حضور خیابانی را نشانه پذیرش رهبری او معرفی کنند، اما واقعیت از نگاه او پیچیده‌تر است.

به گفته آقای وینتور، برای بسیاری از معترضان، شعارهای سلطنت‌خواهانه بیش از آن‌که بیان حمایت از یک پروژه سیاسی مشخص باشد، نشان‌دهنده خشم، ناامیدی و نبود گزینه‌های دیگر است.

این تحلیل بر خلأ برنامه سیاسی مشترک در میان مخالفان تاکید می‌کند و یادآور می‌شود که بسیاری از چهره‌های منتقد یا در زندان‌اند یا امکان فعالیت علنی ندارند. نویسنده به موضع‌گیری نهادهای مدنی و صنفی اشاره می‌کند که نسبت به هرگونه راه‌حل تحمیلی، چه از سوی قدرت‌های خارجی و چه در قالب بازگشت به اشکال پیشین اقتدار، هشدار داده‌اند.

تصویر از اعتراض‌ها در ایران

منبع تصویر، MAHSA / Middle East Images / AFP via Getty Images

توضیح تصویر، نویسنده واشنگتن‌پست بر این باور است که حکومت ایران در چرخه‌ای فرساینده گرفتار شده است

ایندیپندنت؛ مقایسه ابعاد اعتراض‌ها با انقلاب ۵۷

سرمقاله روزنامه بریتانیایی ایندیپندنت لحن صریحی دارد و از تغییر رژیم به عنوان گزینه‌ای مطلوب سخن می‌گوید. این روزنامه می‌نویسد قطع ارتباطات خود نشان می‌دهد که حکومت با بحرانی جدی روبه‌روست و دیگر نمی‌تواند به راحتی افکار عمومی را مدیریت کند. ایندیپندنت به تفاوت لحن میان رهبر جمهوری اسلامی و رئیس‌جمهور اشاره می‌کند، اما تاکید می‌کند که در ساختار قدرت ایران، تصمیم نهایی همچنان در دست نهادهای امنیتی و مذهبی است.

نکته برجسته این سرمقاله، مقایسه مستقیم اعتراض‌های اخیر با ماه‌های منتهی به انقلاب ۱۳۵۷ است. به نوشته ایندیپندنت، گستره اعتراض‌ها و حضور گروه‌هایی که سیاسی محسوب نمی‌شدند، یادآور آن دوره است.

این روزنامه بحران اقتصادی و فرسایش طبقه متوسط را موتور اصلی نارضایتی می‌داند و می‌نویسد همین عامل باعث شده اعتراض‌ها از اقشار خاص فراتر برود. در این روایت، شکست‌ها و تحقیرهای امنیتی اخیر نیز به تضعیف هیبت حکومت کمک کرده و فضا را برای تصور تغییر بازتر کرده است.

لوموند؛ «سرکوبی خونین پشت درهای بسته»

گزارش روزنامه فرانسوی لوموند تصویری از سرکوب شدیدی ارائه می‌دهد که نه فقط در خیابان، بلکه در سطح روایت رسمی نیز پیش می‌رود. به نوشته غزل گلشیری در این روزنامه، هم‌زمان با قطع کامل اینترنت، تلفن و پیام‌رسان‌ها، زبان حکومت نیز تغییر کرده است. معترضان که در روزهای نخست به عنوان «افراد ناراضی» با مطالبات اقتصادی معرفی می‌شدند و بعد به عنوان «اغتشاشگر» هدف تهدید قرار گرفتند، اکنون در گفتار مقام‌های سیاسی، قضایی و رسانه‌های دولتی «عوامل تروریستی» خوانده می‌شوند که به گفته آن‌ها در خدمت آمریکا و اسرائیل هستند.

لوموند این چرخش واژگانی را نشانه‌ای تعیین‌کننده می‌داند که هم‌زمان با اعتراض‌ها و تظاهرات گسترده، عملا راه را برای تشدید سرکوب خونین باز کرده است، آن هم در شرایطی که کشور در نوعی خاموشی ارتباطی فرو رفته و تنها روایت‌های پراکنده و تصاویر محدودی به بیرون راه یافته است.

لوموند با استناد به ویدیوهایی که بی‌بی‌سی فارسی راستی‌آزمایی کرده از اجساد خون‌آلود زنان و مردان در پارکینگ‌ها و محوطه بیمارستان‌ها می‌نویسد که بسیاری از آن‌ها با گلوله جنگی هدف قرار گرفته‌اند. در این گزارش گفته شده که روایت شاهدان عینی، که اغلب با نام مستعار و از طریق اتصال‌های کوتاه‌مدت اینترنتی یا استارلینک پخش شده، از تیراندازی مستقیم، کمبود شدید پزشک و جراح در بیمارستان‌ها و انتقال ده‌ها مجروح با اصابت گلوله به سر و گردن حکایت دارد.

لوموند می‌نویسد «خاموشی کامل» ارتباطات صرفا قطع اینترنت نیست، بلکه بخشی از یک راهبرد گسترده‌تر است: ایجاد فضایی بسته که در آن سرکوب می‌تواند شدیدتر شود، آمار واقعی پنهان بماند و روایت رسمی، بی‌رقیب بر افکار عمومی تحمیل شود. در تصویر لوموند، آنچه در ایران جریان دارد نه فقط سرکوبی خونین، بلکه سرکوبی است که آگاهانه «پشت درهای بسته» پیش می‌رود.

تگس‌شاو؛ «پسر شاه چه نقشی می‌تواند ایفا کند؟»

گزارش تگس‌شاو، یکی از پربیننده‌ترین برنامه‌های خبری در شبکه یک آلمان، اعتراض‌های اخیر ایران را نه به عنوان انفجاری ناگهانی، بلکه به مثابه روندی رو‌ به رشد روایت می‌کند که از نارضایتی‌های اقتصادی و اعتراض بازاریان آغاز شد و به تدریج به چالش مستقیم مشروعیت سیاسی نظام رسید.

این گزارش که با سرخط «پسر شاه چه نقشی می‌تواند ایفا کند؟» منتشر شده، در بخش مربوط به رضا پهلوی، تگس‌شاو از زبان تحلیلگران بر دوگانگی موجود انگشت می‌گذارد: برای بخشی از جامعه، او نمادی برای جمع‌کردن اعتراض‌ها زیر یک چتر مشترک است، اما برای بخشی دیگر، فقدان برنامه سیاسی، پایگاه اجتماعی روشن و توان بسیج ایدئولوژیک، نقش او را محدود می‌کند. در جمع‌بندی، این گزارش تصویری محتاط و غیرقطعی ارائه می‌دهد: خیابانی ملتهب و پرشمار، در کنار پرسشی حل‌نشده درباره اینکه چه نیرویی می‌تواند این نارضایتی را به یک بدیل سیاسی پایدار تبدیل کند.

در نقطه مقابل، ایل‌ریفورمیستا، رسانه ایتالیایی که با موضع‌گیری‌های صریح و گاه جهت‌دار شناخته می‌شود، با لحنی تند و قاطع، اعتراض‌ها را نه مرحله‌ای از یک روند، بلکه نشانه «پایان راه» جمهوری اسلامی توصیف می‌کند و از فروپاشی «قریب‌الوقوع» سخن می‌گوید.