«جنبش دانشآموزی» چگونه بخشی از اعتراضهای سراسری ایران شد؟

منبع تصویر، SOCIAL MEDIA
اعتراضهای سراسری اخیر در ایران پس از کشته شدن مهسا امینی دختر ۲۲ ساله ساکن سقز آغاز شد و بیش از دو هفته است که کشور را فرا گرفته؛ در روزهای اخیر نام و تصاویر کسانی بیش از همه در رسانهها و شبکههای اجتماعی منتشر میشود که کمتر از ۱۸ سال دارند و بعد جدیدی به این اعتراضها داده است.
افشای کشته شدن نیکا شاکرمی، دختر ۱۷ سالهای که پیکرش چندین روز بعد از مرگ به خانوادهاش تحویل داده شد و سپس پخش شدن گسترده اعتراض دختران دبیرستانی مهمترین تحول این جنبش اعتراضی با ورود به هفته سوم بوده است.
به این ترتیب حاکمیت در ایران با پدیده جدیدی مواجه شده که طی چهار دهه اخیر بیسابقه بوده است.
هضم این اتفاق برای جمهوری اسلامی که در طول عمرش هر سال در روز ۱۳ آبان میکوشد نقش دانشآموزان در شکلگیری انقلاب اسلامی را برجسته کند و آنها را برای راهپیمایی حکومتی به خیابانها بکشاند، ساده نیست. از سوی دیگر حتی مخالفان جمهوری اسلامی و معترضانی که در شبکههای اجتماعی دیدگاههای خود را بازتاب میدهند، از مشارکت دانشآموزان امروز در جریان اعتراضی غافلگیر شدهاند.
تعداد تصاویر ضبط شده از تجمعهای دانشآموزان دختر که وقتی از مدرسه بیرون میآیند، مقنعه-مهمترین نماد حجاب رسمی و بخشی از پوشش مدرسهای- را بالای سر میچرخانند و در خیابانها شعار میدهند، هر روز بیشتر میشود.
در بعضی ویدئوها دختران نوجوان در داخل مدرسه به شکلهای دیگری هم اعتراض خود را نشان میدهند؛ با پایین کشیدن عکس رهبران فعلی و سابق جمهوری اسلامی و نوشتن شعار «زن، زندگی، آزادی» روی تخته کلاس یا حتی پاره کردن تصویر آنها از صفحات اول کتابهای درسی و آتش زدن آنها یا سوزاندن روسری و مقنعه در داخل مدرسه.
نباید فراموش کرد که عکسها و ویدئوهای اعتراضات دانشآموزان از شهرهای مختلف ایران مخابره میشود.
تا به حال چنین صحنههایی در تهران، کرج، سنندج، سقز، مریوان، کرمانشاه، شیراز، مشهد، شهر قدس و برخی نقاط دیگر ثبت و منتشر شده است.
بر اساس این فیلمها، حتی دانشآموزان پسر هم با ورود به خیابان علیه حکومت شعار میدهند و اعتراض محدود به دختران نیست.
دانشآموزان مقتول اعتراضها
به جز نیکا شاکرمی که اعضای خانوادهاش درباره ناپدید شدن در جریان راهپیمایی اعتراضی و سپس تحویل جنازهاش بعد از چند روز خبر دادند، دانشآموزان دیگری هم در جریان اعتراضهای اخیر جان خود را از دست دادهاند.
سازمان عفو بینالملل میگوید، نیروهای امنیتی دستکم پنج کودک را در روزهای ۲۸ شهریور تا ۳ مهر کشتهاند.
سارینا اسماعیلزاده ۱۶ ساله یکی از این کشتهشدگان است که به گفته این سازمان بر اثر ضربات شدید به سر با باتوم به قتل رسیده است.
بعد از این گزارش و با ادامه اعتراضها، فهرست این کودکان و نوجوانان کشته شده طولانیتر شده است؛ سازمان حقوق بشر ایران در اطلاعیهای این مساله را تایید کرده است.
در روز جمعه ۸ مهر در شهر زاهدان تیراندازی نیروهای امنیتی به سمت معترضان بعد از نماز جمعه دهها نفر کشته شدهاند که نام چند کودک در میان آنها دیده میشود.
رسانهها و برخی فعالان بلوچستان تصاویری از این کشته شدگان را منتشر کردهاند.
این نخستین بار نیست که افراد زیر ۱۸ سال قربانی برخورد خشونتآمیز نیروهای امنیتی میشوند.
در وقایع آبان ۱۳۹۸ تایید شد که در میان کشته شدگان چندین کودک و نوجوان هم بودهاند؛ یکی از مشهورترین آنها محسن محمدپور بود که به دلیل ضربات باتوم به سر و صورتش جان خود را از دست داد.
در چنین شرایطی، برخی فعالان سیاسی و وکلای دادگستری در صفحات اجتماعی از حضور دانشآموزان در اعتراضهای خیابانی انتقاد میکنند و میگویند افراد زیر ۱۸ سال را نباید «تشویق» به حضور در خیابان کرد و این با حقوق آنها که در تعاریف بینالمللی «کودک» محسوب میشوند، منافات دارد.
ادبیات جدید اعتراضی
حمله نیروهای انتظامی و لباس شخصی در شامگاه یکشنبه ۱۰ مهر به دانشگاه صنعتی شریف یکی از مهمترین اتفاقهای این هفته بود.
برخی مسئولان جمهوری اسلامی و حامیان آنها دلیل این حمله را «توهین» دانشجویان در شعارهای صبح آن روز به رهبر جمهوری اسلامی و «بیت» او ذکر کردند.
