کلارسا شیلدز: زنی با «صدای بلند» و داستانی شگفت‌انگیز

شادمانی شیلدز پس پیروزی ماه ژوئن مقابل ماریسلا کورنیخو در دیترویت

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، شادمانی شیلدز پس پیروزی ماه ژوئن مقابل ماریسلا کورنیخو در دیترویت
    • نویسنده, تام رینولدز
    • شغل, بی‌بی‌سی

این گزارش حاوی مطالبی در مورد آزار جنسی و کودک‌آزاری است و ممکن است برای برخی آزار‌دهنده باشد.

«آب کثیف نمی‌تواند مانع پوشیدن لباس‌های گوچی شود.»

کلارسا شیلدز، که برخی او را بهترین بوکسور زن تمام دوران می‌دانند، در حال قدم زدن در شهر زادگاهش، فلینت در ایالت میشیگان است.

پارس سگ‌ها موسیقی متن قدم زدن در خیابانی است که نام برنده دو مدال طلای المپیک و قهرمان بلامنازع بوکس میان‌وزن جهان را بر خود دارد. خیابانی که هر که او را در آن می‌بیند، تبریک می‌گوید.

این ورزشکار ۲۸ ساله، اسطوره شهری است که بیش از همه به یک قهرمان، مدافع و سخنگو نیاز دارد. شهری که روزگاری به‌عنوان شهر خودرو شناخته می‌شد و خانه اصلی جنرال موتورز بود. اما با افول صنعت خودروسازی آمریکا، ثروت آن نیز کاهش یافت.

جمعیت کنونی فلینت نصف جمعیتی است که در اوج خود در دهه ۱۹۶۰ داشت و با ترک مردم، درآمد مالیاتی شهر نیز کم شد.

تصمیم به کاهش هزینه‌های شهر در سال ۲۰۱۴ و تغییر منبع آب شهر از دریاچه هورون به رودخانه فلینت، که سال‌ها به وسیله صنایع سنگین آلوده شده بود، عواقب فاجعه‌باری داشت و مردم این شهر را در معرض مسمومیت با سرب قرار داد.

البته اکنون آب آشامیدنی شهر سالم است. اما خود شهر هنوز مشکلاتی دارد و جنایات خشونت آمیز در آن تقریباً چهار برابر میانگین آمریکاست.

شیلدز همچنان به قدم زدن با لباس‌‌های گران‌قیمت خود و صحبت با اهالی ادامه می‌دهد. او بر این باور است که سرنوشت دلخراش او و برخاستن مجددش، می‌تواند به دیگران کمک کند.

او می‌گوید: «اول فکر می‌کردم هدفم این است که یک بوکسور بزرگ باشم. اما خدا می‌خواست که یک بوکسور بزرگ باشم و در عین حال داستانی در زندگی داشته باشم که با تعریف آن، جان افراد بسیاری را نجات دهم.»

کلارسا شیلدز

منبع تصویر، Gregory Shamus

شیلدز قصه‌گوی ماهری است که کلمات را می‌شناسد، داستان‌های بسیاری برای گفتن و البته اعتماد به نفس بالایی برای در میان گذاشتن آنها دارد.

در یک هفته فیلمبرداری برای سریالی در بخش ورزشی بی‌بی‌سی، او داستان‌های بسیاری از سرنوشت خود تعریف کرد. او می‌گوید: «آنچه از سر گذرانده‌ام را حتی برای بدترین دشمنم هم آرزو نمی‌کنم.»

اما، برخلاف بسیاری از همتایانش در بوکس زنان و مردان، روایت او عمق دارد، عمقی که تاریکی آن وصف ناپذیر است.

او قربانی یک دوره طولانی سوء استفاده جنسی است، از زمانی که تنها پنج سال داشت.

