جلال متینی؛ از اخراج به اتهام «ریاست دانشگاه» تا «زنده نگه داشتن چراغ ادبیات فارسی»

منبع تصویر، ISNA
- نویسنده, حسام محجوبی
- شغل, روزنامهنگار
جلال متینی استاد و رئیس پیشین دانشگاه فردوسی مشهد و بنیانگذار دو نشریه ایرانشناسی در خارج از ایران، روز ۳۰ دی ۱۴۰۳ در ۹۶ سالگی در آمریکا درگذشت.
اوکه به زبان و ادبیات فارسی علاقه داشت در سالهای دوری از ایران هم به فعالیتهای آموزشی و تحقیقاتیاش درباره ایران ادامه داد.

منبع تصویر، literature.ut.ac.ir
از تحصیل در دارالفنون تا تدریس در دبیرستان البرز
جلال متینی سال ۱۳۰۷ در تهران به دنیا آمد و پس از اخذ دیپلم از مدرسه دارالفنون، در سال ۱۳۲۵ وارد دانشکده ادبیات دانشگاه تهران شد.
او همزمان با رشته ادبیات، رشته قضایی را در دانشکده حقوق دانشگاه تهران خواند: «این سعادت را داشتم که شاگرد یک گروهی از اساتید خیلی کهنسال بودم از جمله ملکالشعراء بهار، جلال همایی، بدیعالزمان فروزانفر که برخیشان، آخرین دورهای بود که درس میدادند.»
در سال ۱۳۲۸، زمانی که ۲۱ساله بود، مدرک کارشناسی خود را در رشته ادبیات فارسی اخذ کرد و یک دوره روانشناسی را نیز برای کار دبیری گذراند و سپس در سال ۱۳۲۹ به عنوان دبیر دبیرستان البرز استخدام شد.
آن دوره مقارن با دوره نخستوزیری محمد مصدق بود: «واقعا روزهای پرآشوب ما خیلی زیاد داشتیم. برای احزاب، شاگرد مدرسه و دانشجو بهترین خوراک است، یعنی عمله مجانی است.» خود متینی با وجود علاقهاش به پیگیری اخبار و تحولات سیاسی، و حتی شرکت در برخی میتینگها و تظاهرات، عضو هیچ حزبی نشد.
متینی پس از یک دوره هفت ساله تدریس در دبیرستان البرز به آبادان رفت و در سال ۱۳۳۶ در دانشکده فنی آبادان به مدت سه سال تدریس کرد.
او در سراسر مدت تدریس در تهران و آبادان، تحصیل در دانشگاه تهران را نیز ادامه داد و سرانجام مدرک دکترای ادبیات فارسی را در سال ۱۳۴۶ از این دانشگاه اخذ کرد: «از ۱۳۳۲ به بعد، حکومت تصمیم گرفت که دانشگاه در خط حکومت راه برود، اما دانشگاهها آرام نگرفت.»
۱۷ سال تدریس در دانشگاه فردوسی و اخراج از سوی انقلابیها
در سال ۱۳۳۹، پس از قبولی در امتحان استادی، به دانشگاه فردوسی مشهد رفت. او پس از سالها تدریس، رئیس دانشکده ادبیات و سپس معاون آموزشی و پژوهشی رئیس دانشگاه شد و در سال ۱۳۵۳ به ریاست آن نیز ارتقاء یافت.
به دلیل فشاری که نهادهای امنیتی برای آرام نگاه داشتن دانشگاهها به مدیران آن وارد میکردند، متینی معتقد بود که «یکی از دشوارترین کارها در مملکت تا قبل از انقلاب، مسئله مدیریت دانشگاهها بود.»
در اوایل دهه پنجاه، بار دیگر دانشگاههای ایران ملتهب شد و متینی مخالف خشونتهای صورت گرفته از سوی برخی از دانشجویان معترض از جمله در دانشگاه فردوسی مشهد بود. او گفته بود که دانشجویان معترض یک بار «تصميم داشتند کتابخانه را آتش بزنند که جلو آن را گرفتند.»
او در سال ۱۳۵۶ از ریاست دانشگاه فردوسی مشهد کنارهگیری کرد، اما در تمام هفده سال حضور در دانشگاه فردوسی، با وجود برعهده گرفتن مسئولیت اجرایی در دانشگاه، تدریس در مقاطع مختلف را تا آخرین روزهای حضورش رها نکرد.
