ماموریت غیرممکن؛ آمریکا با سوریه چه خواهد کرد؟

منبع تصویر، Getty Images
- نویسنده, مهرنوش پورضیایی
- شغل, بیبیسی- واشنگتن
نیم قرن است که آمریکا سوریه را کشوری حامی تروریسم میداند و سالهاست که سیاست علنی و اصلیاش در قبال دمشق تحریم و منزوی کردن خاندان بشار اسد بوده است. سیاستی که نه رفتارمنطقهای دمشق را تغییر داد و نه سرکوبهای خونین داخلی آن را کم کرد.
دولتهای مختلف در واشنگتن، عموما بشار اسد و پدرش را مانند برخی از دیگر حاکمان مستبد در خاورمیانه، تضمین کننده ثباتی میدانستند که غیاب آن خطر یک انقلاب اسلامی دیگر یا حتی قدرت گرفتن دوباره داعش را به همراه خواهد داشت.
حالا که بشار اسد به روسیه فرار کرده و احمد شرع، رهبر هیئت تحریر شام که پیشتر با نام مستعار ابو محمد جولانی شناخته میشد، پیروزمندانه دمشق را در کنترل خود گرفته است، واشنگتن با سناریویی روبروست که تا امروز از آن اجتناب میکرد. وقت تصمیم های بزرگ و پرمخاطره در قبال سوریه رسیده است.
احمد شرع حالا دمشق را از سیطره اسد آزاد کرده است. او بیاعتنا به جایزه ده میلیون دلاری واشنگتن برای دستگیریاش، برای آینده سوریه برنامه ریزی میکند. رهبر گروهی برآمده از القاعده و داعش، که نه تنها در آمریکا که به حکم شورای امنیت گروهی تروریستی است، حالا بلندترین صدا در دمشق است؛ با رسانهها گفتگو میکند و اعضای دولت انتقالی را تعیین می کند.
به جای ثبات کج دار و مریزی که بر شانههای دیکتاتوری اسد برقرار بود، خطر بیثباتی در کشوری که کانون منافع ضد و نقیض بازیگران مختلف منطقهای است جدیتر ازهر زمان دیگری است. بازیگرانی چون اسرائيل، ترکیه، امارات متحده عربی و عربستان از یک سو و ایران و روسیه از سوی دیگر و البته سلولهای پراکنده داعش که هنوز در این کشور فعالند.
در این میان ۹۰۰ نیروی نظامی آمریکایی در دست کم پنج تا شش پایگاه در شمال و شرق سوریه و نیز پادگان التنف در جنوب این کشور مستقرند. این نیروها از سال ۲۰۱۵ با هدف مقابله با داعش در این کشور مستقر شدند و پس از آن به حمایت از متحدان خود (نیروهای دموکراتیک سوریه) و جلوگیری از قوت گرفتن دوباره داعش متمرکز بودهاند.
هزاران نفر از متهمان به عضویت داعش نیز در کنار حامیان، وابستگان، زنان و کودکانشان در زندانها و کمپهایی مانند اردوگاه الهول، تحت نظر نیروهای دموکراتیک سوریه محبوسند و گروههای وابسته به داعش بارها برای آزاد کردن آنها دست به حمله نظامی زدهاند. مجموع اینها معادلهای بزرگ و چند مجهولی و بیسابقه را پیش روی دولت آمریکا قرار داده است.

منبع تصویر، Reuters
از جایزه ۱۰ میلیون دلاری تا کت و شلوار شیک
ابو احمد شرع از روزهای هم عهدی با ابوبکر بغدادی راه درازی را آمده است و تلاش کرده این راه را در تغییر ظاهر خود نیز عیان کند. اما تا همین چندی پیش برنامه «پاداش برای عدالت» وزارت خارجه آمریکا تغییرات ظاهری آقای شرع را که با هدف فاصله گرفتن از روزهای همبستگی با داعش و القاعده صورت گرفته علنا به سخره میگرفت. مثل پیامی که در حساب توئیتر این برنامه به عربی آمده بود: «به به! آقای جولانی! چه خوشتیپ! چه کت و شلوار زیبایی! میتوانی لباست را تغییر بدهی اما هنوز هم تروریست هستی. جایزه ده میلیون دلاری (برای سرت) را فراموش نکن.»
با تحولات سوریه اما به نظر میرسد این پاداش عملا معنای خود را از دست داده و به دردسر واشنگتن بیشتر شبیه است تا مشکل رهبر هیئت تحریر شام. آقای شرع احتمالا نخستین کسی است که با وجود چنین جایزهای، با این آرامش خیال در انظار عمومی ظاهر میشود و با رسانههای آمریکایی صحبت میکند و دولت انتقالی تشکیل می دهد.
