قطر؛ امیرنشین کوچک خلیج فارس چرا در مناقشات پیچیده جهانی میانجی‌گری می‌کند؟

دیدار وزیر امور خارجه ایالات متحده با نخست وزیر و وزیر خارجه قطر در امان، پایتخت اردن در بحبوبه درگیری‌های جاری بین اسرائیل و حماس – ۴ نوامبر ۲۰۲۳

منبع تصویر، GETTY IMAGES - Jonathan Ernst

توضیح تصویر، دیدار آنتونی بلینکن، وزیر امور خارجه ایالات متحده ، با محمد بن عبدالرحمن آل ثانی، نخست‌وزیر و وزیر خارجه قطر
    • نویسنده, شبنم شعبانی
    • شغل, بی‌بی‌سی

قطر از روز یکشنبه (۲۹ بهمن-۱۸ فوریه) میزبان نشست دو روزه سازمان ملل متحد درباره افغانستان است. نمایندگان کشورها در این امیرنشینرگردهم جمع می‌شوند تا درباره یکی از پیچیده‌ترین وضعیت‌های سیاسی جهان رایزنی کنند. همزمان، این کشور کوچک کم‌جمعیت در قلب مذاکرات آتش‌بس در جنگ خون‌بار اسرائیل در غزه حاضر است.

قطر در پشت صحنه مذاکرات مبادله اسرای اوکراین و روسیه هم فعالانه مشارکت دارد.

بی‌شک یکی از طولانی‌ترین تلاش‌های قطر به میانجی‌گری‌های این کشور بین تهران و واشنگتن گره خورده است؛ آن جا که دوحه بارها تلاش کرد بستری برای تبادل پیام بین دو کشوری ایجاد کند که نزدیک به نیم قرن است رابطه دیپلماتیک ندارند؛ تلاش‌هایی که توانست مذاکرات برنامه هسته‌ای ایران را گاه جلو ببرد و در برهه‌هایی هم زمینه‌‌ساز آزادی و مبادله زندانیان دو طرف شود.

اما قطر چه دیپلماسی را به کار گرفته که در سطح جهانی و در مناقشاتی بزرگ و پیچیده نام خود را به عنوان میانجی‌گر تثبیت کرده است؟ اصولا دوحه با این رویکرد به دنبال چیست؟

از روزگار صید مروارید تا ابرقدرت گازی جهان

تا حدود سه دهه پیش قطر در حاشیه خلیج فارس برای دنیا تقریبا ناشناخته بود.

شبه‌جزیره امیرنشینی که تنها با عربستان سعودی مرز خاکی دارد و تا آن زمان، زیر سایه سنگین این قدرت منطقه‌ای در عرصه جهانی، چندان نامی از آن شنیده نمی‌شد.

دولتمردان این کشور پس از کشف نفت در اواسط قرن بیستم رفاه مردم سرزمین خود را به درآمد صادرات طلای سیاه گره زدند و به این ترتیب زندگی ملتی، که قبل از اکتشاف نفت به ماهیگیری و صید مروارید مشغول بودند، دگرگون شد.

تصویر آرشیوی مربوط به سال ۱۹۵۵ کارگرانی را نشان می دهد که اولین خطوط لوله نفت را که از دخان به ام سیعب در قطر می‌رسید، نصب می‌کنند

منبع تصویر، GETTY IMAGES - QATARI MINISTRY OF INFORMATION

توضیح تصویر، تصویر آرشیو مربوط به سال ۱۹۵۵ کارگرانی را نشان می‌دهد که اولین خط نفت را، که از دخان به ام سیعب در قطر می‌رسید، لوله‌گذاری می‌کنند

با کشف میدان گازی «پارس جنوبی»، یا آن طور که قطری‌ها می‌‌گویند، میدان «گنبد شمالی»، در اوایل دهه هفتاد میلادی، قطر ناگهان غول گازی جهان شد و با درآمد عظیمی که از این منابع وارد خزانه این کشور شد، موقعیت استراتژیکش برجسته‌تر شد.

قطر حالا سرزمینی با رفاه چشمگیر و درآمد سرانه بالاست. وابستگی قدرت‌های بزرگ به ویژه اروپایی‌ها به منابع انرژی آن رفته‌رفته فرصت مدرنیزاسیون و حتی بلندپروازی‌های سیاسی این کشور را فراهم کرده است.

