بمباران، حملات پهپادی و خانه‌های ویران شده؛ جنوب لبنان یک‌ سال پس از آتش‌بس

لبنان
    • نویسنده, نفیسه کوهنورد
    • شغل, خبرنگار ارشد خاورمیانه بی‌بی‌سی، جنوب لبنان

بزرگراه بیروت به جنوب لبنان روایتگر وقایعی است که بر سر حزب‌الله در جنگ اخیرش با اسرائیل آمده است. تقریبا از میانه راه، در دو طرف اتوبان پوسترهایی با عکس‌های حسن نصرالله، دبیرکل سابق، و هاشم صفی‌الدین، کسی که قراربود جانشین او شود، دیده می‌شود.

هر دوی آنها در حملات گسترده هوایی اسرائیل سال قبل در حومه جنوبی بیروت کشته شدند. در امتداد مسیر و در کنار پرچم‌های زرد رنگ با آرم حزب‌الله، پرچم‌های زرد دیگری هم نصب کرده‌اند.

پرچم‌هایی که انگار نشان جدید گروه پس از کشته شدن رهبران و فرماندهان ارشدش است. روی آنها نوشته شده: «انا علی العهد»، یعنی «سر عهدمان هستیم.»

کنار جاده و ایست بازرسی‌های ارتش پر است از بیلبوردهایی که درباره خطر مهمات منهدم نشده می‌گویند و هشدار می‌دهند به اجسام ناشناس روی زمین دست نزنید.

بالای سرمان تمام مدت می‌توانیم وزوز پهپادهای اسرائیلی را بشنویم و گاهی هم غرش جت‌ها را. سراسر جاده سعی می‌کنیم از خودروهای پشت سر و مقابل‌مان تا حد ممکن فاصله بگیریم و این فقط به‌خاطر اصول ایمنی رانندگی نیست. از سر نگرانی درباره احتمال حمله پهپادی اسرائیل به یکی از این خودروهاست.

از زمان شروع درگیری‌ها میان حزب‌الله و ارتش اسرائیل در اکتبر سال ۲۰۲۳ حمله‌های این‌چنینی در نقاط مختلف لبنان در جریان بوده است. روشی که ارتش اسرائیل از آن برای ترورهای هدفمند کسانی استفاده می‌کند که این ارتش می‌گوید که اعضای حزب‌الله یا گروه‌های هم‌پیمانش هستند.

خیلی وقت‌ها خودروها مقابل چشم بستگان فرد مورد نظر یا غیرنظامیان دیگر در وسط و کنار جاده به یکباره منفجر شده‌ و سوخته‌اند. در این حملات گاهی رهگذران هم زخمی یا کشته شده‌اند.

یک سال پس از اعلام آتش‌بس این حملات همچنان ادامه داشته است. به‌خصوص در جاده‌های جنوب لبنان که این حمله‌ها تقریبا روزانه بوده است. در این نواحی و همچنین در بخش‌هایی از شمال شرق کشور بمباران‌های ارتش اسرائیل هم قطع نشده است.

شرایطی که زندگی را برای ساکنان منطقه به غایت سخت کرده است.

خرابه های لبنان

سلما و دو خواهرش پنج ماهى است به خانه‌شان در روستای شمع برگشته‌اند. اما می‌گویند، مطمئن نيستند تا كى می‌توانند بمانند: «نگاه کن این دائم بالای سرمان است. انگار که دارد ما را می‌پاید.»

اشاره سلما به پهپادی است که بر فراز روستا در حال پرواز است.

روستای شمع در پنج کیلومتری مرز اسرائیل است. در زمان اوج جنگ نیروهای اسرائیلی با توپ و تانک تا اینجا پیشروی کرده بودند.

در و دیوار خانه سلما پر است از آثار درگیری این نیروها با حزب‌الله از فاصله نزدیک.‌ او اتاق سوخته‌ای را به من نشان می‌دهد که پيش از جنگ آشپزخانه‌شان بوده است. سلما مى‌گويد که نمى داند آيا سربازان اسرائيلى از آن به عنوان سنگر استفاده كرده‌اند يا حزب‌الله، به تلخی می‌خندد و ادامه می‌دهد: «خدا می‌داند. شايد هم هر دو.»