از سال ۲۰۱۳ که شرع رسما در فهرست تروریستهای بینالمللی آمریکا قرار گرفته، او به جز تغییر ظاهر، وابستگیهای گروهی و ایدئولوژیک خود را نیز بازسازی کرده تا تصویر رهبری عملگرا را از خود ارائه کند.
شرع در سال ۲۰۲۱ در مصاحبه با شبکه پیبیاس آمریکا، تحریمهای این کشور را ناعادلانه خواند و گفت «این یک برچسب سیاسی بی بهره از حقیقت و اعتبار است. ما در جریان سفر ۱۰ ساله خود هیچگاه تهدیدی برای غرب یا جوامع اروپایی نبودیم. نه تهدید امنیتی و نه تهدید اقتصادی».
تا اینجای کار هیچ مقام دولتی آمریکا تغییرات آقای احمد شرع را واقعی ندانسته است.
این بیاعتمادی دوطرفه است. بعید است احمد شرع که مدتی را در زندان بوکا از زندانهای بدنام تحت کنترل نیروهای آمریکایی در عراق زندانی بوده، آنقدر تغییر کرده باشد که حالا آمریکا را متحد دولت آینده سوریه بداند.
وائل زیات دیپلمات سوریتبار در دولت باراک اوباما معتقد است آمریکا می تواند با کمک متحدانش از گذار سیاسی سوریه و آیندهآی دموکراتیک برای مردم این کشور مطمئن شود و تحریر شام نباید مانعی برای این کار باشد.
او به بیبیسی فارسی میگوید: «آمریکا میتواند در زمینه گذار سیاسی، کمک اقتصادی، مقابله با تروریسم و اجرای عدالت در سوریه ایفای نقش کند. باید ابتدا معیاری برای مسئول شناختن تحریر شام وعمل این گروه به وعدههایش مشخص شود. این معیار نشان خواهد داد که تحریر شام خود را بخشی از یک روند جامع در سوریه میداند یا نه. اگر حاصل اینها مثبت باشد واشنگتن باید این گروه را از فهرست تروریستی خارج کند. چون شرط کمک به سوریه همین است. در غیراینصورت نهادهای آمریکایی به سختی خواهند توانست به سوریه کمک انساندوستانه یا حتی فنی و اقتصادی و توسعهای بکنند.»
تحریر شام در فهرست سازمانهای تروریستی سازمان ملل متحد نیز هست. اگر تصمیم سیاسی برای رفع تحریم این گروه گرفته شود، شاید سازمان ملل متحد انتخاب سادهتری باشد اگرچه حتی در بهترین شرایط هم راه رسیدن به آن بس دراز خواهد بود.
در تازهترین گزارش کمیته تحریمهای سازمان ملل متحد که تابستان ۲۰۲۴ منتشر شد گروه تحریر شام کماکان گروه تروریستی اصلی و غالب در شمال غرب سوریه معرفی شده و آقای شرع نیز در همین طبقهبندی قرار گرفته است.
کیهو چا، از اداره امور سیاسی و برقراری صلح در سازمان ملل متحد گفته است به جز معافیتهایی که برای کمکهای انساندوستانه به مردم ساکن در مناطق تحت کنترل گروههای وابسته به داعش یا القاعده وجود دارد، ساز و کارهایی نیز وجود دارد که اجازه میدهد به دلایل مختلف بخشهایی از این تحریمها مثل تحریمهای مسافرتی، با هدف مذاکرات سیاسی معلق شود. به گفته او برای اینکه تحریر شام اساسا از نظر سازمان ملل متحد گروه تروریستی محسوب نشود «یک کشور عضو باید طرح پیشنهاد حذف نام این گروه را از فهرست تروریستی این سازمان ارائه کند و بعد تمامی اعضای شورای امنیت به آن رای مثبت بدهند.»
هنوز هیچ کشوری چنین طرحی را به سازمان ملل متحد پیشنهاد نکرده است.
در آمریکا کار بسیار دشوارتر است. هیچ «گروه تروریستی» مسلح فعال تا کنون از فهرست تروریستی آمریکا خارج نشده است.
مارا کارلین مدیر سابق سیاسگذاری پنتاگون به بیبیسی فارسی میگوید: «در شرایط فعلی برای دولت آمریکا همکاری و همراهی با گروهی که در فهرست تروریستی این کشور است غیر ممکن است. یا باید تحریر شام نشان بدهد که به شکل جدی تغییر کرده که به نظر شاهدی برای آن نیست یا دولت آمریکا باید به این نتیجه برسد که حاضراست با چنین گروهی تعامل کند. در این صورت هم به جز تصمیم سیاسی بدون رایزنی جدی با کنگره این کار عملی نیست. در شرایط فعلی هیچ کدام از این دو سناریو به نظر شدنی نمیآیند.»