در مهر ۱۳۵۷، به دعوت پرویز ناتل خانلری به عضویت فرهنگستان ادب و هنر درآمد ولی وقوع انقلاب موجب شد که او در زمان دولت موقت مهدی بازرگان از تمام شغلهای خود کنارهگیری کند: «خانلری تلفنی از خانه خود به من اطلاع داد که امروز استعفای خود را از ریاست فرهنگستان و بنیاد فرهنگ ایران نوشتم و به وزارت فرهنگ و هنر فرستادم. به ایشان عرض کردم بنده نیز به همین ترتیب عمل میکنم.»
پس از انقلاب، اتهاماتی علیه او در روزنامه کیهان مطرح شد که او آنها را تکذیب کرد: «تنی چند از عاشقان انقلاب یا فرصتطلبان دستاندر کار شدند و "شورای انقلابی تزکیه" تشکیل دادند و ۲۶ نفر را اخراج کردند.»
جلال متینی یکی از این اخراجشدگان بود و موقع اخراج «حق و حقوق او پرداخت نشد».
او در تاریخ ۲۰ خرداد ۱۳۵۸ نامهای به مهدی بازرگان نوشت و در آن تمام اتهامهایی را که «شورای انقلابی تزکیه» علیهاش مطرح کرده بود، رد کرد. یکی از اتهاماتش «انتصاب به ریاست دانشگاه» بود که متینی گفت که چنین چیزی اساسا جرم نیست، زیرا طبق قانون همه روسای دانشگاهها باید با فرمان شاه به این سمت منصوب میشدند.

منبع تصویر، ketab.com
استاد شفیعی کدکنی و همکار علی شریعتی
متینی در دورهای که در دانشگاه فردوسی مشهد به تدریس مشغول بود، کتابهایی را در زمینه تصحیح متون ادبیات کلاسیک فارسی منتشر کرد که از آن میان میتوان به «خلاصه ویس و رامین»، «خلاصه بیژن و منیژه»، «هدایة المتعلمین فی طب» و «تفسیر قرآن مجید، نسخه محفوظ در کتابخانۀ دانشگاه کمبریج» اشاره کرد.
کتاب «تفسیر قرآن» سال ۱۳۵۲ از سوی بنیاد فرهنگ ایران منتشر شد که مدیر آن پرویز ناتل خانلری بود. متینی در مقدمهای که بر این کتاب نوشت، تاکید کرد که این دست متون، صرفنظر از بیان تاریخ آشنایی ایرانیان با اسلام و ارزشهایش در زمینه مطالعات اسلامی، «از نظر بررسی زبان فارسی و تحول آن در روزگاران پیشین نیز دارای ارزشی فوقالعاده است.»
در واقع، شاید این ویژگی دوم بود که متینی را به سوی تصحیح تفسیر قرآن کشاند.
این استاد دانشگاه علاوه بر توجه به متون کلاسیک، همچنین کتاب «نمونههایی از نثر فصیح فارسی معاصر» را منتشر و در آن تلاش کرد نثر معیار را به ویژه به دانشجویان معرفی کند.
او پیش از انقلاب «نشان تاج» از نشانهای سلطنتی ایران را دریافت کرد و در سال ۱۳۴۴ موفق به اخذ جایزه سلطنتی بهترین تصحیح انتقادی متون فارسی شد.
در آستانه انقلاب نیز، بنیاد فرهنگ ایران کتاب «پند پیران» را با تصحیح جلال متینی منتشر کرد که یک متن فارسی از قرن پنجم هجری است که در موزه بریتانیا نگهداری میشود. این کتاب شامل حکایاتی پندآموز است.
محمدرضا شفیعی کدکنی، شاعر مطرح و استاد ادبیات فارسی دانشگاه تهران، از شاگران جلال متینی در دوران تحصیل در دانشگاه فردوسی مشهد بود.
آقای شفیعی درباره دوران دانشجوییاش در دانشگاه فردوسی مشهد نوشته است که «دقت در ساختارهای نحوی و صرفی متون كهن فارسی را از كلاسهای درس جلال متینی و از پژوهشهای دقیق ایشان آموختهام.»
همچنین در دورهای که جلال متینی معاون احمدعلی رجایی بخارایی رئیس وقت دانشگاه فردوسی بود، علی شریعتی و همسرش داوطلب تدریس در این دانشگاه شدند. در نهایت، شریعتی به عنوان استادیار تاریخ استخدام شد: «ایشان [شریعتی] اول داوطلب دانشگاه تهران شده بود و دانشگاه تهران نپذیرفته بودند.»
متینی که خاطراتش از شریعتی را در کتابی با عنوان «دکتر علی شریعتی در دانشگاه مشهد» منتشر کرده، جمهوری اسلامی را به سوءاستفاده از اسناد در مورد شریعتی متهم کرد.
