زنان در حصار مردان؛ یکسالگی حکومت وحدت ملی

- نویسنده, کاوون خموش
- شغل, بیبیسی-- در سفری به غور
سیما جوینده سومین والی زن در تاریخ معاصر افغانستان است. او والی غور است؛ یکی از دورافتادهترین ولایتهای افغانستان در منطقه مرکزی این کشور.
خانم جوینده، به ولایتی رفته که هم ناامن است، هم فقیر و هم توسعه نیافته. مهمتر از همه آنکه حضور زنان در غور کمرنگ اما موارد خشونت علیه آنها زیاد است.
حکومت وحدت ملی افغانستان با شعارهای محمد اشرفغنی و عبدالله عبدالله برای بهبود و تقویت نقش زنان در جامعه مردسالار افغان روی صحنه آمد، افزایش تعداد وزیران زن و سپردن پستهای کلیدی و تاثیرگذار به آنها از این وعدهها بوده است. در دولت کنونی افغانستان اکنون چهار وزیر و دو والی زن کار میکنند.
سیما جوینده دو ماه پیش والی غور شد، دو هفته پیش برای کاری شخصی کابل آمد و با استفاده از فرصت با برخی از وزیران و سفیران کشورها در پایتخت ملاقات کرد تا حداقل بتواند پیامی به غوریان ببرد.
او با یکی از هواپیماییهای داخلی به غور برگشت. راههای زمینی به این ولایت به شدت ناامن است و کمتر کسی جرات میکند راه یک شبانه روزی زمینی را برای بازدید از غور طی کند.
زنی در حصار ملاها و مردها
در شهر آرام فیروزکوه، مرکز غور، که با روستاها و ولسوالیهای ناامن احاطه شده، فاصله فرودگاه تا دفتر والی کمتر از یک کیلومتر است. با این وجود، برای حفاظت از جان او، کاروانی از نیروهای امنیتی او را همراهی میکند.
رئیس اداره امور زنان این ولایت یک زن است اما اکثر ادارات محلی غور را مردها اداره میکنند. وقتی از ادارات و نهادهای محلی دیدار میکرد، هیچ زنی نبود که او را همراهی کند.

در مرکز شهر غور، حرف اول را ملاهای محل و روحانیون پرنفوذ میزنند، هرچند که گروههای مدنی گاهگاهی با آنها رویارویی میکنند.
وقتی فرمان تقرری سیما جوینده در کابل صادر شد، ملاهای افراطی در محل از جمله خطیب مسجد جامع غور در برابر این کار ایستادند.
خانم جوینده میگوید او هنوز کابل بود و به محل خدمش نرفته بود که نامهای "دوستانه" از ملاهای محل دریافت کرد. چیزی که خانم جوینده دوستانه توصیف کند حاوی این پیام بود: "پیشنهاد ما این است که به غور نیایید."
با این وجود، سیما جوینده نترسید و به غور رفت اما نخستین کارش این بود که گردنبند طلایش را بفروشد و کار نیمه تمام مسجد جامع غور را از سر بگیرد. اقدامی برای به دست آوردن دل ملاهای افراطی که تبعیت از یک زن را غیرقابل قبول میدانستند.
برای بازدید از جریان کار این مسجد با هیات حکومت سری به آن زد. شمسالدین یتیم، خطیب مسجد جامع غور، یکی از ملاهایی بود که پای آن نامه امضا کرده بود. این ملا در جریان دیدار با والی از او با فاصلهای حدود یک متر ایستاد و نتوانست خشمش را کنترل کند.
آقای یتیم با لحنی توام با هشدار و تهدید گفت که سیما جوینده باید مراقب کارهای خود باشد و اگر "بر طبق اصول شریعت" خدمت کند، میتواند به کارش ادامه بدهد اما اگر خدمت نکرد با او حساب (برخورد) خواهند کرد.
فقر و امنیت
جمیعت غور چیزی حدود هشتصد هزار نفر است که عمدتا مردمان فقیری هستند. آمار نشان میدهد که در روستاهای این ولایت بیش از صد فرد مسلح غیرمسئول فعال و علیه یکدیگر میجنگند و گاهی نیروهای دولتی را تهدید میکنند.

