پزشکیان؛ از معادلههای چند مجهولی تا زمین سفت سیاست

منبع تصویر، Getty Images
- نویسنده, مسعود آذر
- شغل, بیبیسی
رئیس جمهور منتخب به زودی سکاندار دستگاه اجرایی میشود. ماه عسل انتخابات هنوز تمام نشده، سررسید انتظارات مردم میرسد. چه آنهایی که انتخابات را تحریم کردند، چه کسانی که به مسعود پزشکیان رای دادند و چه رای ندادند، همگی چشم به تحقق وعدههای او دارند.
به طور معمول خیمه و ستون دولتها در صد روز اول بنا میشود. در همین دوره زمانی است که با توجه به ترکیب کابینه، وزن دولت برای تحقق وعدهها و برنامههایش سبک و سنگین میشود.
با وجود اینکه مسعود پزشکیان یک تازه وارد در نظام جمهوری اسلامی ایران نیست و سابقه وزارت و وکالت در مجلس دارد اما او وارد گودی شده که با تجربههای گذشته او تفاوت بسیاری دارد. آقای پزشکیان در چند روز آینده با مسایلی در دفتر کارش روبرو خواهد شد که از یک معادله چندمجهولی سختتر به نظر میرسد. او عرصه جدیدی از سیاست را تجربه خواهد کرد و باید تصمیمات سختی بگیرد.
رئیس جمهور منتخب با وجود اینکه گفته «حرفی نزدم که نتوانم به آن عمل کنم» اما با چالشهای متعددی در داخل و خارج روبروست که جدا از وعدههای او است و در عالم واقعیت با مسایلی روبرو خواهد شد که حتی یک رئیس جمهور با پشتوانه مشارکت حدود هشتاد درصدی مانند محمد خاتمی را «میتواند» تبدیل به «تدارکچی» کند و یا به نقطهای برساند که به قول معاون اول دولت حسن روحانی، نتواند «منشی» خودش را هم تغییر دهد و تصمیمات در جای دیگری غیر پاستور گرفته و دیکته شود.
شاید ناتوانی در تغییر «منشی دفتر» کمی اغراق به نظر بیاد اما گفته چند سال پیش اسحاق جهانگیری میتواند استعارهای از محدودیتها و چالشهای زیادی باشد که نهاد ریاست جمهوری را با انتظارات بالا احاطه کرده است.

منبع تصویر، Getty Images
از کفن پوشان و آتش به اختیارها تا چالش «اخلاقی» پزشکیان
به طور معمول دولتها برای پشبرد اهدافشان با احزاب مخالف و منتقدانی روبرو هستند که میتوانند موانعی پیشروی آنها ایجاد کنند. مرور دوران تعدادی از روسای جمهور در ایران نشان میدهد که سنگاندازی و اتفاقات غیرمترقبهای در زمان آنها به وقوع پیوسته که فراتر از حد تصور بوده و به نوعی تمام برنامهها و اهدافشان را خنثی کرده و از کارآیی انداخته و دولتها نیز قادر نبودند به دلیل ماهیتی که مثلا «گروههای فشار» یا «کفنپوشان» داشتند جلو آنها را بگیرند.
سابقه روسای جمهور بخصوص مانند محمد خاتمی و حسن روحانی نشان میدهد که بخشی زیادی از توان دولتشان صرف مسایل و اتفاقات غیرقابل پیشبینی شد که از دایره تصمیمگیری رئیس دستگاه اجرایی و دولت خارج بود و در عمل جریان مخالف سیاسی سنگاندازی میکرد و اجازه تحقق وعدهها و شعارها را نمیداد.
مرور دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی نشان میدهد که او با چالشهای متعددی روبرو بود که خارج از قاعده و انتظار رخ داد. قتلهای زنجیرهای، تجمعات و راهپیماییهای اعتراضی انصار حزبالله، کفنپوشان و موتور سوران، بازداشتها و زندانی شدن روزنامهنگاران و منتقدان و... بخش اندکی از دردسرهای پیش روی دولت بود.