هنوز یک جعبه مهمات خالی در گوشه‌ای از اتاق دیده می‌شود و لکه‌های خشک شده خون در کف آشپزخانه.

بخش بزرگی از خانه‌ها در همسایگی خانه سلما یا کاملا با خاک یکسان شده‌اند و یا به شدت آسیب دیده‌اند. سلما می‌گوید که جز او‌ و خواهرانش کسی به روستا بازنگشته است. آنها هم تنها به این خاطر برگشته‌اند که جای امن‌تر سرپناهی نداشته‌اند: «مردم خونه و زندگيشون رو دوست دارند اما مى‌بينى كه چه بر سر خانه‌ها آورده‌اند.»

«بعضی صبح‌ها می‌آیند و به خانه‌هایشان سر می‌زنند اگر هنوز برپا باشند و شب برمی‌گردند. همه می‌ترسند، برگردند چون هر لحظه ممکن است چیزی شود.»

آتش‌بس ۲۷ نوامبر پارسال برای پایان دادن به سیزده ماه جنگ اعلام شد. جنگی که دستکم ۴۰۰۰ لبنانی و ۱۲۰ اسرائیلی در آن کشته شدند.

مثل بسیاری از ساکنان منطقه سلما و خواهرانش هم جنگ‌های متعددی را با اسرائیل از سر گذرانده است و سه بار تا حالا مجبور به ترک خانه‌شان شده‌اند: «خیلی جنگ دیدیم. ١٩٧٨ ، ١٩٨٢، ٢٠٠٦، و اين آخری. این اما سخت‌ترین بود. ٢٠٠٦، وقتى جنگ تموم شد مستقيم آمدیم خانه‌هایمان و دیگر جنگی نبود اما اين جنگ هنوز ادامه دارد و متوقف نشده است. این جنگ ویران‌کننده‌تر بود و جوان‌های بیشتری هم در آن شهید شدند.»

حزب الله هشت اكتبر ٢٠٢٣، یک روز پس از حمله حماس از غزه به اسرائیل، شروع به شلیک موشک به سمت مواضع اسرائيلی در آن سوی مرز کرد.

آنموقع اين گروه مى‌گفت جبهه‌اى كه گشوده تنها براى پشتيبانى از غزه است، نه ورود به جنگ تمام عيار.

منابع مطلع و نزدیک به حزب‌الله به من گفته‌اند که رهبران این گروه تصور می‌کردند که می‌توانند جنگ را محدود به مناطق مرزی نگه‌دارند و در عین حال به «آرمان‌های» خودشان برای «دفاع از محور مقاومت و فلسطین» وفادار بمانند. محاسبات اما اشتباه از آب در آمد. راکت‌پراکنی‌ها جای خود را به جنگی تمام عیار داد.

حزب‌الله با از دست دادن رهبر و فرماندهان ارشد و کارکشته‌اش ضربه سختى خورد. جنگ هم زندگى بسيارى را زير و رو كرد.

نفیسه کوهنورد در حال مصاحبه

حالا کم نیستند کسانی که حتی در میان طرفداران حزب‌الله تصميم این گروه را برای ورود به درگیری با اسرائیل زير سوال مى‌برند. مثل فاطمه، خواهر سلما که نمی‌خواهد جلوی دوربین ظاهر شود اما وقتی از سلما می‌پرسم به نظرش مسئول اوضاع کنونی‌شان کیست؟ از پشت دوربین به میانه حرفمان می‌دود و با خشم می‌گوید: «جبهه پشتیبانی یعنی چه؟ ما چرا اصلا باید وارد جنگی می‌شدیم که جنگ ما نبود؟»

«وقتی برگشتیم من حتی سطل زباله را هم بوسیدم. هیچکس به ما کمک نکرد. ما را وارد جنگ کردند و رهایمان کردند به حال خودمان.»

