دلواپسیهای پس از انتخابات افغانستان

- نویسنده, نثاراحمد فیضی غوریانی
- شغل, عضو مجلس نمایندگان افغانستان
از پایان روز چهارشنبه به صورت رسمی پیکارهای انتخاباتی دو نامزد دور دوم انتخابات ریاست جمهوری پایان یافت و زمان سکوت فرا رسید. سکوتی که در آن شهروندان در خلوت خود تصمیم گرفتند که به کدام یک از دو نامزد در پای صندوقها رای بدهند.
اما فضای موجود در کشور میطلبد که چند نکته اساسی در مورد برگزاری انتخابات ۲۴ جوزا و روزهای پس از آن از همین حالا مورد توجه قرار گیرند.
مدیریت انتخابات
بحث مدیریت انتخابات اهمیت ویژه دارد و به میزانی که کمیسیون انتخابات موفق به برگزاری انتخابات شفاف، سالم و به دور از جانبداری شود به همان میزان اعتماد شهروندان و تیمهای انتخاباتی نسبت به نتایج آن بیشتر میشود. در دور پیشن مشکلاتی در روند برگزاری انتخابات به وجود آمد که برخی نگرانیها را رقم زد.
کمبود برگههای رایدهی در برخی از مراکز، تقلب به وسیله هواداران نامزدها، تهدید و یا تطمیع رایدهندگان و مسایلی از این دست که تاثیرهای خود را پس از برگزاری انتخابات نشان دادند و فضایی نسبتا گنگ را در رابطه به انتخابات به وجود آوردند.
امنیت انتخابات
پس از مساله مدیریت انتخابات که به وسیله کمیسیونهای مستقل انتخاباتی انجام میشود، موضوع امنیت در روز انتخابات میتواند در رده دوم قرار گیرد. نیروهای امنیتی کشور توانستند در ۱۶ حمل ثابت کنند که توانایی تامین امنیت انتخابات را دارند.
اما دور دوم انتخابات به دلیل این که در فصل طلایی جنگ برای گروههای شورشی برگزار میشود میتواند نسبت به دور نخست با تهدیدهای بیشتری رو به رو باشد. از سویی هم طالبان در دور اول موفق به اخلال روند انتخابات نشدند و این برای این گروهها سخت تمام شد به همین دلیل احتمال میرود که تحرکات در جهت اخلال امنیت از سوی گروههای مخالف مسلح شدت یافته باشد و یا هم با نقشههای تازهای بخواهند که از رفتن مردم به پای صندوقهای رای جلوگیری کنند.
از همین حالا برخی گزارشها از شمال و جنوب کشور حاکی از آن هستند که برخی گروههای ناشناس با بستن راهها و تهدید شهروندان برای عدم شرکت در انتخابات کارتهای رایدهی را جمعآوری میکنند و آتش میزنند. نیروهای امنیتی کشور در دور دوم انتخابات نیاز به برنامهریزی جزءنگر دارند و باید به صورت موردی مناطق را ارزیابی کنند و با توجه به وضعیت موجود در هر منطقه برنامه تامین امنیت انتخابات را به اجرا بگذراند.
سهم شهروندان
هیچ انتخاباتی بدون حضور شهروندان نمیتواند مشروعیت حکومت بعدی را تامین کند. انتخابات با حضور شهروندان معنا مییابد. هر چند انگیزههای لازم برای رفتن به پای صندوقهای رای به اندازه کافی در شهروندان کشور وجود دارد ولی همچنان نگرانیهای نیز در این خصوص قابل توجهند. تیمهای انتخاباتی در روزهای پایانی پیکارهای انتخاباتی به چنان جوی در کشور دامن زدند که بیم آن میرود برخی از شهروندان نسبت به تصمیم خود برای رفتن به پای صندوقهای رای تجدید نظر کرده باشند. استفاده از ابزارهای قومی و تهدید در جریان پیکارهای انتخاباتی برای رای دادن به نامزدی خاص به جای این که اثرات مفید به نفع تیمهای انتخاباتی به جا بگذارد، برخی از شهروندان را بر سر دوراهه رفتن و نرفتن به پای صندوقهای رای قرار داده است. از جانب دیگر پخش برخی شایعات بدون منبع منبی بر این که "رفتن و نرفتن به پای صندوقهای رای یکسان است و رئیس جمهوری آینده از قبل مشخص شده"، برخی دو دلیها را در میان شهروندان به جود آورده است.