در یکی از شاخصترین چالشها میتوان به نامه فرماندهان ارشد سپاه پاسداران به رئیس جمهوراشاره کرد. ۲۴ نفر از فرماندهان سپاه پس از حادثه کوی دانشگاه در ۱۸ تیرماه ۱۳۸۷ به رئیس جمهور هشدار دادند که «کاسه صبرمان لبریز شده است» و اگر اعتراضات دانشجویی را جمع نکنی وارد عمل میشویم. مضمون این نامه دومین مقام قدرتمند جمهوری اسلامی ایران را تهدید میکرد و به تعبیری از آن نامه بوی «کودتا» میآمد.
در دوران ریاست جمهوری حسن روحانی مشکلات و چالشها به گونه دیگری خودش را نشان داد. گروههای فشار به شکل «آتش به اختیار» در صحنه سیاسی ایران فعال شدند. انباشت انتظارات مردم و ناکارآمدی حکومت ایران در پاسخگویی به آنها، زمینه ساز اعتراضات خونین سالهای ۱۳۹۶ و ۱۳۹۸، تجمع واعتصابهای زنجیرهای بازنشستگان، کارگران و معلمان شد.
از سوی دیگر «دولت امید» برنامههای اقتصادیاش را مبتنی و متکی به توافق برجام بسته بود و مذاکرات هستهای با خروج آمریکا از برجام، با موانع داخلی نیز روبرو شد و پوسته سخت قدرت با مصوبه مجلس (طرح اقدام راهبردی برای لغو تحریمها)، راه بازگشت و احیای برجام را بست.
در نمونهای دیگر؛ شیوع ویروس کرونا به کشور و مخالفت رهبر جمهوری اسلامی ایران با واردات واکسن و گران شدن بنزین و وقایع پس از آن، توانست روی برنامهها و سیاستهای دولتها سایه اندازد و موجی از نارضایتی و اعتراضات را به دنبال داشته باشد.
در کنار چالشها، موضوع ملاحظات سیاسی و مساله «حفظ نظام» نیز یک موضوع جدی در دولتمداری است که باعث میشود روسای جمهور نه تنها از حمایت بدنه مردمیشان استفاده نکنند بلکه به مرور زمان طرفدارانشان را از دست بدهند و دچار ریزش شوند. سابقه روسای جمهور ایران نشان میدهد که آنها در قامت دفاع از سیاستهای «نظام» و حفظ وضع موجود عمل میکنند و بین مردم و حکومت معمولا جانب حکومت را میگیرند و تن به بازیها و بده بستانهای سیاسی میدهند. به ندرت پیش آمده که آنها مانند قتلهای زنجیرهای، قدمی در جهت روشنگری و آگاهی مردم بردارند و بخصوص در اعتراضات خیابانی و کشته شدن معترضان معمولا سکوت اختیار میکنند.
مسعود پزشکیان در مناظرهها بارها تاکید کرده که «صادق» است و به مردم «دروغ» نخواهد گفت و « از زمان کودکی هیچ وقت طرف قدرت نبودم و طرف مظلوم قرار داشتم». به نظر میرسد چالش نخست منتخب جدید ریاست جمهوری در گام نخست «اخلاق» باشد و زمان مشخص خواهد کرد که در میان تنش بین مردم و حکومت چگونه عمل خواهد کرد.

منبع تصویر، Getty Images
حجاب اجباری و فیلترینگ دو چالش فوری
در روزهای نخست آغاز به کار دولتها در ایران معمولا صحبت از «آواربرداری» از اقدامات «زیانبار» دولتهای قبلی میشود. البته این روند تا پایان دولت سه ساله ابراهیم رئیسی ادامه داشت تا جایی که صدای رئیس قوه قضاییه نیز درآمد و گفت اگر از بعضی از مدیران دو کلمه «دولت قبل» را بگیری حرفی برای گفتن ندارند.