تلاش‌های یک امیرنشین ثروتمند برای ارتقای جایگاه سیاسی؛ قطر به دنبال چیست؟

حاکمان دوحه در تلاش‌های خویش برای نوگرایی سیاسی گاه تصمیم‌های متهورانه‌ای هم اتخاذ کردند؛ مانند سرمایه‌گذاری‌های عظیم رسانه‌ای و ورزشی که شاید بتوان گفت که از آنها برای تقویت سیاست خارجی خود بهره می‌برد.

قطر ماهیتا به دلیل موقعیت ویژه ژئوپلیتیکی خود، ناگزیر به توسعه روابط خود با قدرت‌هایی بوده است که بعضا منافع متضاد داشته‌اند یا حتی در مخاصمه و منازعه بوده‌اند: اتخاذ دیپلماسی تک‌روانه، یا همان سیاست‌ورزی انفرادی و تصمیم‌گیری‌های سیاسی و بحث‌برانگیز و گاه خلاف نظم متعارف و قوانین موجود.

پایگاه العدید، یکی از مهم‌ترین مقرهای نظامی ایالات متحده در خاورمیانه

منبع تصویر، GETTY IMAGES – Cherie A. Thurlby

توضیح تصویر، العدید از مهم‌ترین پایگاه‌های آمریکا در خاورمیانه است

از جمله استفاده از خاک این کشور کوچک در اواسط دهه نود قرن پیش، برای تاسیس پایگاه العدید، یکی از مهم‌ترین مقرهای نظامی ایالات متحده در خاورمیانه: پایگاهی که ساختش به مذاق بعضی از جمله ایران، همسایه شمالی قطر خوش نیامد.

سال‌ها بعد هم در محافل غیررسمی شنیده شد که استفاده از این پایگاه در عملیات کشتن قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه، تهران را به‌شدت «ناخشنود» کرده است، هرچند که انتقاد جدی علنی در این رابطه هیچگاه مطرح نشد.

از روابط گرم دوحه با حماس و میزبانی دفتر سیاسی این گروه، بسیاری، و در صدر آنها اسرائیلی‌ها، ناراضی بوده‌اند.

قطر توانسته در روابط خارجی خود حدی از تعادل و توازن را حفظ کند به گونه‌ای که حتی روابط کاری‌اش با اسرائیلی‌ها را هم به‌رغم همه انتقادهای این کشور، برقرار بماند. البته بحران فعلی غزه، شاید در آینده‌ای نزدیک این روابط را زیر‌و‌زبر کند.

رابطه بسیار نزدیک دوحه و واشنگتن در قدم اول، فراهم‌کننده اعتماد‌به‌نفس کافی و بستر مناسب روابط جنجالی قطر با گروه‌ها و کشورهای دارای منافع متضاد بوده است.

جورجیو کافیرو، مدیر موسسه «گلف استیت آنالیتیکس»، مستقر در واشنگتن، که درباره خطرات ژئوپلیتیکی مشاوره می‌دهد، درباره انگیزه دوحه از اتخاذ چنین سیاستی به بی‌بی‌سی فارسی گفت: «قطر، کشوری بسیار کوچک در همسایگی کشورهای بزرگ، از توانایی‌های دیپلماتیکش استفاده می‌کند تا آمریکا و دیگر کشورها، ارزش بیش‌تری برای روابط‌شان با این کشور قائل شوند. دوحه با تبدیل این سرزمین به بستر مذاکره بازیگران دولتی و غیردولتی که به دلایل سیاسی قادر به گفت‌وگوی مستقیم با یکدیگر نیستند، نفوذش را بر عرصه بین‌الملل افزایش داده است.»

در سه دهه گذشته کمابیش ثابت شد دیپلماسی محتاطانه اما جسورانه دوحه، جایگاه قطر را در عرصه روابط بین‌الملل ارتقا داده و این امیرنشین به عنوان کشور میانجی با کارنامه‌ای حاوی کامیابی‌های چشمگیر نام خود را در عرصه جهانی تثبیت کرده است.