منبع تصویر، Reuters
کدام سیاست؟
سال ۲۰۰۰ که بشار اسد به جای پدر نشست، امید به اصلاح به رهبری رئيس جمهوری ۳۵ ساله و تحصیلکرده جان گرفت. رونق بحثهای عمومی میان مردم، روشنفکران و مخالفان دولت در یک سال اول ریاست جمهوری بشار اسد «بهار دمشق» را رقم زد اما خیلی زود پسر راه پدر را پیش گرفت.
در این میان دولت جورج بوش از یک سو سیاست ناموفق کاهش نفوذ ایران، حزبالله و حماس را در سوریه پیش گرفت و از سوی دیگر «محور شرارت» را نشانه گرفت، دمشق را تحریم کرد و با برنامههای پنهانی به دنبال حمایت مالی از دموکراسیخواهان در این کشور برآمد. فعالان سوری و امضا کنندگان «بیانیه دمشق»، مرامنامه دموکراسیخواهان سوریه، کمک آمریکا را علنا رد کردند. کمکی که بعدها با انتشار اسناد ویکیلیکس مشخص شد برخی از فعالان سیاسی در دمشق را به دردسر انداخته است.
اوج ایستادگی آمریکا در مقابل حکومت سوریه، تابستان سال ۲۰۱۳ بود. دو سال بعد ازسرکوب خونین و گسترده غیرنظامیان در سوریه، بشار اسد به حمله شیمیایی علیه مخالفان خود دست زد. تصاویر کودکانی که در این حملات، کف به لب آورده آخرین نفسهای خود را میکشیدند جهان را مبهوت کرد.
باراک اوباما، رئيس جمهوری بود که ابتدای کار با شعار تغییر و دوستی با جهان از جمله مسلمانان، نماینده خود را با هدف گفتگو برای بهبود رابطه به دمشق فرستاده بود. اما در پی انتشار این تصاویر جایی برای ادامه سیاست پیشین نمیماند. او گفت تصمیمش را برای حمله نظامی محدود و مشخص علیه دولت سوریه گرفته است و از کنگره این کشور خواست با رایگیری راه را برای اقدام نظامی نیروی هوایی این کشور در سوریه باز کند.
با این حال تنها ظرف چند روز، آقای اوباما که قبلا حمله شیمیایی را خط قرمز دولت خود خوانده بود عقبنشینی کرد و از کنگره خواست رایگیری را به عقب بیاندازد تا با همکاری روسیه، راه دیپلماتیک خلع سلاح شیمیایی سوریه را پیش بگیرد.
در نهایت سوریه با پیوستن به کنوانسیون منع استفاده از تسلیحات شیمیایی و انتقال تسلیحات شیمیایی اعلام شده خود به کشورهای ثالث هم از این اقدام نظامی جان به در برد و هم برنده ماجرا شد. در سالهای بعد ادامه استفاده از گاز کلورین در حملات اسد علیه مخالفان، بر آمریکا و سازمان ملل متحد معلوم کرد که «سوریه دروغ گفته است.»
آنها که در واشنگتن بیش از یک دهه به دنبال حمایت جدی تر آمریکا از مخالفان اسد، و حمایت از حق حیات شهروندان سوریه در کشوری آزاد بودند میگویند در تمام این سالها ترس از سقوط اسد و اتفاق ناشناخته بعد از آن تعیین کننده اصلی سیاست واشنگتن در قبال دمشق بوده است.
وائل زیات میگوید بعد از حملات شیمیایی اسد در سال ۲۰۱۳ او و عدهای دیگر معتقد بودند که بشار اسد باید به خاطر استفاده از تسلیحات شیمیایی و کشتن غیرنظامیهای بسیار، مجازات شود: «نه صرفا برای تنبیه بلکه با هدف بازدارندگی، یعنی دیگر حق تکرار این کار را نداری. اما نهایتا صدای محتاط ترها بلند تر بود. آنها نه تنها به بهروزی سوریها اولویت ندادند، بلکه ترسشان از سقوط اسد و اتفاق ناشناخته بعدش باعث شد راه دیگری پیش پای رئيس جمهور بگذارند.»
سیاست جو بایدن رئیس جمهوری فعلی آمریکا در سوریه نیز عموما حداقلی و متمرکز بر حفظ نیروهای نظامی آمریکا در سوریه برای مقابله با داعش، کاهش بحران انسانی و حفظ آتشبس منطقهای بوده است.
آنتونی بلینکن، وزیر خارجه آمریکا در روزهای گذشته به امید مدیریت بحران به ترکیه اردن و اسرائيل سفر کرده است. او در کنفرانس خبری خود در عقبه بدون اشاره به جزئیات اعلام کرده که آمریکا مستقیما با هیئت تحریر شام و دیگر گروهها تماس گرفته است. این اولین بار است که دولت جوبایدن از تماس مستقیم با این گروه صحبت میکند.