مسعود پزشکیان در کوتاه مدت با چند چالش فوری روبرو است که حتی نمیتواند تا پایان ۱۰۰ روز نخست دولتش آن را «کش» بدهد و نیاز به اقدام عاجل دارد. او در جریان تبلیغات انتخاباتی به صورت کتبی و شفاهی گفته بود «تضمین میدهم که تمام دولت در برابر گشتهای اجباری، فیلتر کردن و فیلترشکن بازی و فشارهای بیرونی در همه جلسات و تمام قد بایستد»
انتظار میرود که مقابله با گشت ارشاد و فلیترینگ در اولویت کاری رئیس جمهور منتخب قرار بگیرد. ولی موفقیت در این عرصهها کار سادهای نیست چرا که به گفته مسئولان، موضوعاتی مانند مقابله با حجاب اجباری یک «الزام حکومتی» و خواسته علی خامنهای است و او بارها تاکید کرده که از موضوع حجاب کوتاه نمیآید. ابراهیم رئیسی در ابتدای سال ۱۴۰۱ «طرح حجاب و عفاف» را به دستگاههای اجرایی و انتظامی ابلاغ کرد و لایحه حجاب و عفاف نیز پس از چندبار رفت و آمد بین مجلس و شورای نگهبان نهایی شده است و به نظر میرسد صرفا به خاطر انتخابات مجلس در سال گذشته و انتخابات اخیر ریاست جمهوری به تاخیر افتاده است.
همچنین موضوع فیلترینگ نیز به گفته وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات دولت سیزدهم در اختیار دولت نیست و با این که از ۱۳ عضو «کمیته فیلترینگ» شش نفرشان از دولت هستند اما ظاهرا زور بقیه اعضا به نمایندگان دولت میچربد.
وزیر ارتباطات در ۲۵ اردیبهشت ماه امسال در گفتوگو با روزنامه شرق درباره فیلترینگ گفته بود «محدودیت اینترنت دست ما نیست و برای رفع مسدودیتها باید کمیته فیلترینگ پاسخگو باشد».
عیسی زارعپور گفته بود از نظر امنیتی، فرهنگی، علمی، آموزشی... «دوستانی» در کمیته فیلترینگ هستند که در این باره تصمیم میگیرند و «تصمیمگیری در مورد اینکه چه سرویسی باز و چه سرویس بسته باشد، با وزارت ارتباطات نیست».
در چنین شرایطی مشخص نیست که آقای پزشکیان درصورتی که نتواند در مقابل «فشارهای بیرونی» بایستد و شاهد ادامه گشت ارشاد و برخورد با زنان در خیابان و ادامه فیلترینگ باشیم، چه تصمیمی خواهد گرفت و آیا «صادقانه» اذعان به ناتوانی خواهد کرد و کارشکنیها را به مردم خواهد گفت یا نه.

منبع تصویر، Getty Images
از دلار، تورم و تحریم تا مافیای قدرت
جدا از چالشهای کوتاه مدت آقای پزشکیان، او با لیست بلند بالایی از چالشهای سیاسی و اقتصادی در میان مدت و بلند مدت روبروست که با مسایل داخلی و روابط خارجی ایران با کشورهای منطقه و قدرتهای جهانی گره خورده است. از قضا همین مشکلات در دولت حسن روحانی نیز وجود داشت و تا پایان دولتش لاینحل ماند وآقای روحانی که معروف به «شیخ دیپلمات» است، نتوانست مخالفتها و قوانینی که در مجلس، مجمع تشخیص مصلحت نظام و نهادهای دیگر برسر راهش قرار دادند، کنار بزند و آنها را رفع کند.
سعید لیلاز، استاد اقتصاد پیش از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری گفته بود تائید صلاحیت مسعود پزشکیان بخاطر «حل ناترازیهای وحشتناک اقتصاد ایران» است.
آقای لیلاز به خبرگزاری «اکو» گفته بود برای رفع مشکلات اقتصادی نیاز به یک دولت با مشروعیت حداکثری نیاز است و روی کار آمدن دولتی ترجیحا اصلاحطلب، زمینه بهتری برای حل مشکلات اقتصادی را میتواند فراهم میکند.
جدا از ناترازی اقتصاد ایران که باعث گسترش فقرو نابرابری اجتماعی درجامعه شده است آقای پزشکیان بخشی از وعدههای اقتصادیاش را به روابط خارجی پیوند زده است و رشد اقتصادی هشت درصدی را منوط به جذب سالانه ۲۰۰ میلیارد دلار سرمایه خارجی کرده است.
مشکلات و مصائب زنده کردن دوباره برجام، دور زدن تحریمها و مشکلات ارتباط با بانکهای جهانی (افایتیاف) بخشی دیگری از مشکلات رئیس جمهور منتخب برای رونق دادن و سرو سامان دادن اقتصاد ایران است.
