هفتادو پنج سال تا مدرن شدن مکاتب دولتی در افغانستان

- نویسنده, کاوون خموش
- شغل, بیبیسی
وقتی معلم فیزیک در ولسوالی میربچه کوت در حومه کابل به دانش آموزان درس میدهد، تجهیزات پیشرفته و لابراتور (آزمایشگاه) غنی در اختیار ندارد، برای مثال زدن و روشن کردن ذهن بچهها به ناچار یا به پنجرههای بدون شیشه کلاس اشاره میکند، یا به کوههای پربرفی که کابل را احاطه کردهاند و یا هم به خیابانهای آسفالتنشده روستا.
به بچهها میگوید در جهان مدرن، تجهیزاتی آمده که آهن و سنگ را ظرف چند ثانیه تجزیه میکند، این که کوهها چطور به سنگتودهها بدل میشوند و پیشرفتهای دیگر از این دست. اما درک آن برای بچهها دشوار است.
شیوه تدریس در صدها مکتب مثل مدرسههای روستاها و ولسوالیهای کابل، سنتی است؛ کلاسهایی که آموزگار میگوید و بچهها یادداشت برمیدارند. تجهیزات و امکانات هم ابتداییتر از آن است که بتواند ذهن بچهها را به جهان باز کند.
ساعات درسی در مکاتب دولتی عمدتا ۵ تا ۶ ساعت در روز است، هر مضمون درسی هم نیم ساعت تا ۴۵ دقیقه تدریس میشود. در روز امتحان هم بازدهی بچهها در همان سطحی است که گرفتهاند، بسیاری به سختی ورقهای امتحان را سیاه میکنند.
فاروق پیروز از معلمان فیزیک در حومه کابل میگوید که مجبور است برای باز کردن ذهن بچهها از مثالهای زنده و عینی و آنچه در دید بچه ها قرار دارد، استفاده کند اما این روش همیشه کارگر نمیافتد و بچهها با دنیایی از سوالهای مختلف به خانه برمیگردند.
آقای پیروز میگوید: "لابراتواری داریم که وسایل کاملا ابتدایی دارد. اما تجاربی که [بتواند] کاملا یک موضوع را توضیح و تشریح کند، نداریم."
مدرسههای خصوصی

وضع در کابل و شهرهای بزرگ تا حدی بهتر است، هم مکاتب دولتی تجهیزات نسبی دارند و در عین حال مکاتب خصوصی پابهپای مکاتب دولتی رشد چشمگیری داشتهاند.
فرودس، دانش آموز در یکی از مکاتب خصوصی میگوید تجهیزات در مدرسههای دولتی ناچیز است. فردوس حالا دانش آموز کلاس هفتم یکی از مکاتب خصوصی است، او شش سال اول را در مکاتب دولتی خوانده و میگوید وقتی هم که وارد مکتب خصوصی شد، برایش دشوار بود خود را با سویه (سطح) همکلاسیهای جدید برابر کند.
فرودس میگوید به مکتب خصوصی آمد چون "در اینجا درسها را عملی کار میکنند و تجهیزاتی مثل لابراتوار، کلاس کامپیوتر و کتابخانه دارند."
برای دانشآموزانی مثل فردوس دسترسی به این تجهیزات حداقل، در شرایط افغانستان فرصت بزرگی است. مدرسهای که او در آن درس میخواند مثل اکثر مکاتب خصوصی افغانستان، شیوه جدیدی از آموزش را معرفی کرده که تلفیقی است از شیوه آموزشی دولتی و آکسفورد و بیشتر شاگرد محور.
به طور مثال بچهها فرصت دارند که درسها را تمرین کنند و بعد بروند عملی در لابراتور کوچکی در اختیار دارند، تجربه کنند. در کلاسهایشان هم معلم دیگر نقش اصلی را ندارد، او نقش یک راهنما را بازی میکند و کلاس با گفتوگوهای بچهها میچرخد.
دیگر این که در این مکاتب، بیشتر مضامین ساینسی (علوم) به زبان انگلیسی تدریس میشود، مثل مضمون فیزیک، اما در اکثر مکاتب دولتی افغانستان به جز یک کتاب انگلیسی که بچهها را با زبان آشنا میکند، سایر مضامین به زبانهای ملی است.
مسئولان مکتب خصوصی شمس در کابل میگویند که نظر به مقتضای زمان و پیشرفت علم، هم متد و هم نصاب خود را بهروزرسانی میکنند و در کنار آن به اینترنت و کامپیوتر هم وصل هستند که بچهها با فناوری جدید و پیشرفتهای علمی آشنا باشند.
مکاتب دولتی؛ باانضباط و رایگان

با وجود پیشرفت مدرسههای خصوصی، اما خیلی از خانوادههای افغان همچنان ترجیح میدهند بچههای خود را به مکاتب دولتی بفرستند. دلیل اصلی آن هم یکی برقرار بودن انضباط بیشتر و دیگر رایگان بودن مکاتب دولتی است. در حالیکه هزینه ماهانه در مکاتب خصوصی بین ۱۰۰۰ تا ۴۰۰۰ افغانی است.
این موضوع هم مطرح است که در مکاتب دولتی معلمان باتجربه تدریس میکنند اما در مکاتب خصوصی آموزگاران جوان و دختران و پسرانی که تازه از مدرسه فارغ شدهاند، درس میدهند.
در کابل هم تعدادی از مکاتب تجهیزات بهتری دارند، اما این محدود میشود به چند مکتب انگشتشمار و نخبه، مثل دبیرستان استقلال که بچهها هم در درس سهم میگیرند و برعلاوه تجهیزاتی که دارد، در آن زبان فرانسه هم تدریس میشود.
مجیب مهرداد، سخنگوی وزارت معارف افغانستان میگوید که دیگر "قیمومیت کل دست معلمان نیست". او میگوید تعادل در سهمگیری در درسها بین آموزگاران و دانشآموزان وجود دارد و بچهها در درس عملا سهم میگیرند. او میگوید که این روش "آموزش فعال" نام دارد و فراگیر میشود.
اما افغانستان بیش از ۱۵ هزار مکتب دولتی دارد، مجیب مهرداد میگوید که دولت هر سه سال شیوه تدریس را بازنگری و بهروزرسانی میکند. در کنار این برای تجهیز و مدرن کردن مکاتب دولتی، وزارت معارف از سال ۱۳۹۳، برنامهای را به راه انداخته که هر سال ۲۰۰ مکتب دولتی را تحت پوشش قرار می دهد و آنها را مجهز به سیستم دیجیتال میکند تا تدریس مفهوم بیشتر پیدا کند.

با این حساب اگر دولت افغانستان با این سرعت پیش برود دست کم ۷۵ سال وقت میگیرد که تدریس در تمام مکاتب افغانستان مدرن شود.
افغانستان حدود ۹ میلیون دانش آموز دارد که از این تعداد کم و بیش ۳ میلیون کودک از درس محروم ماندهاند. هرچند دغدغه اصلی خانوادهها و کودکان در سالهای پس از سقوط گروه طالبان و پیشتر از آن دسترسی به آموزشهای ابتدایی و درس و کتاب بود حالا اما دغدغه این است که حاصل رفتن به مدرسه، سواد فراتر از خواندن و نوشتن باشد.