او چگونگی استخدام شریعتی در دانشگاه فردوسی را به دلیل نوع تحصیلات او زیر سوال برده بود: «این که میگفتند ایشان دکترای دولتی در جامعهشناسی دارد، درست نیست. معمولا اگر آن را میداشت به دانشکده ادبیات میداد. مع هذا او را دکتر شناخته بودند.»
او درباره رفتار شریعتی در دانشگاه گفته بود: «هر درسی که به او میدادند او همان حرفهای مذهبی خودش را میزد.»
او همچنین درباره میزان محبوبیت شریعتی در دانشگاه گفته بود که «موجی از طرفداری و احساسات موافق به نفع او» در کلاسهای درسش به وجود آمده بود: «وقتی سر کلاس یک حرفی میزد که کمی بودار بود، یکمرتبه میگفت که حالا کسی نرود این مطلب را به اطلاع "سازمان آب" برساند. شریعتی در اینجا میشد پیغمبر. شریعتی با این هنر خوب صحبت کردن رگ خواب بچهها را در دست داشت و میدانست چه باید بگوید.»
راهاندازی دو نشریه معتبر ایرانشناسی در خارج از ایران
متینی زمانی که پس از انقلاب، ایران را ترک کرد و ساکن آمریکا شد، تدریس در دانشگاه برکلی کالیفرنیا در زمینۀ تاریخ و فرهنگ ایران را آغاز کرد، دو نشریه مهم در زمینه زبان فارسی و فرهنگ ایران به راه انداخت و انتشار آثار خود را نیز ادامه داد.
او در سال ۱۳۶۱ فصلنامه «ایراننامه» (متعلق به بنیاد مطالعات ایران) و در سال ۱۳۶۸ فصلنامه «ایرانشناسی» (متعلق به بنیاد کیان) را راه اندازی و مدیریت کرد.
عباس میلانی، مدیر برنامهٔ مطالعات ایرانی در دانشگاه استنفورد آمریکا، درباره متینی نوشته که او «شبانهروز میکوشید تا چراغ فرهنگ درخشان ایران و ادب زیبای فارسی را زنده نگهدارد و داشت.»
متینی در این دو نشریه مقالات متعددی را درباره فرهنگ و زبان فارسی و همچنین تاریخ ایران نوشت و منتشر کرد.
به عنوان نمونه، او در مقالهای با عنوان «گناه نابخشودنی جمهوری اسلامی ایران در حق زبان فارسی در تاجیکستان» نوشت: «اعلام استقلال تاجیکستان و رسمی شدن زبان تاجیکی به جای روسی، و خط فارسی به جای سریلیک، فرصت مناسبی بود برای جمهوری اسلامی ایران که دولت تاجیکستان را در این مهم صمیمانه یاری کند ولی جمهوری اسلامی ایران که در صدد برپا کردن جمهوری اسلامی دیگری در تاجیکستان بود، مبلغان "ولایت فقیه" را با کتابهای تبلیغاتی مذهبی روانه تاجیکستان کرد و ماموران رسمی حکومت ایران نیز در آن کشور به دخالت در امور و تحریک این گروه بر ضد گروه دیگر پرداختند.»
متینی که این مقاله را پس از سفر به جمهوری تازهاستقلالیافته تاجیکستان نوشت، افزود: «در نتیجه تاجیکان به جایی رسیدند که زبان حالشان خطاب به اولیای جمهوری اسلامی ایران چیزی جز این نبود که: مرا به خیر تو امید نیست، شر مرسان!»
این پژوهشگر مقالاتی را نیز در حوزه شاهنامهپژوهی نوشت که مجموعهای از آنها به زودی با نام «سرود مولیان» در انتشارات محمود افشار در تهران به چاپ خواهد رسید.
«فردوسی و مردم (فردوسی در هالهای از افسانهها)»، «نقش فردوسی در حفظ هویت ملی ما ایرانیان»، «در معنی شاهنامه» و «دربارۀ مسئلۀ منابع فردوسی» از جملۀ این مقالات دربارۀ فردوسی و شاهنامه است.
از دیگر آثار مهم متینی در خارج از ایران، کتاب «نگاهی به کارنامه سیاسی دکتر محمد مصدق» است که در سال ۱۳۸۴ در انتشارات شرکت کتاب در آمریکا منتشر شد.
او در این کتاب سعی کرد زندگی شخصی و فعالیت سیاسی مصدق را فراتر از موضوع ملی شدن صنعت نفت بررسی کند، زیرا متینی معتقد بود که مصدق نه تنها در دوره پهلوی، بلکه در دوره قاجار نیز یک شخصیت سیاسی مهم بوده است.