وقتی سراغ مردم عادی شهر بروید به تواناییهای خانم جوینده با امید اما تردید نگاه میکنند؛ میگویند زود است که قضاوت کنند و بهتر است والی در عمل نشان بدهد که چه میتواند انجام دهد. ناامنی، نبود برق، نبود جاده و نرخ بلند مواد اولیه دغدغه اصلی مردم است.
از دیگر کارهای خانم جوینده تشکیل کمیسیون حل منازعات است؛ کمیسیونی که خود در راس آن مینشیند و اغلب مردانی را روبهروی هم میآورد که مشکلات قبیلهای دارند.
در یکی از جلسات این کمیسیون که ما حضور داشتیم، سران دو قبیله حضور داشتند که بیشتر از دولت ناراضی به نظر میرسیدند. یکی از سران قبایل گفت: "ما صلح کردیم و سلاح خود را به دولت تسلیم کردیم اما دولت ما را از شر طالبان هم نجات داده نمیتواند."
توقع آنهایی که به دولت پیوستهاند زیاد است، اما وجه مشترکشان با مردم محل بهبود وضعیت اقتصادی و توسعه ولایت غور مینماید.
شهر کنونی فیروزکوه (چغچران سابق) پنجاه ساله است و رودخانه هریرود که از وسط آن میگذرد این شهر را دو نصف کرده است. مردم غور وقتی میخواهند از رود بگذرند، باید به یگانه پلی که در مرکز این شهر است بروند.
در همه این سالها، پل دیگری ساخته نشده و سیما جوینده میگوید که شاید دل کمککنندهها و سازمانهای خارجی و دولت به خواستهای او برای توسعه شهر بسوزد و کارهایی انجام شود.
در غور زن را جدی میگیرند؟

در نخستین هفته کاری خانم جوینده ملاهای محل دختر و پسر جوانی را در مرکز شهر درون یک محوطه دولتی که از دفتر والی فاصله چندانی ندارد، دره (شلاق) زدند. بودن یک والی زن هم کمک نکرد که این دختر و همچنین پسر جوان از زیر شلاق نجات یابند.
از والی غور پرسیدم که آیا کاری کرده که مانع این اتفاق شود، گفت که هیچ اطلاعی در مورد اجرای این حکم به او داده نشده بود. میگوید: "باید به من خبر میدادند و میپرسیدند که این کار شود یا نشود، کسی به من خبری نداد."
زن بودن و حاکم زن بودن در جامعه افغانستان کار دشواری به نظر میرسد. به خصوص در شهری که بیشتر ادارات زیر نظر مردها باشد و باور عمومی زن را جنس دوم تعریف کرده و از برخی از مساجد آن شعارهای رکیکی علیه کارکردن زنان در بیرون از خانه به گوش رسیده باشد.
از سیما جوینده پرسیدم که او آیا زیردستانش او را جدی میگیرند؟ گفت: "تا حالا به همچین چیزی سر نخوردیم که سهل انگاری داشته باشند، احتمال دارد... چون ما زمان امتحان ما بوده تا به حالا، امتحان کردن رئیسهای ما هم امتحان کردن ولسوالهای ما و هم امتحان کردن من که مردم مرا امتحان میکنند."
خانم جوینده میخواهد بگوید که در روزهای اول همه یکدیگر را تحویل میگیرند و کوشش میکنند کشوقوسی پیش نیاید؛ اما اگر در روزهای آینده کسی از او سرپیچی کرد آنگاه قضاوت را میگذارد به نهادهای مسئول تا مقصر را شناسایی کند.
زنها در افغانستان در سالهای پس از سقوط گروه طالبان در سال ۲۰۰۱، نفس تازهای گرفتند، اکثریت آنها که در زمان حاکمیت طالبان حتی اجازه بیرون رفتن از خانه را نداشتند حالا میتوانند در پستهایی مثل ولایت و وزارت و ریاست، فعالیت داشته باشند.

اما انتقاد همیشه این بوده که سکویی که دولت در اختیار زنان قرار داده نمایشی بوده و جایی نبوده که به تقویت زنان کمک کند.
سیما جوینده میگوید در گذشته نماینده منتقد مردم غور بوده و انتقادهایش سبب براندازی چند والی شده است و برای همین سعی میکند کاری نکند که او را هم برکنار کنند.
او میداند که موفقیتش برای خودش است اما اگر شکست بخورد، بسیاری از چشم و امیدهای زنان افغان که به او دوخته شده، شکست را تجربه خواهند کرد.