او می‌گوید: «برای اینکه به جایی که هستم برسم، باید بیشتر از خیلی‌ها کار می‌کردم. افراد زیادی را نمی‌شناسم که توانسته باشند از موقعیت مشابه من برخیزند و به جایی برسند که من رسیده‌ام…»

«من از پنج سالگی صحبت می‌کنم، از زمانی که به عنوان یک کودک مورد تجاوز قرار گرفتم و باید با تمام خشم و عصبانیت ناشی از آن کنار می‌آمدم. من مشکل تکلم داشتم، تا حدود شش سالگی حتی نمی‌توانستم صحبت کنم و تا نه سالگی لکنت داشتم.»

«این روحیه تسلیم نشدن را از فلینت دارم. یادم می‌آید که بچه بودم و دختری مرا از مدرسه تعقیب می‌کرد. به خانه که رسیدم مادرم با نگاهش پرسید چه شده و من گفتم دخترها می‌خواهند با من دعوا کنند. او هم گفت فردا که به مدرسه رفتی، بهتر است با تک تک آنها مبارزه کنی.»

«روز بعد در مدرسه با یک دختر دعوا کردم و در راه خانه هم با دختران دیگر دعوا کردم. از آن به بعد همه فهمیدند که با کلارسا نباید درگیر شوند.»

شیلدز درس خوداتکایی را از کودکی آموخت. پدرش در دو سالگی او به زندان رفت و در نه سالگی‌اش آزاد شد. مادرش الکلی بود و شیلدز شاهد غیبت‌های متناوب و بدون دلیل مادرش و تلاش مداوم برای کسب پول بود. او به یاد می‌آورد که از وعده‌های غذایی خود می‌گذشت تا خواهر و برادرش بتوانند غذا بخورند.

او می‌گوید: «حتی وقتی برای المپیک لندن آماده می‌شدم، همچنان فقیر بودم. ۱۶ ساله بودم و با مادرم، خواهر و برادرم زندگی می‌کردم.»

«با وجود اینکه جایی برای ماندن داشتیم، اما همچنان بعضی روزها گرسنه بودیم و من تختی برای خوابیدن نداشتم. پس از قهرمانی در المپیک، اولین کاری که کردم خرید تخت برای خودم بود.»

به رغم تجربیات اولیه، پیام بزرگ شیلدز این است که به امید تکیه کنیم، نه ناامیدی.

او می‌گوید: «بچه‌های زیادی هستند که با مشکلات مشابهی روبه‌رو می‌شوند و احساس ناامیدی می‌کنند. اما خدا از من خواست داستانم را تعریف کنم تا آنها بتوانند بشنوند و ببینند که من توانستم، پس آنها هم می‌توانند.»

«هرگز آنچه از سر گذرانده‌ام را برای بدترین دشمنم هم آرزو نمی‌کنم. تا این اندازه بد بود. البته من تعدادی دشمن دارم.»

یکی از آنها ساوانا مارشال، بوکسور بریتانیایی، است. او تنها کسی است که توانسته شیلدز را در طول دوازده سال دوران حرفه‌ای خود شکست بدهد.

این شکست در مسابقات قهرمانی جهان در سال ۲۰۱۲ در چین رخ داد. شکستی که پس از آن شیلدز به مدت یک دهه هرگز شکست نخورد و سرانجام هم توانست در یک دیدار انتقامی، مارشال را در اکتبر ۲۰۲۲ شکست داده و قهرمان بلامنازع میان وزن جهان شود.

شیلدز در ماه ژوئن نیز در برابر ماریسلا کورنیخو پیروز شد و رکورد حرفه‌ای خود را به ۱۴ پیروزی متوالی رساند. او در مورد احساسش در خصوص مسابقه مجدد با مارشال در سال آینده کاملاً استقبال کرد و گفت: «بله، اما فقط در خاک آمریکا.»