می‌پرسم: «از کی انتظار کمک داشتند؟ ایران؟»

«نه شرق، نه غرب، نه ایران و نه کشورهای عربی! هیچکس به داد ما نرسید. ما چرا باید هزینه جنگ دیگران را می‌دادیم؟»

سلما حرف خواهرش را می‌برد: «چرا چنین چیزی می‌گویی؟ بهتر است ما وارد سیاست نشویم.»

مشابه این انتقادها را من از همان روزهای اول جنگ و در میان طرفداران حزب‌الله زیاد شنیدم اما به نظر این خشم و سردرگمی دارد بیشتر و بیشتر می‌شود.

بخصوص وقتی آتش‌بس عملا یکطرفه است با هزینه‌ای سنگین برای طرفی که در این مدت دست به ماشه نبرده است. دولت لبنان می‌گوید از زمان آتش‌بس دست‌کم ۳۳۰ نفر از جمله زنان و کودکان در حملات اسرائیل کشته شده‌اند. حزب‌الله آنها را تا کنون بی‌پاسخ گذاشته است.

آتش‌بس که با میانجی‌گری آمریکا و فرانسه برقرار شد، مستلزم آن بود که حزب‌الله نیروها و تجهیزات خود را از جنوب رود لیتانی، حدود ۴۰ کیلومتر دورتر از مرز اسرائیل، خارج کند و نیروهای اسرائیلی نیز از مناطقی در جنوب لبنان که در طول جنگ اشغال کرده بودند، عقب‌نشینی کنند.

در این روند باید هزاران نیروی ارتش لبنان به این منطقه اعزام می‌شد که دهه‌ها عملا تحت کنترل حزب‌الله بود. دولت لبنان می‌گوید تا حد زیادی به تعهداتش عمل کرده اما تاکید می‌کند که حملات اسرائیل کار ارتش لبنان را با چالش مواجه کرده است.

در مقابل مقام‌های اسرائیلی می‌گویند حزب‌الله در حال تلاش برای بازسازی توانایی‌های نظامی خود در جنوب رود لیتانی است؛ اقدامی که نقض آتش‌بس محسوب می‌شود. همچنین آن‌ها ادعا می‌کنند حزب‌الله تلاش کرده سلاح به لبنان قاچاق کند و در عین حال تولید پهپادهای انفجاری را به عنوان جایگزینی برای راکت‌ها و موشک‌ها افزایش داده است.

پلی که عکس سران حزب‌الله روی آن دیده می‌شود

تا این لحظه، اسرائیل مدارکی را که می‌گوید در اختیار دارد علنی نکرده است اما هفته‌هاست که رسانه‌های اسرائیلی پر است از تهدیدها و نقل قول‌ها درباره طرح‌های احتمالی برای تشدید درگیری با این گروه . اسرائیل کاتس، وزیر دفاع اسرائیل، اخیراً گفته است: «حزب‌الله با آتش بازی می‌کند و رئیس‌جمهور لبنان تعلل می‌کند.»

یک سال بعد از آتش‌بس با اینکه ارتش اسرائیل از شمع و چند روستای دیگر عقب نشینی کرده است، همچنان پنج نقطه در بلندی‌های لبنان لب مرز را در اشغال خود نگه داشته و در آنها پایگاههای به نظر دائمی ساخته است. در چندین نقطه هم مناطق «ورود ممنوع» ایجاد کرده و به کسی اجازه نزدیک شدن به این نواحی را نمی‌دهد.

برای رفتن به مناطق نزدیک‌تر به مرز ما با نیروهای حافظ صلح سازمان ملل، یونیفیل، همراه می شویم. نیروهای متشکل از ارتش‌های کشورهای مختلف که بیش از چهار دهه است برای نظارت بر اجرای توافقات بین لبنان و اسرائیل و پایین آوردن تنش در مرز لبنان مستقرند. ماموریتی که به وضوح همیشه موفق نبوده است. حالا ظاهرا کار صلح‌بانان سخت‌تر هم شده است.

