ماجرای عجیب رافینیا؛ ستارهای که مادرش نگذاشت فوتبال را ترک کند

منبع تصویر، Getty Images
- نویسنده, گییم بالاگه
- شغل, خبرنگار فوتبال اسپانیا
رافینیا در هجدهمین سالگرد تولدش، تنها در اتاق کوچک خود در شهر فلوریانوپولیس برزیل نشسته و به تلفنش خیره شده بود: نه پیامی، نه تماسی و نه پیشنهادی.
رافینیا که به دلیل مصدومیت از فهرست تیم زیر ۲۰ سال «آوای» در برزیل خارج شده بود، کم کم داشت تسلیم میشد.
فوتبال برای او، راه فراری از زاغههای پورتو آلگره برزیل بود و حالا تمام امیدهایش را از دست داده و به بنبست رسیده بود. او که رویایش در حال محو شدن بود، برای اولین بار از خود پرسید آیا به دنبال چیزی است که برای او مقدر نشده است؟
و سپس، صدایی همه چیز را تغییر داد. مادرش، که همیشه بزرگترین حامی او بود، اجازه نداد تسلیم شود و گفت: «اگر الان ناامید شوی، باید تا آخر عمر با این تصمیم زندگی کنی. میتوانی؟»
و آن لحظه تبدیل به نقطه عطف زندگی او شد.
رافینیا که روزی نزدیک بود فوتبال را کنار بگذارد، این روزها با گلزنی خود فراتر از انتظار ظاهر شده و یکی از بازیکنان تیم احیا شده بارسلونا است.
سفر رافینیا از پورتو آلگره تا رختکن بارسلونا، داستانی از استقامت، انضباط و پیشرفت مداوم است. تبدیل شدن او به یک بازیکن سطح بالا تنها به دلیل استعدادش نبوده، بلکه ذهنیت، فداکاری و اشتیاق بیپایانش کمک بسیاری به موفقیت او کرده است.
اگر بارسلونا بتواند در این فصل فاتح لیگ قهرمانان شود، این قهرمانی برای این بازیکن ۲۸ ساله هم یک پیروزی شخصی خواهد بود. بازیکنی که تابستان گذشته قرار بود از تیم کنار گذاشته و نیکو ویلیامز از اتلتیک بیلبائو جایگزینش شود.
او بار دیگر ارزش خود را در بازی برگشت مرحله یکهشتم نهایی مقابل بنفیکا نشان داد و با دو گل خود، بارسلونا را به مرحله یکچهارم نهایی رساند.
رافینیا چطور به اینجا رسید؟
رافینیا در فقر شدید و در یکی از محلههای زاغهنشین پورتو آلگره به نام رستینگا، جایی که خشونت و قاچاق مواد مخدر بخشی از زندگی روزمره اهالی آن است، بزرگ شد.
«رافائل دیاس بلولی» از همان کودکی فهمید که فوتبال یکی از راههای خروج از فقر نیست، بلکه تنها راه است.
دوستان بااستعدادی را بیاد میآورد که مسیر اشتباهی را انتخاب کردند. اما او برخلاف آنها و با تشویق خانوادهاش بهویژه مادر و عمویش، با وجود مشکلات مالی، به تلاش در ورزش ادامه داد.
مادرش بیوقفه کار میکرد و خانوادهاش برای خرید کفش فوتبال و پرداخت هزینههای رفتوآمد او به تمرین، فداکاریهای زیادی کردند.
بازی با پای برهنه مقابل بازیکنان بزرگتر از خود در خیابان، به او کمک کرد تا استقامت و مهارت فنی خود را در شرایط سخت افزایش دهد. دو ویژگیای که بعدها به مشخصه اصلی بازی او تبدیل شدند.
در ابتدا توسط باشگاههایی مانند اینترناسیونال و گرمیو رد شد، چرا که او را برای فوتبال حرفهای، بیش از حد لاغر و ضعیف میدانستند.