در مواردی حتی چنین سیاستی موجب نجات قطر از بحران‌های کمرشکن شده است: از جمله بحران دیپلماتیک قطر در سال ۲۰۱۷ که عربستان سعودی، مصر، امارات متحده عربی و بحرین و چند کشور دیگر به تبعیت از ریاض و قاهره، روابط خود را با قطر ناگهان قطع کردند. اگر دوحه در آن تقریبا محاصره سیاسی و اقتصادی تام‌و‌تمام، پیوندهای خود را با کشورهایی مانند ایران و ترکیه حفظ نکرده بود، شاید برایش گذر از بحران مقدور نمی‌بود.

سینا عضدی، استاد روابط بین‌الملل دانشگاه جورج واشنگتن، با اشاره به این دست‌انداز سیاسی تاریخی برای قطر به بی‌بی‌سی گفت: «درسی که قطر از بحران دیپلماتیک سال ۲۰۱۷ گرفت، این بود که عربستان سعودی سیاست خارجی مستقل را تحمل نخواهد کرد. از همین رو آن‌ها تلاش می‌کنند دیپلماسی خود را، آرام و بی‌هیاهو پیش ببرند: به ویژه درباره ایران که رویکردشان مسالمت‌آمیز است. با توجه به ابعاد قدرت و ضعف نسبی دوحه در قیاس با ریاض، فکر می‌کنم که همین رویکرد را در آینده هم ادامه بدهند.»

حفظ رابطه سیاسی توامان با تهران و ریاض، آن هم در برهه‌ای که دو غول منطقه‌ای مدت‌ها با یکدیگر در تنش بودند، برگ برنده و هوشمندانه قطری‌ها بود.

نزدیکی به تهران، به‌ویژه در طول یک دهه و نیم گذشته، باعث شد دوحه بارها در نقش میانجی، بستری برای مذاکرات ایران و غرب و در صدرش ایالات متحده باشد: از مذاکرات پشت پرده بحران هسته‌ای ایران تا میانجی‌گری برای آزادی زندانی‌های چند تابعیتی در ایران.

شهروندان آمریکایی - ایرانی، سیامک نمازی (وسط-بالا)، عماد شرقی (پایین-چپ) و مراد طاهباز (پایین-راست) پس از ورود به فرودگاه بین المللی دوحه در ۱۸ سپتامبر ۲۰۲۳ از یک جت قطری پیاده می شوند

منبع تصویر، GETTY IMAGES – Karim Jaafar

توضیح تصویر، شهروندان آمریکایی - ایرانی، سیامک نمازی (وسط-بالا)، عماد شرقی (پایین-چپ) و مراد طاهباز (پایین-راست) پس از ورود به فرودگاه بین المللی دوحه در ۱۸ سپتامبر ۲۰۲۳ از یک جت قطری پیاده می شوند

نمونه اخیر که خبرش به رسانه‌ها آمد، آزادی پنج ایرانی-آمریکایی زندانی در ایران و انتقال شش میلیارد دلار پول مسدود‌شده نفت ایران به دلیل‌ تحریم‌های آمریکا، ‌به بانک‌های قطر بود. هواپیمای دوتابعیتی‌ها ابتدا در دوحه بر زمین نشست و پول هم همزمان به بانک‌ها رسید. هرچند که به نظر، تا زمان تهیه این مقاله، ایران به دلیل فشارهای سیاسی بر سر فعالیت‌های هسته‌اش نتوانسته به آن پول دسترسی مستقیم پیدا کند.

اما انگیزه قطر از میانجی‌گری، به ویژه در مذاکرات تهران و واشنگتن، فقط کسب جایگاه سیاسی است یا انگیزه‌های دیگری هم دارد؟ سینا عضدی معتقد است قطر نگرانی‌های دیگری هم دارد: «قطر کشور بسیار کوچکی است که باید با همسایه غول‌پیکر شمالی، یعنی ایران، همزیستی کند. تیرگی روابط با ایران هم تهدید امنیتی است و هم تهدید تجاری. جنگ در منطقه خلیج فارس برای قطر بزرگ‌ترین تهدید اقتصادی است و از همین رو در تلاش است که با میانجی‌گری بین ایران و ایالات متحده، تنش میان آن‌ها را کاهش دهد.»

ورای روابط دوحه و تهران، قطر در سال‌های اخیر با یک گروه جنجالی دیگر هم رابطه داشت: با طالبان.

این روابط هم با هماهنگی دقیق کاخ سفید و در اصل بستری برای مذاکرات دولت وقت آمریکا به ریاست جمهوری دونالد ترامپ با طالبان بود.

