ترورهای فرامرزی جمهوری اسلامی؛ دفتر رفیق‌دوست می‌گوید او جراحی مغز داشته است

محسن رفیق‌دوست

منبع تصویر، aftabnews

امید منتظری، بی‌بی‌سی

سپاه پاسداران در بیانیه‌ای اظهارات محسن رفیق‌دوست در برنامه «تاریخ شفاهی دیده‌بان ایران» در مورد ترور مخالفان حکومت در خارج از کشور را تکذیب کرده و گفته است او هیچ مسئولیت اطلاعاتی، امنیتی و عملیاتی نداشته‌ است و «این اظهارات، نظرات شخصی ایشان است.»

محسن رفیق‌دوست در این مصاحبه گفت که جمهوری اسلامی ترور تیمسار غلامعلی اویسی، فریدون فرخزاد، شاپور بختیار و شهریار شفیق (پسر اشرف پهلوی) را سازماندهی کرده است و او هدایت برخی از این ترورها را به عهده داشته است.

سپاه در بیانیه خود نوشت: «همان‌گونه که از پیشینه و سوابق خدمتی محسن رفیق دوست در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی برمی‌آید، وی هیچگاه در مسائل اطلاعاتی، امنیتی و عملیاتی این نهاد هیچ مسئولیت و نقشی نداشته‌ و عمده مسئولیت‌های وی در حوزه تامین تدارکات و پشتیبانی‌های سپاه» در دوران جنگ با عراق بوده است.

در این مصاحبه طولانی که دو ساعت و ۲۰ دقیقه به طول انجامید، او می‌گوید پیش از انقلاب یک مامور ساواک را که در حمله به مدرسه فیضیه دست داشت، با مجوز «چند تن از علما» و زدن «چماق» به سرش کشته است.

پس از مصاحبه، دفتر این وزیر پیشین سپاه پاسداران و از اعضای حزب موتلفه اسلامی در بیانیه‎‌ای نوشت که «آقای رفیق دوست در سنوات گذشته جراحی مغز با عوارض گسترده انجام داده و ممکن است برخی خاطرات و اسامی را به اشتباه به خاطر آورد به هر صورت اظهارات مطرح شده به لحاظ حقوقی و تاریخی قابل استناد نمی‌باشد.»ا

اظهارات رفیق‌دوست را چقدر باید جدی گرفت؟

توضیح ویدئو، اولین وزیر سپاه رفیق‌دوست می‌گوید «فرمانده» ترور اویسی، بختیار و فریدون فرخزاد بود

آنچه مصاحبه اخیر محسن رفیق‌دوست، از اعضا ارشد و اولین وزیر سپاه پاسداران و رئیس پیشین بنیاد مستضعفان را به‌شدت خبرساز کرد، اذعان صریح او مبنی بر ترور مخالفان حکومت در خارج از کشور بود.

در دهه شصت و هفتاد شمسی، (هشتاد و نود میلادی) ده‌ها تن از مخالفان سیاسی جمهوری اسلامی در خارج کشور ترور شدند.

در یکی از مشهورترین ترورها، دستگاه قضایی آلمان حکومت ایران را به خاطر به قتل رساندن سه تن از رهبران کرد و مترجم‌شان در رستوران میکونوس در برلین به «تروریسم دولتی» متهم کرد. حکم آن دادگاه باعث شد در آن زمان کشورهای اروپایی سفرای خود را از ایران خارج کنند.

حکومت ایران هرگز مسئولیت این ترورها را نپذیرفته است.

اما آنچه اظهارات آقای رفیق‌دوست را از چنان اهمیتی برخوردار کرد که سخنگوی سپاه پاسداران و دفتر محسن رضایی فرمانده شناخته شده پیشین آن را تکذیب کنند، جایگاه ویژه‌ای بود که محسن رفیق‌دوست در آن قرار گرفته بود.

تا پیش از تشکیل وزارت اطلاعات در سال‌ ۱۳۶۳ که فعالیت امنیتی در ایران را عملا برای مدت‌ها در یک ساختار متمرکز کرد، واحد اطلاعات سپاه پاسداران دست بالا داشت.