اما این مسأله عطش رقابت و انگیزهاش را برای اثبات خود تقویت کرد و در نهایت توانست فرصت بازی در تیم «آوای»، باشگاهی کوچک که یک تیم جوانان قوی داشت، به دست آورد؛ جایی که یاد گرفت چگونه از نظر فیزیکی با بازی حرفهای کنار بیاید. اما متأسفانه با اولین بحران بزرگ خود روبهرو شد.
مصدومیت جدی در تیم زیر ۲۰ سال آوای، او را از میادین دور کرد و باعث شد نسبت به آینده فوتبالی خود شک کند. اما نقطه عطف زندگی او، زمانی بود که مادرش به او یادآوری کرد در صورت تسلیم، مجبور خواهد شد یک «شغل واقعی» پیدا کند.
از همان لحظه، انضباط و فداکاری بیشتری نشان داد و دیگر فوتبال را فقط یک علاقه نمیدید، بلکه آن را تنها راه رسیدن به زندگی بهتر میدانست.
چگونه اروپا او را کشف و به سرعت پیشرفت کرد؟

منبع تصویر، Getty Images
برخلاف بسیاری از ستارههای برزیلی که ابتدا در باشگاههای بزرگ داخلی میدرخشند، رافینیا مجبور بود خود را از صفر در اروپا ثابت کند.
او ابتدا در پرتغال و با تیم ویتوریا گیمارش و سپس در اسپورتینگ، تواناییاش در عبور از مدافعان و خلق موقعیت را نشان داد. پس از آن به تیم رن فرانسه رفت و ثابت کرد میتواند مهرهای تعیینکننده باشد.
فوتبالیست جوان برزیلی سپس توجه باشگاههای بزرگ را به خود جلب کرد و خوششانس بود که مورد توجه یکی از سختگیرترین مربیان، یعنی مارچلو بیلسا قرار گرفت. بیلسا او را به تیم لیدز یونایتد برد و با تمرینهای سخت و بیرحمانه خود، زمینه رشد سریعش را فراهم کرد.
رافینیا در لیدز استقامت بدنی فوقالعادهای به دست آورد. این استقامت باعث بهبود سبک انفجاری، حرکت هوشمندانه بدون توپ و افزایش شدت پرس او مقابل بازیکن حریف شد.
او سپس مورد توجه بارسلونا قرار گرفت و در نهایت با قراردادی پنجساله و با مبلغ اولیه ۵۰ میلیون پوند (قابل افزایش تا ۵۵ میلیون پوند همراه با پاداشها) به این تیم پیوست.
باشگاهی دیگر، مبارزهای دیگر
رافینیا در ابتدای حضورش در این باشگاه بزرگ، با چالشهای زیادی مواجه شد.
ژاوی، سرمربی وقت بارسلونا، او را بیشتر بهعنوان یک بازیکن ذخیره میدید تا یک مهره غیرقابل جایگزین در ترکیب اصلی. حتی زمانی هم که جایگاهش در ترکیب اصلی تثبیت شد، بهندرت نود دقیقه کامل بازی میکرد.
مشکلات مالی بارسلونا که آنها را مجبور میکرد قبل از خرید بازیکنان جدید، برخی بازیکنان را بفروشند، باعث شد رافینیا تبدیل به یکی از گزینههای اصلی فروش شود، بهویژه در تابستانی که باشگاه قصد داشت نیکو ویلیامز را از اتلتیک بیلبائو به خدمت بگیرد.
از طرفی توجه همه به سوی لامین یامال، استعداد جوان و خارقالعاده بارسلونا، معطوف شده بود و جایگاهش در ترکیب اصلی غیرقابل بحث بود.
رافینیا در طول دو فصل حضورش در بارسلونا، یازده بار از روی نیمکت به بازی آمد و تنها در ۴۲ بازی از ۷۶ بازی بارسلونا در ترکیب اصلی قرار گرفت. پیام باشگاه واضح بود، «نمیخواهیم تو را از دست بدهیم، اما فکر میکنیم اگر بروی بهتر است!»