میزبان نیروهای ایتالیایی هستند. با آنها در پایگاه‌شان در تپه‌های مشرف به روستای شمع ملاقات می‌کنیم. افسر بلندپایه و مسئول کاروان که تنها بدون ذکر نام و پشت دوربین می‌تواند با ما صحبت کند به ما می‌گوید هر تحرکی در این نواحى بدون همراهى ارتش لبنان يا يونيفيل می‌تواند از نگاه سربازان آنطرف مرز مشکوک باشد و دلیلی برای آتش گشودن احتمالی.

اما خود نیروهای یونیفیل هم چند باری در حال گشت زدن هدف شلیک‌های ارتش اسرائیل قرار گرفته‌اند. در آخرین حادثه چند هفته قبل که با اعتراض شدید یونیفیل مواجه شد، ارتش اسرائیل گفت که به‌خاطر «بدی هوا و دید کم اشتباه رخ داده و این شلیک‌ها فقط برای هشدار بوده است.»

توضیحی که یونیفیل آن را کافی نمی‌داند. به گفته کندیس آردیل، سخنگوی این نیروها، ارتش اسرائیل می‌دانسته که تیم گشت‌زنی یونیفیل در آن زمان مشخص در آن نقطه مشغول فعالیت خواهند بود.

امروز هم هوا نیمه‌ابری است و بعضی مناطق مرزی را مه و باران فراگرفته است. میزبان‌مان با خنده می‌گوید: «بیایید امیدوار باشیم امروز چیزی را اشتباه نخواهند دید.»

سوار بر خودروهای زرهی سفید رنگ یونیفیل راهی مرز می‌شویم. صحنه‌هاى مسير تكان دهنده است، تا چشم کار می‌کند فقط ویرانی است.

هر قدر كه به خط مرزى نزديك مى‌شويم حجم خرابی‌ها بيشتر مى‌شود. انگار بعضى از روستاها از نقشه حذف شده‌اند. پرچم‌ها و پوسترهای پاره شده حزب‌الله در مسیر، گویی انعکاسی هستند از شرایط این گروه در منطقه‌ای که تا همین یک سال پیش تحت سیطره‌اش داشت.

در بعضى جاها هنوز آثار حضور سربازان اسرائيلى كه با توپ و تانك وارد روستاهاى لبنانى شده بودند ديده مى شود. مثل دیوارهای مغازه بلال در روستای یارین که رویش با اسپری به عبری نوشته‌اند: «دکان».

مغازه او جزو معدود ساختمان‌هایی است که هنوز سرپاست هرچند دیوارهایش آسیب دیده‌اند. بقیه ساختمان‌های اطراف کلا با خاک یکسان شده‌اند. دیدن بلال در مغازه‌اش متعجبمان می‌کند. از او می‌پرسم چرا به اینجا برگشته؟ می‌گوید که ترجیح می‌دهد روی خرابه‌های خانه‌اش زندگی کند و در مغازه‌اش را تا جایی که می‌شود باز نگه دارد، تا اینکه آواره شهرهای دیگر شود.

مشتری‌های بلال حالا فقط نیروهای یونیفیل هستند که گهگاه از او آب و بیسکویت می‌خرند: «می‌خواهم امیدوار بمانم که باز هم زندگی‌مان را از نو می‌سازیم اما اوضاع را می‌بینی. این بار خیلی سخت است.»

یارین اما جزو روستاهایی است که حدود هشتاد درصد بناهایش ویران شده‌اند. بخشی از ساختمان‌ها با بمباران، بعضی با آتش توپخانه و بعضی دیگر با دینامیت.

سازمان‌های حقوق بشری، اسرائیل را متهم کرده‌اند که با ویران کردن غیرضروری منطقه‌ای حائل به موازارت مرز ایجاد کرده است و همچنان هم با بمباران‌های مکرر و سوزاندن باغ‌های زیتون به این روند ادامه می‌دهد.

ارتش اسرائیل این اتهام‌ها را رد کرده و گفته است که اهدافش منحصر به تونل‌های حزب‌الله بوده است اما شواهد روی زمین گویای آن است که بخش وسیعی از این مناطق عملا غیر قابل زندگی شده‌اند. نگرانی‌ها از ایجاد مناطق حائل بیشتر، اینجا جدی است.