شیلدز در دوران آماتوری خود به مارشال باخت تا این بوکسور بریتانیایی طلای قهرمانی جهان در سال ۲۰۱۲ را به دست آورد

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، شیلدز در دوران آماتوری خود به مارشال باخت تا این بوکسور بریتانیایی طلای قهرمانی جهان در سال ۲۰۱۲ را به دست آورد
اما یک دهه بعد در رده حرفه‌ای با پیروزی مقابل مارشال در لندن، انتقام آن شکست را گرفت

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، اما یک دهه بعد در رده حرفه‌ای با پیروزی مقابل مارشال در لندن، انتقام آن شکست را گرفت

او خوشحال است که به نمایندگی از زنان هموطن بوکسور خود جشن می‌گیرد و از آنها دفاع می‌کند، هرچند که تلاش می‌کند آنها را در رینگ شکست دهد.

او می‌گوید: «اگر دختری هست که فکر می‌کند می‌تواند مرا شکست دهد، بهتر است از خواب بیدار شود و رویا نبیند. واقعاً همه زنان بوکسور را دوست دارم. چون همه ما در حال مبارزه با هم هستیم و بدون یکدیگر نمی‌توانیم این کار را انجام دهیم.»

«حتی بعد از مبارزه برابر کورنیخو، چیزهای خوب زیادی در مورد او گفتم و او را با توصیه‌هایی برای مبارزاتش در آینده‌ بدرقه کردم. این کار را با بیشتر دختران انجام می‌دهم. تنها دختری که این کار را با او نکرده‌ام، ساوانا مارشال است زیرا او لیاقتش را ندارد.»

رکورد حرفه‌ای شیلدز شامل ۱۴ برد متوالی پس از پیروزی مقابل ماریسلا کورنیخو در ماه ژوئن است.

منبع تصویر، Jonathan Turton

توضیح تصویر، رکورد حرفه‌ای شیلدز شامل ۱۴ برد متوالی پس از پیروزی مقابل ماریسلا کورنیخو در ماه ژوئن است.

جیسون کراچفیلد، مربی اول شیلدز، به بی‌بی‌سی گفت: «او احتمالاً یکی از بهترین شاگردان ماست.»

کراچفیلد در شیلدز یک کودک آسیب‌دیده یافت. شیلدز می‌گوید: «من مشکلات بدی داشتم که جیسون می‌تواند به شما بگوید.»

آن خشم و دقت، شیلدز را به طلای المپیک ۲۰۱۲ لندن و ۲۰۱۶ ریو و دو قهرمانی بلامنازع جهانی رساند.

این سفری است که به طور جدایی ناپذیری با فلینت و دوران بلوغ شیلدز در آن مرتبط است. هویت شیلدز با فلینت تعریف می‌شود. اما تجربیات تلخش باعث نشده دیدگاه‌اش منفی شود.

او می‌گوید: «اجازه نده چون مورد تجاوز قرار گرفته‌ای، از همه مردها متنفر شوی، تمام زندگیت عصبانی هستی و مدام این شخص را به خاطر کاری که با تو کرده‌ سرزنش می‌کنی. این باعث می‌شود که متجاوزین پیروز شوند، در حالی که بازنده واقعی آنها هستند.»

«همیشه به مردی فکر می‌کنم که در کودکی به من تجاوز کرد. او حتی نتوانست یک بچه پنج ساله را از نظر ذهنی بشکند. او به من حمله کرد، او از من سوء استفاده کرد و من هنوز هم خوب هستم.»

و با این جمله دوربین‌ها خاموش می‌شوند و شیلدز نیز خاموش است. اما هنوز یک جمله باقی مانده است.

پس از یک هفته مکالمه، مصاحبه و مرور خاطرات، شیلدز بهترین نتیجه‌گیری از ۲۸ سال زندگی خود را اینگونه مطرح می‌کند: «کلارسا شیلدز چیزی بیش از اینکه یک آمریکایی با صدای بلند باشد، در آینده خواهد بود.»

و مطمئنا همین‌طور خواهد بود.

 شیلدز در لباس طراحان ایتالیایی که با موفقیت او در رینگ به دست آمده است

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، شیلدز در لباس طراحان ایتالیایی که با موفقیت او در رینگ به دست آمده است