پذیریش نتیجه انتخابات
انتخابات بدون شک یک نامزد برنده خواهد داشت. اما موضع تیم بازنده در این میان حایز اهمیت است. آیا تیمهای انتخاباتی به این مرحله از فرهنگ دموکراتیک رسیدهاند که نتیجه انتخابات را بپذیرند؟ این پرسش برای جامعهای مثل جامعه افغانستان بسیار اهمیت دارد.
در جریان مبارزات انتخاباتی ادبیاتی در میان تیمهای انتخاباتی شکل گرفت که بیشتر با چاشنیهای تهدید و ارعاب همراه بود. حالا چقدر استفاده از این نوع ادبیات صرفا جنبه انتخاباتی داشته و چقدر جدی بوده چندان مشخص نیست. چون هر دو نتیجه از این نوع ادبیات میتواند به دست آید.
بسیار مهم است که یک روز پس از انتخابات چه پیش میآید. در حال حاضر آن چه که به نظر میرسد هر دو تیم به یک میزان خود را برنده انتخابات میدانند و این موضوع میتواند اثرات خطرناکی را در روزهای پس از اعلام نتایج داشته باشد.
فرهنگ انتخابات در افغانستان چندان ریشهدار و عمیق نیست که نگرانیهای پس از آن را جدی تلقی نکرد. از حالا باید متوجه این مساله بود و روحیه تساهل و شکیبایی را در تیمهای انتخاباتی تقویت کرد. افغانستان بر لبه خطر قرار دارد و یک تلنگر ساده میتواند آن را به سوی تنشهای میان گروهی ببرد.
نقش رئیس جمهور کرزی
رئیس جمهور کرزی تلاش کرد که در دور اول انتخابات ظاهرا غیرجانبداری خود را حفظ کند. اما پرسش این جا است که در دور دوم نیز چنین خواهد بود؟ فراموش نکنیم که نقش آقای کرزی در انتخابات بسیار جدی و دارای اهمیت است.
ساختار قدرت در افغانستان هنوز ساختاری ارزش محور نیست و از آبشخورهای مشخص تغذیه میکند. آقای کرزی به دلیل حضور سیزده ساله در قدرت در بسیاری از معادلات نقش محوری دارد و به سادگی میتواند از این نقش در انتخابات استفاده کند.
آقای کرزی میتواند در خلق و یا جلوگیری از بحران پس از اعلام نتایج نقش اساسی داشته باشد. به همین دلیل نمیتوان در معادله انتخابات از نقش او چشمپوشی کرد. نقش آقای کرزی عمدتا به این پرسش پیوند دارد که او در آینده افغانستان برای خود چه نقش و جایگاهی را در نظر گرفته است.
اما موضوع با اهمیت این است که آقای کرزی بتواند همان گونه که در بیشتر تحولات سالهای پسین نقش محوری و حتی سازنده داشته، هرچند که از ضعفهای او هم نمیتوان چشم پوشید، در دور دوم انتخابات بتواند زمینه را برای انتقال مسالمتآمیز قدرت فراهم سازد.
عدم دخالت رئیس جمهور کرزی تنها در نفع و زیانهای خودش در انتخابات مطرح نیست بلکه مساله دخالت های نهادها و مقامهای حکومتی را نیز شامل میشود. در این مورد هنوز اقدام عملی صورت نگرفته هر چند آقای کرزی با صدور فرمانهای از کارمندان بلند پایه دولت خواسته است که در انتخابات از نفوذ خود استفاده نکنند. ولی با توجه به وضعیت افغانستان به سادگی میتوان تاثیر چنین فرمانهای را حدس زد.