یارین را ترک و به سمت نوار مرزی معروف به خط آبی حرکت می‌کنیم که مرز غیررسمی بین لبنان و اسرائیل است. سراسر این خط جدا کننده از سوی یونیفیل با بشکه‌های آبی رسمی را نشانه گذاری شده است.

کم‌تر از ده دقیقه بعد به فاصله دویست متری دیوار می‌رسیم و می‌توانیم به وضوح نوار دیوارهای پیش ساخته بتنی را ببینیم. اسرائیل سالها در حال ساختن این دیوار بر روی خط آبی بوده است. در گوشه‌ای از دیوار برج دیدبانی ارتش اسرائیلی نمایان است.

میزبان ما به در آهنینی اشاره می‌کند که به‌راحتی از جایی که ایستاده‌ایم، می‌توانیم ببینیم: «این در زمان جنگ اخیر ساخته شده است و نیروهای اسرائیلی با توپ و تانک‌هایشان از اینجا وارد شدند.»

ما در بخش غربی دیوار هستیم. در سمت شرق اسرائیل دارد دیوار جدیدی می‌سازد که دولت لبنان به‌خاطرش به سازمان ملل شکایت کرده است. به گفته یونیفیل این دیوار دست‌کم در دو نقطه از خط آبی گذشته است و با ایجاد دو انحنا چیزی بیش از ۴۰۰۰ متر مربع از اراضی لبنانی را به اشغال خود درآورده است؛ اقدامی که ناقض آتش‌بس اخیر و قطعنامه قبلی سازمان ملل برای پایان دادن به جنگ سال ۲۰۰۶ محسوب می‌شود.

یونیفیل نگران است این روند خود تبدیل به تنشی دیگر در دوسوی مرز شود. دغدغه‌ای که خواب را از چشم ساکنان معدود روستاهای باقی مانده در این منطقه هم ربوده است.

شهرک کوچک علما شعب نزدیک خط آبی است. این شهرک غالبا مسیحی نشین است و آشکارا کمتر از مناطق شیعه‌نشین اطراف آسیب دیده است.

به گفته شادی سیاح، شهردار علما شعب، بیشتر بمباران‌ها اینجا در اوج جنگ و زمانی که نیروهای حزب‌الله در این نواحی مشغول عملیات علیه ارتش اسرائیل بوده‌اند، رخ داده است.

مرکز شهرک، جایی که داریم با آقای سیاح صحبت می‌کنیم، خانه‌ها کاملا سالمند. تقریبا دم غروب است و با صدای ناقوس کلیسا و چهچه پرندگان انگار یکباره ما وارد فضای دیگری شده‌ایم.

گل‌های صورتی و زرد رنگ وحشی جلوه خاصی به کوچه ها داده‌اند و عطر درخت‌های لیمو هم آدم را سرمست می‌کند. روستا خیلی آرام به نظر می‌رسد اما آقای سیاح می‌گوید به رغم این آرامش ظاهری، اهالی علما شعب هم در تعلیق زندگی می‌کنند: «درست است که شرایطمان بهتر از روستاهای اطراف است اما نمی‌دانیم تا کی این طور خواهد بود.»

او می‌گوید که اهالی به شدت نگران گسترش «مناطق حائل» هستند: «اگر مثل کاری که در سوریه دارند می‌کنند این جا هم انجام دهند، شاید ما مجبور شویم خانه‌هایمان را ترک کنیم. آن‌ها برای هر منطقه حائل یک منطقه حائل می‌سازند که ممکن است به روستای ما هم برسد. ما می‌خواهیم زنده بمانیم و نمی‌خواهیم بین آتش دو طرف گیر کنیم.»

چند سرباز در حال راه رفتن

در حین صحبت با شهردار، زنی با موهای کوتاه سفید را می‌بینیم که دارد با لباس ورزشی قدم می‌زند. آقای سیاح می گوید بهتر است اوضاع را از زبان مردم بشنوید.

