کریس لوئیز و ویمبلدون؛ تنیسبازی که قبل از مسابقه ۹۰ دقیقه کف حمام خوابید

منبع تصویر، Getty Images
- نویسنده, سوفی براون
- شغل, بیبیسی
اگر نواک جوکوویچ این طور که پیشبینی میشود قهرمان ویمبلدون شود، رقابتهای امسال بیستمین دوره متوالی خواهد بود که یکی از «چهار بزرگ» تنیس، قهرمان این دوره سومین گرنداسلم فصل تنیس میشود.
حتی نایب قهرمانهای ویمبلدون هم به ندرت غافلگیرکننده بودهاند: در دو دهه گذشته فقط سه نفر خارج از ده نفر نخست ردهبندی جهانی تنیس حریف راجر فدرر، رافائل نادال، نواک جوکوویچ و اندی ماری شدهاند.
یکی از مردانی که همه چیز را در مورد شگفتیسازی در راه رسیدن به فینال ویمبلدون میداند، کریس لوئیس است. چهل سال پیش این ورزشکار نیوزیلندی که نفر ۹۱ ردهبندی جهانی بود با رسیدن به فینال همه را غافلگیر کرد.
ماجرا از زمانی شروع شد که یک پسر بچه ۱۱ ساله با دیدن تورنمنتی در نیوزیلند عاشق تنیس شد و تصمیم گرفت به اوج این رشته برسد.
او به بخش ورزشی بیبیسی گفت: «همان موقع بود که تصمیم گرفتم بازیکن حرفهای تنیس بشوم و آن ویمبلدون هم رویای زندگیام بود.»
البته راه او برای تحقق رویایش خیلی هم ساده و سرراست نبود.
سال ۱۹۷۵ به نظر میرسید که لوئیس حسابی روی دور افتاده است: او نفر اول جوانان جهان بود و در بخش جوانان ویمبلدون هم قهرمان شد. اما موفقیت در رده بزرگسالان به آن آسانیها نبود، تا سال ۱۹۸۳ او هیچ نشانهای مبنی بر این که توانایی قهرمانی در یک گرنداسلم را دارد، بروز نداده بود.
راستش را بخواهید، وضعیت کاملا برعکس بود.
او گفت: «نه سال بود که حرفهای شده بودم و آن زمان بدترین تنیس زندگیام را بازی میکردم.» یک مسمومیت غذایی در رولان گاروس آن سال هم موجب شد که اعتماد به نفس او در آستانه ویمبلدون پایینتر هم بیاید.
اما دور بودن از فرم ایدهآل در عین حال «کاتالیزوری» برای شروع خوب او در ویمبلدون شد.
لوئیس بجای ناامیدی تصمیم گرفت هرچه دارد را در آن دوره مسابقات بگذارد. او با کمک تونی روچه، الگوی دوران نوجوانی که الان مربیاش شده بود و همچنین هموطنش جف سیمسون، یک برنامه آمادهسازی فوقالعاده سنگین قبل از مسابقات تدارک دید.
این برنامه فشرده خیلی زود تاثیر خودش را نشان داد و لوئیس با پیروزی در دو مسابقه ۵ ستی در سه بازی نخستش توانست برای نخستین بار به دور چهارم یک گرنداسلم برسد.
در کنار موفقیت، اضطراب هم از راه رسید و لوئیس شب قبل از مسابقه یکهشتم نهایی مقابل اندوکا اودیوزر، تنیسبازی نیجریهای که گییرمو ویلاس را حذف کرده بود، «چشم برهم نگذاشت.»
راه حل عجیب و غریب او، «یک چرت ۹۰ دقیقهای کف حمام رختکن قبل از مسابقه» جواب داد و لوئیس در سه ست پیاپی برنده شد و گفت: «این یکی از بهترین تنیسهای زندگیام بود.»
پیروزی سخت مقابل مل پرسل آمریکایی در یکچهارم نهایی که مانند هر هفت حریف لوئیس در ویمبلدون به غیر از یک نفر، رتبهای بالاتر از او در ردهبندی جهانی داشت، به معنای رسیدن به نیمهنهایی ویمبلدون بود.
لوئیس برای رسیدن به فینال ویمبلدون باید کوین کوران را شکست میداد؛ تنیسبازی متولد آفریقای جنوبی که متخصص بازی روی چمن و بخت ۱۲ قهرمانی بود. کوران در مسابقات آن سال جیمی کانرز، مرد شماره یک تنیس جهان در آن زمان، را حذف کرده بود.