اما رافینیا برنامهی دیگری در سر داشت، هرچند که بسیار برایش سخت بود. او اکنون اعتراف میکند: «چندین بار، نه فقط یکبار، به رفتن فکر کردم. تردید زیادی داشتم. عادت بدی دارم که خودم را خیلی سختگیرانه نقد میکنم و همین فشار باعث شد تا به جدایی فکر کنم.»
نقش هانسی فلیک

منبع تصویر، Getty Images
اما برکناری ژاوی در ماه مه و انتصاب هانسی فلیک همهچیز را تغییر داد. سرمربی آلمانی نقش بیشتری به او داد و سبب شد با اعتماد به نفس بیشتری بازی کند و به کلی متحول شود.
فلیک کمک کرد تصمیمات هوشمندانهتری در زمین بگیرد، چه زمانی باید دریبل کند و چه زمانی باید پاس بدهد. فلیک سبک بازی مستقیم را هم برای او مناسبتر دید.
این روزها او کمتر توپ را از دست میدهد و در مقابل دروازه کارآمدتر و خونسردتر عمل میکند. آمار فعلیاش چشمگیر است.
رافینیا در ۴۰ بازی، ۲۶ گل و ۱۹ پاس گل به نام خود ثبت کرده و در تمام مسابقات این فصل لیگ قهرمانان اروپا که بازی کرده، موفق به گلزنی شده و یکی از مهرههای کلیدی بارسلونا و البته یکی از مدعیان جدی توپ طلا شده است.
او همچنین پس از ترشتگن، آرائوخو و فرنکی دی یونگ، با بیشترین رأی، بهعنوان کاپیتان چهارم تیم انتخاب شده است. لامین یامال که در پیروزی برابر بنفیکا در لیگ قهرمانان نقش پررنگی داشت، رافینیا را مهمترین راهنمای خود در تیم میداند.
این موضوع به خوبی با جایگاه او در تیم ملی برزیل هم همخوانی دارد، جایی که بدون تردید رهبر شماره یک است. گل پیروزیبخش او در دقایق پایانی دیدار مهیج برابر بنفیکا در مرحله گروهی، لحظهای کلیدی برای او و تیم بود.
جشن گل رافینیا، زمانی که تمام نیمکت بارسلونا زیر باران شدید به سمتش دویدند، تبدیل به تصویری نمادین از اتحاد تیم شد و جایگاه مهمش در رختکن تیم را نشان داد.
او به وضوح یکی از محترمترین صداها در رختکن است. البته او لزوماً پرحرف نیست، اما الگویی از رهبری در تمرینات و مسابقات است.
رافینیا به خوبی میداند که چه مسیر سختی را برای رسیدن به این جایگاه طی کرده است. او همچنین میداند که سرنوشت یک فوتبالیست تا چه اندازه میتواند بیثبات باشد و در اوج موفقیت، شکست بخورد. به همین دلیل، هیچ چیز را به شانس واگذار نمیکند.
او صراحتاً اعلام کرده از هرگونه حواسپرتی خارج از فوتبال پرهیز میکند و تمام تمرکز خود را معطوف به فوتبال کرده است.
هیچ علاقهای به زندگی شبانه و مهمانی ندارد و ترجیح میدهد وقتش را در خانه و همراه با خانواده و یا در تمرینات صرف کند. این انضباط کلیدیترین عامل رسیدن او به اوج توانایی جسمی و ذهنی بوده است.
و حالا که به این نقطه رسیده، هیچ چیز جلودارش نیست. اگر بارسلونا به مراحل نهایی لیگ قهرمانان اروپا صعود کند، هیچکس تردیدی نسبت به جایگاه او در میان بهترین بازیکنان جهان نخواهد داشت.