زهر طوبیه هفتاد سال دارد و همه عمرش را اینجا زندگی کرده است. او می‌گوید که وقتی پس از چند ماه ترک شهرک در زمان جنگ به خانه برگشتند شوکه شدند: «طبقه دوم خانه‌مان کاملا خراب شده. نمی‌دانیم. شاید کسی آنجا بوده و هدف قرار داده‌اند ما حالا در طبقه اول با خواهرم زندگی می‌کنیم. هر روز شکر می‌کنیم که فعلا این سرپناه را داریم اما دلمان قرص نیست. نگرانیم که هر لحظه ما را از خانه‌هایمان بیرون کنند یا مجبور شویم، برویم.»

او می‌گوید که اگر منطقه حائل اسرائیل روستایشان را در بر بگیرد، حتی اگر به مسیحیان امان دهند او زیر اشغال زندگی نخواهد کرد: «شاید بعضی این شرایط را قبول کنند اما من لبنانیم و می‌خواهم در وطنم زندگی کنم.»

به گفته زهر در دوازده ماه گذشته آن‌ها هر شب صدای بمباران‌ها و رگبار مسلسل نیروهای اسرائیلی را که گهگاه ظاهرا برای هشدار به رهگذران به سمت روستاها شلیک می‌کنند، می‌شنوند: «اینجا جنگ تمام نشده است.»

روشنایی هوا که کمتر می‌شود، نیروهای یونیفیل از ما می‌خواهند که برای برگشتن به پایگاه راه بیفتیم. می‌گویند که خطر شلیک‌ها از سوی ارتش اسرائیل به‌خصوص به سمت خودروها در تاریکی شب چند برابر می‌شود.

به گفته یونیفیل، به دلیل همین شلیک‌ها بسیاری از ساکنان روستاهای حاشیه مرز جرات نمی‌کنند حتی برای سر زدن به ویرانه‌های خانه یا مزارع و باغات غالبا سوخته‌شان بروند، چه برسد برای بازسازی: «هرگونه آجر روی آجر گذاشتن در این نواحی حملات اسرائیل را به‌دنبال داشته است.»

جنگ، بیش از هشتاد هزار نفر در لبنان را بی‌خانمان کرد. هزاران خانواده هنوز آواره‌اند و در این اوضاع به‌ویژه در جنوب لبنان امید بسیاری برای بازگشتن و از نو ساختن هر روز بیش از پیش رنگ می‌بازد.

شب در شهر صور به ديدار خانواده‌اى می‌روم که اواخر اکتبر ۲۰۲۳ همين جا با آن‌ها آشنا شده بودم. آن موقع تنها چند روز بود كه خانه‌شان را در روستای ضهیره درست در لب مرز ترك كرده و به مدرسه‌‌ای در این شهر پناه آورده بودند؛ یعنی چند هفته بعد از شروع درگیری میان حزب‌الله و ارتش اسرائیل.

برق مدرسه رفته است و گویا خانواده توان پرداخت هزینه سوخت ژنراتور جداگانه را ندارند. به ناچار همه دور آتشی که در حیاط مدرسه با تخته پاره‌ها روشن کرده‌اند، به صحبت می‌نشینیم. به سلوا مادر خانواده می‌گویم:«شد دو سال نه؟» با لبخند تلخی می‌‌گوید: «وارد سه سال شدیم.»

«وقتى با تو آشنا شدم، فكر نمى‌كردم اوضاع به اين‌جا برسد و باز ببينمت، آن موقع فكر می‌كردم يك ماه بعد تمام می‌شود، دو ماه بعد تمام می‌شود، یک سال بعد تمام می‌شود. اما نه! به نظر تمامی ندارد.»

خانه سلوا همان روزهای آغازین تنش در مرز با خاک یکسان شده است و‌ می‌گوید که باغ‌های زیتون‌شان را هم از دست داده‌اند. درخت‌هایی که به لطف محصولشان، سال‌ها زندگی مرفهی داشته‌اند اما حالا جز دو اتاق در این مدرسه چیزی برایشان نمانده است.