آقای پزشکیان اگرچه وعدههایی مانند ساخت سالیانه یک میلیون مسکن نداده است اما دستکم وعده داده تمام تلاشش را میکند تا نام ایران را از لیست سیاه گروه ویژه اقدام مالی موسوم به «افایتیاف» خارج کند. در مورد این وعدهها نیز مشخص نیست که در صورت عملی نشدن آنها چکار خواهد کرد.
به نظر میرسد او برای رفع موانع ارتباطات مالی با کشورهای دنیا چارهای جز متوصل شدن به علی خامنهای ندارد تا با چراغ سبز رهبر جمهوری اسلامی ایران، مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز کوتاه بیاید و مشکل ارتباط بانکی حل شود.
روابط خارجی ورفع تحریمها چالش مهم دیگر پیش روی دولت آقای پزشکیان است. علی عبدالعلیزاده رئیس ستاد مسعود پزشکیان وعده داده که «برای رفع تحریمها با ترامپ مذاکره خواهیم کرد. او تاجر است و ما هم خوب زبان تجارت را میفهمیم». این موضوعات روشن است که در ید اختیار آقای خامنهای است و بدون اراده او روابط خارجی محدود خواهد بود و باید همچنان در انتظار ادامه روابط ایران با چین و روسیه باشیم.
هادی کحالزاده کارشناس مسایل اقتصای در گفتوگو با بیبیسی میگوید یکی از مهمترین چالشهای جدی آقای پزشکیان این است که دولت در عمل از سیاستگذاری در حوزههای اقتصادی، رفاهی، بهداشتی و اجتماعی خلعید شده است و ما در حالت «بیدولتی» هستیم و یک دولت واحد نداریم.
آقای کحالزاده میگوید قدرت دولت برای سیاستگذاری و حل مسائل کشور به شدت کم شده و بدست دهها نهاد خارج از دولت افتاده است.
این کارشناس مسایل اقتصادی منابع مالی دولت را محدود و درعین حال هزینهها را بسیار بالا میداند و میگوید دولت بسیار بزرگ شده و با کسری بودجه روبرو است. از یک طرف می خواهد منابع اش را صرف یارانهها، حقوق و دستمزد و بازنشستگی کند و از طرف دیگر پولی برای سرمایهگذاری ندارد و همین باعث شده است که هزینه عمرانی دولت کاهش پیدا کند و با یک دولت پرخرج و پرهزینه و ناکارآمد و نامولد روبرو هستیم که قادر به ایجاد رفاه اجتماعی نیست.
آقای کحالزاده میگوید در شرایط امروز دولت چارهای ندارد جز اینکه از بانک مرکزی دست به استقراض بزند و این کار نیز باعث تورم در جامعه میشود.
جنبه دیگری که اقتصاد ایران با آن روبروست شکلگیری قشری از ذینفعان از تحریمها است که معروف به «کاسبان تحریم» شناخته میشوند.
آقای کحالزاده میگوید کاسبان تحریم صاحب رانتهایی شدهاند که میتوانند برای دولت دردسر ایجاد کنند و ثروت این گروه تبدیل به قدرت سیاسی شده است و سخت است که دولت بخواهد آنها را تحت کنترل خودش دربیاورد.
او با اشاره به اعتراضات سال ۱۳۹۶ براین باور است که کاسبان تحریم پس از توافق اولیه برجام توانستند زمینهساز موجی از اعتراضات خیابانی علیه دولت شوند، اعتراضاتی که از مشهد شروع شد و به سایر شهرهای ایران سرایت کرد.
علاوه بر چالشهای جدی آقای پزشکیان در زمینه اقتصادی و سیاسی و نارضایتیهای عمومی، چالشهای متعدد اجتماعی و فرهنگی نیز وجود دارد که در مناظرهها به آنها پرداخته نشد یا بسیار گذرا به آنها اشاره شد وآقای پزشکیان برنامه مدونی برای آن ارایه نکرده است. مسایل بسیار مهمی مانند نابرابریهای اجتماعی، مسایل زیست محیطی، فعالیت احزاب سیاسی، حقوق بشر، حقوق زنان، حقوق اقلیتهای دینی و قومی، مسایل آموزشی و دانشگاهی و... وجود دارد که حل آنها با بخشنامه و دستور میسر نمیشود.