دست‌کم سه تروری که محسن رفیق‌دوست به آنها اشاره می‌کند، یعنی شهریار شفیق، غلامعلی اویسی و اولین تلاش برای ترور شاپور بختیار همگی پیش از تشکیل وزارت اطلاعات رخ دادند.

تنها در قتل فریدون فرخزاد در مرداد ماه ۱۳۷۱ شمسی است که وزارت اطلاعات فعالیت‌های فرامرزی را در دست گرفته و بعید به نظر می‌رسد که محسن رفیق‌دوست اطلاع خاصی از آن داشته باشد.

با این حال، محسن رفیق‌دوست در سال‌های اول انقلاب در جایگاه ویژه‌ای بود؛ ابتدا ریاست ستاد تدارکات سپاه پاسداران و پس از آن ریاست وزارت سپاه که بعدها منحل شد.

یک تحلیل‌گر اطلاعاتی آن دوران که نخواست نامش فاش شود در گفت‌وگویی اختصاصی به بی‌بی‌سی فارسی گفت: «رفیق‌دوست اگرچه آدم باسوادی نبود اما آدم تشکیلاتی بود. از قدیم حتی پیش از انقلاب سرنخ تمام امور مالی به او ختم می‌شد. بعد از انقلاب همین مسئله باعث شد او به ریاست واحد تدارکات سپاه برسد.»

در زمان ریاست محسن رفیق دوست، واحد تدارکات تقریبا بزرگترین و متمول‌ترین بخش سپاه بود. بسیاری این را یکی از دلایلی می‌دانند که او را به وزارت سپاه رساند که در دوران جنگ جایگاه ویژه‌ و بسیار پرنفوذی داشت.

این تحلیل‌گر اطلاعاتی گفت: «در آن زمان سپاه اگرچه چارت سازمانی داشت اما این چارت سازمانی بسیار اولیه بود. تقسیم کار هیئتی بود. هنوز در سپاه مانند ارتش درجه پخش نشده بود. رفیق‌دوست همین حالت سازماندهی هیئتی درون سپاه پاسداران را به وزارت سپاه بُرد.»

در آن زمان کمک‌های بازاری‌ها و موتلفه به این وزارتخانه می‌رسید. به همین خاطر، دست محسن رفیق دوست عملا باز بود.

با این حال، بعید به نظر می‌رسد که آقای رفیق‌دوست مسئولیت عملیاتی اجرای ترورها به عهده داشت.

محسن رفیق‌دوست در مصاحبه اخیر خود در عین حال تاکید کرد که اغلب ترورهای خارج از کشور در دادگاه‌های داخلی حکمشان داده شده بود.

به گفته محسن رفیق‌دوست او شخصا «سفارش قتل» چند نفر از مخالفان در خارج از کشور را «فرماندهی» کرده است، از جمله ترور ناموفق شاپور بختیار، آخرین نخست‌وزیر محمدرضا شاه پهلوی در سال ۱۳۵۹. انیس نقاش به عنوان عامل این ترور دستگیر شد.

اقای رفیق‌دوست همچنین مدعی شد که محسن رضایی، فرمانده سابق سپاه پاسداران هم در این ترور ناموفق نقش داشته است. دفتر محسن رضایی این موضوع را تکذیب کرده است.

ابوالقاسم مصباحی، از اعضای ارشد وزارت اطلاعات که در سال ۱۳۷۵ از ایران فرار کرد، به عنوان شاهد و منبع مطلع در دادگاه رسیدگی به ترور رهبران حزب دموکرات کردستان (میکونوس) شهادت داد که پس از تشکیل وزارت اطلاعات، یک «کمیته امور ویژه» و سپس شورای «عملیات ویژه» برای قتل‌ مخالفان تصمیم می‌گرفتند اما پیش از آن «اعدام مخالفان» به دست گروه‌های «بی‌نام» انجام می‌شد.

او در این مصاحبه می‌گوید که معمولا بخشی از این ترورها را «بچه‌های باسک» انجام می‌دادند، موضوعی که شواهد قابل اعتنایی برای آن وجود ندارد. اشاره او به جنبش جدایی‌طلب باسک در اسپانیا است.

یک مامور سابق اطلاعاتی به بی‌بی‌سی گفت که در اروپا و مخصوصا در پاریس، نیروهای ایران مرتب مشغول جمع‌آوری اطلاعات بودند.