گفتگوی مستقیم با گروهی که در فهرست سازمانهای تروریستی است، اتفاقی نیست که در واشنگتن بیسابقه باشد اگرچه به ندرت اتفاق میافتد و انجام آن باید به شکلی باشد که ناقض تحریمهای این کشور نباشد. آمریکا پیش از این و بعد از اشغال عراق با سازمان مجاهدین خلق، که آن زمان هنوز «تروریستی» محسوب میشد نیز گفتگو کرد. از طرف دیگر، دونالد ترامپ که در دولت اول خود این گروه را به فهرست تروریستی آمریکا افزود یک ماه دیگر دوباره در کاخ سفید خواهد بود.
پنتاگون گفته است فعلا نیروهای آمریکایی به ماموریت خود بدون تغییر رویه ادامه میدهند. با این همه نه تنها احمد شرع که آنکارا، عمان و تلآویو هم میدانند که ممکن است تمام حرفهای وزیر خارجه بیشتر از چند هفته عمر نداشته باشد و دولت بعدی آمریکا موضعی متفاوت پیش بگیرد. اتفاق ناشناخته پیش روی واشنگتن در حال شکل گرفتن است.

منبع تصویر، Getty Images
مرا به خیر تو امید نیست شر مرسان»
تنها چند هفته دیگر فرماندهی کل قوای آمریکا از جو بایدن و حزب دموکرات به دونالد ترامپ میرسد که یکی از غیرقابل پیش بینیترین روسای جمهوری آمریکاست.
درست پنج سال پیش در چنین روزهایی بود که دونالد ترامپ رئيس جمهوری وقت آمریکا گفت تصمیم گرفته نیروهای نظامی این کشور را از سوریه خارج کند.
مارا کارلین میگوید آقای ترامپ احتمالا این بارهم با ورود به کاخ سفید، حضور سربازان آمریکایی و حاصل کارآنها را با جدیت زیر سئوال خواهد برد: «او همان موقع هم علاقهای به درگیر شدن در مسائل سوریه نداشت و احتمالا هم مشکل را پیچیده میدید و هم در سیاست خود اهمیتی برای آن در منافع ملی کشور قائل نبود. با توجه به تحولات تازه، احتمالا پیچیدگی وضعیت از نظر او بیشتر هم شده است.»
جیم جفری، دیپلمات با سابقه آمریکایی که سابقه سفارت در عراق و ترکیه را دارد و نماینده ویژه دونالد ترامپ برای سوریه بوده نظر دیگری دارد.
او در جریان یک نشست در واشنگتن گفت دونالد ترامپ مخالف جدی طرحهای آمریکا برای دموکراتیزه کردن کشورهای خاورمیانه است. او میگوید آقای ترامپ ابتدا تصور میکرد حضور نیروهای آمریکا در سوریه نیز با همین هدف است به و همین دلیل دستور خروج آنها را صادر کرد اما وقتی برای او توضیح دادیم هدف مقابله با داعش است نظر خود را تغییر داد.» به نظر نمیرسد که جیم متیس، وزیر دفاع آقای ترامپ که بر سر این تصمیم فرمانده کل قوا استعفا داد چنین روایتی از یکی از جنجالیترین تصمیمهای دونالد ترامپ داشته باشد.
وائل زیات میگوید حضورتولسی گبارد دردولت آینده دونالد ترامپ برای دموکراسی خواهی در سوریه مشکلزا خواهد بود. خانم گبارد که نامزد رئيس جمهور منتخب آمریکا برای ریاست آژانس مدیریت امنیت ملی است از حامیان سابق بشار اسد است که حتی پنهانی برای دیدار با او به سوریه سفر کرده بود. با این حال آقای زیات به تجربه مارکو روبیو وزیر خارجه پیشنهادی آقای ترامپ و سابقهاش در حمایت از جنبشهای ضد دیکتاتوری امیدوار است. او میگوید حتی اگر آقای ترامپ نخواهد در آینده سوریه نقش ایفا کند، میتواند سیاست «کاری نکن، آسیب نرسان» را پیش بگیرد.
شکی نیست که آمریکا از سقوط اسد خوشحال است چرا که روسیه و ایران را بازنده واضح میدان میبیند. اما سقوط اسد ماموریت غیرممکنی پیش روی دولتمردان آمریکایی گذاشته است. جیم جفری نام این ماموریت را «پدری کردن» میگذارد. ماموریتی که آمریکا باید در آن هم سهمخواهیهای ضد و نقیض منطقهای در سوریه را مدیریت کند، هم جلوی ظهور قدرت دوباره ایران و روسیه و داعش را در آن بگیرد و هم به گذار مسالمتآمیز قدرت در سوریه بر اساس معیارهای دموکراتیک کمک کند.