مایکل پمپئو وزیر امور خارجه وقت ایالات متحده با ملا عبدالغنی برادر مسئول امور سیاسی طالبان در دوحه قطر در ۱۲ سپتامبر ۲۰۲۰ ملاقات کرد

منبع تصویر، GETTY IMAGES – U.S. DEPARTMENT OF STATE / HANDOUT

توضیح تصویر، دیدار مایکل پومپئو وزیر امور خارجه وقت ایالات متحده با ملا عبدالغنی برادر مسئول امور سیاسی طالبان در دوحه قطر در ۱۲ سپتامبر ۲۰۲۰

رابطه با طالبان در اسفند سال ۱۳۹۸ - فوریه ۲۰۲۰ موجب امضای توافق تاریخی صلح ایالات متحده و این گروه پرقدرت شد.‌ آمدن جو بایدن، رئیس جمهوری بعدی به کاخ سفید به خروج نیروهای آمریکا از خاک افغانستان، بعد از دو دهه، و روی کار آمدن دوباره طالبان انجامید.

در نزدیک به دو سالی که از تهاجم روسیه به اوکراین گذشته، قطر باز هم بر نقش میانجی خود تاکید داشته است. جایی که دیگر پای قدرت‌های منطقه‌ای وسط نیست و یک قدرت هسته‌ای در حال جنگ در مرزهای اروپا یک طرف مناقشه است.

در همین مذاکرات بود که کمتر از سه ماه پیش، روسیه به واسطه قطر شش کودک اوکراینی را آزاد کرد و به کشورشان بازگرداند.

دیپلماسی قطر در بوته آزمایش

سیاست‌ورزی ماهرانه دوحه و تعادل در نگه داشتن جانب دوست و دشمن، تاکنون منافع زیادی برای قطری‌ها به ارمغان آورده است.

در بحران بزرگ اخیر در خاورمیانه، یعنی جنگ اسرائیل در غزه، هم دوحه از همان در وارد میدان سیاست‌ورزی شده است.

با این همه این موقعیتی استثنایی است که دیپلماسی همیشگی قطر را به بوته آزمایش گذاشته است.

بعد از حمله خونبار هفتم اکتبر حماس، حالا نورافکن افکار عمومی جهان بر تامین‌کنندگان مالی این گروه و پشتیبانان‌شان هم افتاده است.

اهتزاز پرچم فلسطین در جریان تظاهرات در مقابل مسجد امام محمد عبدالوهاب در حمایت از مردم فلسطین دردوحه، قطر، ۲۰ اکتبر ۲۰۲۳

منبع تصویر، GETTY IMAGES – Karim Jaafar

توضیح تصویر، اهتزاز پرچم فلسطین در تظاهرات در مقابل مسجد امام محمد عبدالوهاب در حمایت از مردم فلسطین دردوحه، پایتخت قطر، ۲۰ اکتبر ۲۰۲۳

آیا قطر می‌تواند در قامت میانجی‌گر سر میزی بنشیند که آن طرفش، کسانی، درست یا غلط، قطری‌ها را شریک جنایات طرف دیگر می‌دانند؟

آيا دوحه قادر است در دفاع از اعتبار و حیثیت سیاسی نقشش را به عنوان میانجی احیا و تثبیت کند؟

به نظر راه میانجی‌گری این بحران به سادگی موارد دیگر نباشد.

هرچند که جنگ غزه چنان بحرانی را در خاورمیانه آفریده که ممکن است همه طرف‌ها را به اغماض از استانداردهای‌شان ناگزیر کند.

همچنان که جورجیو کافیرو معتقد است دلایلی عمده برای این اغماض وجود دارد: «در میانه‌ صحنه سیاسی، هم در آمریکا و هم در اسرائیل، انتقادهای بسیار تندی از قطر به دلیل رابطه‌اش با حماس مطرح است. با این همه، حماس، حتی پس از جنگ اسرائیل در غزه، قرار است به عنوان بازیگر اصلی در صحنه بماند. از همین رو، بخت بالایی هست که آمریکا و اسرائیل، باز قطر را به عنوان پل بین دو طرف ببینند؛ حتی با اینکه روابط گرم قطر با حماس در برخی جناح‌های آمریکا و اسرائیل بحث‌برانگیز و منشا اختلاف نظر بماند.»