شهریار شفیق در سال ۱۳۵۸ و ارتشبد غلامعلی اویسی در سال ۱۳۶۲ در پاریس کشته شدند.

قتل شهریار شفیق افسر ارشد نیروی دریایی ارتش شاهنشاهی تنها چند ماه پس از تاسیس جمهوری اسلامی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بود. او فرزند اشرف پهلوی و نخستین مورد شناخته شده از زنجیره‌ ترورهایی است که به حکومت جمهوری اسلامی ایران نسبت داده شده‌اند.

۱۷ سال پس از این ترور، ۵ مهر ۱۳۷۵، ابوالقاسم مصباحی هماهنگ کننده سازمان‌های اطلاعاتی در اروپا و یکی از چهل بنیانگذار وزارت اطلاعات در بازجویی‌هایش در پلیس آلمان اذعان کرد که «پنج تیم مستقل از یکدیگر به دنبال ترور آقای شفیق بودند.»

در قتل ارتشبد اويسی نیز بنابر اسناد موجود، دو گروه نزدیک به حکومت ایران از جمله جهاد اسلامی، مسئولیت این ترور را بر عهده گرفتند.

آقای اويسی که همراه برادرش در پاریس کشته شد، شماری از افسران دوران شاه را سازماندهی کرده و رادیویی فارسی‌زبان هم در عراق به راه انداخته بود.

اسناد سازمان‌های امنیتی غربی از جمله گزارش‌های سازمان‌های امنیتی آلمان و همچنین گزارش گروه حقوق بشر پارلمان بریتانیا در سال ۱۹۹۳، حکومت ایران را به هدف قرار دادن و قتل ده‌ها تن از مخالفانش در نقاط مختلف دنیا متهم کردند.

این ترورها علاوه بر کشورهای نزدیک و همسایه ایران در اروپا و آمریکا و حتی فیلیپین و هند هم انجام شده است.

پس از پخش این مصاحبه جنجالی آقای رفیق‌دوست، عبدالله عبدی که مسئولیت پایگاه خبری «عبدی‌مدیا» را دارد گفت محسن رفیق‌دوست در مصاحبه‌ای در سال ۱۳۹۷ به او گفته «هزینه‌های ارزی» ترورها از محل دریافت «پورسانت خریدهای نظامی از شرکت‌های اروپایی» تامین می‌شد.

او گفت که این پول‌ها در «بانک صادرات شعبه فرانکفورت آلمان» نگهداری می‌شد.

ابوالقاسم مصباحی نیز قبلا تایید کرده بود که سرکنسولگری ایران در فرانکفورت مدتی مسئول ایستگاه اطلاعاتی ایران در اروپا بوده است.

او می‌گوید فرانکفورت مدتی برای نیروهای امنیتی ایران مانند «ترمینال» بود.

گستردگی ترورهای مخالفان در سال‌های نخست پس از انقلاب به حدی بود که تا میانه دهه هفتاد شمسی بسیاری از فعالان و رهبران اپوزیسیون جمهوری اسلامی در خارج کشور زندگی مخفی داشتند.

در تمام این سال‌ها نهادهای حقوق بشری و مخالفان جمهوری اسلامی کوشیدند تا مدارک و ادله خود درباره دخالت جمهوری اسلامی در این قتل‌ها را جمع‌آوری کنند. یکی از نقاط اوج این تلاش، پس از ترور رهبران کرد و مترجمشان در رستوران میکونوس بود که در سال ۱۹۹۷، دادگاه برلین ایران را به «تروریسم دولتی» محکوم کرد.

روایت تازه محسن رفیق‌دوست پرونده‌ زخم کهنه‌ای را باز کرده است که نه‌ تنها بسیاری در آن کشته شدند بلکه زندگی بسیاری از تبعیدیان و فعالان سیاسی ایرانی را در معرض تهدید قرار داده بود.

هرچند، روایت محسن رفیق‌دوست از نحوه اجرای عملیات با اسناد موجود خوانایی ندارد. جایگاه سیاسی او به گونه‌ای بوده است که دست‌کم در آن سال‌ها می‌توانسته از رازهای سر به مُهر نهادهای امنیتی و نظامی بی‌خبر نماند. به ویژه آنکه او برای یک دهه، سررشته مالی امور را در دست داشته است.