او می‌گوید: «نه فقط خانه‌هایمان ويران شده كه ممر آمدمان، مزارع و درخت‌هاى زيتون و آب‌مان همه از بين رفته است. هر سال ٦٠-٧٠ بشكه زيتون داشتيم، الان هيچى، بيشتر درخت‌ها سوختند و بقيه را هم از ريشه در آوردند. هيچ زندگى آنجا نمانده است و امنيتى هم نيست. بيشتر كسانى كه حتى برای سر زدن می‌روند، بهشان شليك می‌شود.»

ضهیره نه تنها به شدت بمباران شده که ارتش اسرائیل در آن منطقه از مهمات فسفر سفید هم در عملیاتش استفاده کرده‌اند. مهماتی که قدرت سوزاندن بالای دارند و اثر شیمیایی‌اش تا مدت‌ها در خاک و آب هم ماندگار است. سلوا می‌گوید با ادامه حملات اسرائیل دیگر برایشان امیدی نمانده است: «هر روز روحمان را می‌کشند، حتى بيشتر از قبل. وقتى جنگ در جريان بود، حداقل مى‌دانستیم جنگ است، اما حالا نه! هيچ آتش‌بسی نيست، فقط حرف است.»

مردی که جلوی مغازه اش نشسته است

حسین از همسایگان سلوا در روستا همراه همسرش به محفل ما می‌پیوندند. او به‌وضوح خشمگین است: «جنگ را شروع کردند. هم خودشان را نابود کردند و هم ما را و حالا انتظار دارند دولت به دادمان برسد.»

روی صحبت او ظاهرا با مقام‌های حزب‌الله است که از زمان آتش‌بس مرتب تاکید کرده‌اند که حالا وظیفه دولت است که به عنوان تضمین‌کننده این توافق از شهروندان حفاظت کنند و برای بازسازی مناطق جنگ‌زده اقدام.

اما از نگاه بخشی از جامعه و مقامات ارشد دولت لبنان این حزب‌الله بوده که کشور را یک تنه به جنگ برده است پس چرا حالا باید انتظاری داشته باشد؟

مستاصل از وضعیت، حسین می‌گوید که از بازسازی قطع امید کرده است و تنها چیزی که می‌خواهد کمی امنیت است.

در سالگرد آتش بس اما حالا صحبت از شعله ور شدن جنگ دیگری است. اسرائیل تا پایان سال برای خلع حزب‌الله ضرب‌الاجل تعیین کرده است. این گروه می‌گوید تن به چنین چیزی نمی‌دهد.

حالا ظاهرا دولت لبنان در تلاش است مانع از شروع دور دیگری از تنش‌ها شود. جوزف عون، رئیس جمهوری لبنان، بتازگی نماینده غیرنظامی را انتخاب کرده تا در مذاکرات مستقیم با حضور یونیفیل در مقر اصلی این نیروها در ناقوره به مذاکره بنشیند. اقدامی که اعتراض طرفداران حزب الله را بدنبال داشته است. اما آقای عون گفته است این تصمیم را بعد از مشورت با همه ارکان حکومت از جمله نبیه بری رئیس پارلمان و رهبر جنبش امل، همپیمان شیعه حزب‌الله، و برای حفظ کشور گرفته است. با اینحال تردیدها درباره موفقیت این گام بسیار است. همزمان با این گفتگوها مقامات اسرائیلی همچنان تهدید کردند که به حزب‌الله مجال نخواهند داد و اگر دولت خلع سلاحش نکند خود دست بکار خواهند شد. ‌

برای ساکنان جنوب لبنان اما جنگ عملا هرگز تمام نشده است.

حسین می‌گوید تنها خواسته‌اش برگشتن به ویرانه‌های روستایشان است.

«ما هيچ نمى‌خواهیم، همانطور كه الان اتش روشن كرديم و دورش نشستيم، اگر يك درصد امنیتمان را تضمين كنند كه اسرائيل ما را نخواهد زد، همان لحظه می‌رویم روستاهایمان چادر مى‌زنيم. نه پول می‌خواهیم ، نه خانه یا چیز دیگری. تنها یک درصد امنیت بدهند بعدش ما را بخیر و آنها را به سلامت. »