از جمله سخنگوی وزارت علوم گفت شعارهای سرداده شده در این دانشگاه «در تاریخ بیسابقه» بوده است.
طرفداران جمهوری اسلامی در توییتر هم به شکل گستردهای از به کار بردن الفاظ «رکیک» در شعارهای دانشجویانی که «نخبه» خوانده میشوند، انتقاد کردند و به شکل تلویحی گفتند این شعارهای توهینآمیز نیروهای «بسیج» را تحریک به حمله کرده بود.
این در حالی است که برخی فعالان دانشجویی میگویند تعدادی از مضروبین و بازداشتشدگان این حادثه دانشجویان سال اولی بودهاند که در میان معترضان به حکومت در صبح روز یکشنبه تجمع کرده بودند.
این دانشجویان جدید در کنار دانشآموزان معترض این روزها بخشی از نسل «دهه هشتادیها» هستند که در جریان اعتراضهای اخیر به صحنه آمدهاند و حضور آنها مورد توجه رسانهها قرار گرفته است.
از همان روزهای اول اعتراضها، تصاویری از زد و خورد این افراد کم سن و سال با پلیس و لباس شخصیها به شکل گسترده در شبکههای اجتماعی دست به دست میشد.
عدهای از معترضان که سابقه حضور در راهپیماییهای سال ۸۸ را داشتند، با تحسین جسارت این معترضان جدید به حکومت هشدار دادند که آنها مانند نسل قبلی در خیابان نمیایستند که کتک بخورند یا سرکوب شوند.
اما در روزهای اخیر، حضور دانشآموزانی که با روپوش یا مانتوی مدارس یکدست اعتراض خود را در داخل یا خارج از مدارس به نمایش میگذارند، بیشتر از روزهای اول اعتراضها جلب نظر میکند.
شیوههای آنها هم البته با سایر معترضان تفاوتهایی دارد. به عنوان مثال تصاویری منتشر شده که دانشآموزان دختر در حالی که حجاب بر سر ندارند، پشت به دوربین و رو به عکس آیتالله خامنهای انگشت میانی دستشان را نشان میدهند. یا در یکی از تجمعهای اعتراضی با همین نشانه دست رو به نیروهای امنیتی شعار میدهند.
در دو مورد دیگر که بسیار خبرساز شد، دانشآموزان دختر، یک مقام آموزش و پرورش منطقه را با شعار و الفاظ نه چندان مودبانه خطاب قرار میدهند و از مدرسه بیرون میکنند.
در ویدئوی دیگری که روز ۱۳ مهر در شبکههای اجتماعی منتشر شد، مسئولان مدرسه یک «بسیجی» را برای سخنرانی به مدرسه آوردهاند، اما دانشآموزان دختر در حالی که مقنعههای خود را در دست گرفتهاند، با شعار «بسیجی برو گمشو» به او اجازه حرف زدن نمیدهند.
در برخی تصاویر دیگر، حتی دانشآموزان دبستانی در حال اعتراض به نمادهای حاکمیت مانند عکس رهبران جمهوری اسلامی دیده میشوند و به همین دلیل عدهای از پیوستن «دهه نودیها» به جنبش اخیر سخن میگویند.
بخصوص باید به این نکته توجه کرد که جمهوری اسلامی در ماههای اخیر با انتشار سرود و کلیپهای «سلام فرمانده» و برگزاری تجمعهای سازمان یافته در شهرهای مختلف ایران سعی میکرد دهه نودیها را همراه با علی خامنهای نشان دهد و آنان را «سربازان» جدید «ولایت» معرفی کند.

منبع تصویر، SOCIAL MEDIA
شجاعت «بینظیر» نسلی که آینده روشن ندارد
این موج اعتراضی و پیشبینی نشده جدید چنان اهمیت دارد که جامعهشناسان ایرانی سعی میکنند آن را تحلیل کنند. سعید پیوندی یکی از آنهاست که به تلویزیون بیبیسی فارسی گفته، به میدان آمدن این دانشآموزان نشانه «خشم، سرخوردگی عمیق و ناامیدی» نسل جوان است و هیچ «افق امیدبخش و جدیدی» در جامعه دیده نمیشود که جمهوری اسلامی خود را اصلاح کند.
این استاد جامعهشناسی میگوید، «شجاعت جوانان و بیباکی اجتماعی جدید» در صد سال اخیر در ایران «بینظیر» است و آن را وجه تمایز اعتراضهای اخیر با آنچه میداند که در سالهای ۹۶ و ۹۸ در ایران رخ داد.
علی طیبنیا وزیر پیشین اقتصاد ایران هم در نشست استادان دانشگاه تهران که بخشی از آن به شکل عمومی منتشر شده است، میگوید عجیب نیست معترضان بیشتر از نسل جوانی هستند که «تصویر روشنی از آینده خود» نمیبیند و «چیزی ندارد که از دست بدهد.»
به همین دلیل معترضان حالا میتوانند «جنبش دانشآموزی» را یکی از وجوه جدید اعتراضهای اخیر در ایران بخوانند و از نسل جدید به عنوان نیروی پیشبرنده تازهای یاد کنند که فارغ از فرمولها و قواعد گذشته نارضایتی خود را به شیوههای کمتر دیده شده به نمایش میگذارد.
دانشآموزان ایرانی در کنار دانشجویان بعد از حدود یک دهه رکود و سکوت، به شکل سراسری در دانشگاههای ایران با راهپیمایی و تحصن و اعتصاب وارد صحنه اعتراض شدهاند، جامعه ناراضی ایران را به تحولات پیش رو امیدوار کردهاند؛ حتی اگر ادبیات و روشهای اعتراضی آنها مورد پسند همه معترضان نباشد.