در یک مسابقه حماسی که جان برت، گزارشگر نامدار بیبیسی، آن را «بهترین بازی مسابقات» نامید، لوئیس توانست حریفش را پس از ۳ ساعت و ۴۵ دقیقه شکست دهد.
لوئیس اولین نیوزیلندی از قبل از جنگ جهانی اول بود که به فینال ویمبلدون رسیده بود و این افتخار با واکنشهای زیادی در کشور او روبرو شد.
استقبال در حدی بود که رابرت مالدون، نخستوزیر نیوزیلند، هم به لوئیس تلفن زد. لوئیس گفت: «راستش را بخواهید تماسی از بریتیش تلکام داشتم که به من گفت، هرگز در تاریخ مسابقات این همه تلگرام برای یک بازیکن فرستاده نشده است.»
دیگر بازیکن حاضر در دیدار نهایی جان مکانرو بود که در میانه تجربه ۵ حضور متوالی در فینال ویمبلدون قرار داشت.
لوئیس میگوید: «مردم همیشه از من میپرسند، "فکر میکنی که شانس پیروزی داشتی؟" و من هم با صراحت میگویم، بله. دلیلش هم این بود که شما به تازگی شش بار مقابل بهترین تنیسبازهای دنیا پیروز شده بودید، تقریبا با یک احساس شکستناپذیری وارد زمین میشدید.»
«متاسفانه، جان هم احساس مشابهی داشت و او هم بهترین تنیس حرفهاش را بازی میکرد.»
مسابقات رویایی لوئیس با شکست در سه ست پیاپی مقابل مکانرو تمام شد، اما عملکرد او به گونهای بود میتوانست با گردنی افراشته از زمین خارج شود.
او میگوید: «من با غرور به آن مسابقه نگاه میکنم به این دلیل که با تمام وجود در آن تلاش کردم. این نقطه اوج ۱۵ سال فداکاری و تلاش بیوقفه بود.»

منبع تصویر، Getty Images
او نامش را وارد کتاب تاریخ تنیس کرده بود، نه فقط به این دلیل که اولین بازیکن خارج از رتبهبندی مسابقات بود که به فینال رسید بلکه به دلیل این که نخستین مردی بود که با راکت تنیس انقلابی که صفحهای بسیار بزرگ داشت، به فینال یک گرنداسلم رسید.
«در اواخر دهه ۱۹۷۰ و اوایل دهه ۱۹۸۰ انقلابی در صنعت ساخت راکت و دیگر وسایل تنیس به وجود آمد که قبل از آن در دنیا هرگز سابقه نداشت. در واقع اندازه صفحه راکت از ۶۳ اینچ مربع (۴۰۶ سانتیمتر مربع) به اندازه راکت من که ۱۱۰ اینچ مربع (۷۰۹ سانتیمتر مربع) رسید.»
«این درواقع مثل این بود که تنیس را از نو یاد بگیرید. مدتهای زیادی تمرین میکردم تا با راکتهای جدید آشنا شوم، چون عقیده داشتم که این آینده تنیس است. مشخص است که من از اولین کسانی بودم که این دوران گذار را انجام داد، ولی کار آسانی نبود.»
لوئیس سال ۲۰۰۶ به آمریکا رفت و در کالیفرنیا یک آکادمی تنیس راه انداخت که تا کنون ۸۰۰ بازیکن جوان را آموزش داده است.
این شغلی مناسب برای کسی است که اهمیت محیط و داشتن الگوی رفتاری در حرفه خود را اعتبار میبخشد.
او قرار است که در مسابقات این دوره ویمبلدون حاضر شود، هرچند که یک دلیل دیگر هم برای بازگشت به انگلیس داشت.
چهل سال پس از این که او در لندن صحنه را به خود اختصاص داد، دخترش جنوا، کار مشابهی را انجام خواهد داد؛ البته استعداد این دختر جوان در زمینهای دیگر است. او که یک ویولونیست برجسته است، قرار است در سالن رویال آلبرت هال برنامه اجرا کند.
لوئیس در مورد مسابقات آن دوره ویمبلدون میگوید: «همه چیز همین الان هم جلوی چشمم است، انگار همین دیروز اتفاق افتاده باشد. هنوز هم احساس غرور میکنم، این یک تجربه عالی و شگفتانگیز بود.»














