انتخابات افغانستان؛ آیا معیارهای انتخاب مردم تغییر کرده؟

- نویسنده, بشیر پیمان
- شغل, بیبیسی
پس از سقوط گروه طالبان در سال ۲۰۰۱ میلادی، حضور جامعه جهانی و ایجاد دولت جدید در افغانستان مردم این کشور دو انتخابات ریاست جمهوری، دو انتخابات پارلمانی و دو انتخابات شوراهای ولایتی را تجربه کردند.
در دورههای قبلی آن گونه که آگاهان میگویند معیارهای انتخاب مردم عمدتا قومیت، روابط سیاسی، گروهی و سمتی بوده است. اما تحقیقات تازه نشان میدهد که معیارهای انتخاب شهروندان افغانستان نسبت به دورههای قبلی تغییر کرده است.
با چند تن از شهروندان کابل در منطقه پل باغ عمومی، در چند صد متری کاخ ریاست جمهوری صحبت کردم و از آنها پرسیدم که یک نامزد چه خصوصیاتی باید داشته باشد تا به او رأی بدهند.

عارف محمدی، شهروند کابل میگوید که به شخصی رای میدهد که بتواند خواستهای جوانان را برآورده کند، هم در بخش تحصیلات و هم ایجاد فرصتهای شغلی. عبدالخالق از دیگر شهروندان کابل میگوید که این بار میخواهد که به آدمی خوب رای بدهد، آدمی که به قول او با ایمان و وجدان باشد و به کشورش افغانستان خدمت کند.
مثل این دو، احمد از دیگر شهروندان کابل نیز میگوید: "در قدم نخست کاندیدای مورد نظر من باید تابعیت افغانی داشته باشد، مسلمان کامل باشد و دستش در خون مردم آلوده نباشد."
دیدگاه مردم نسبت به انتخابات در مقایسه با گذشته
نظرسنجی بنیاد انتخابات آزاد و عادلانه افغانستان (فیفا) که میگوید در ۳۴ ولایت افغانستان انجام شده، نشان میدهد که بیش از هفتاد درصد افغانها در انتخابات پیشرو به نامزدانی رای خواهند داد که برای بهبود وضعیت زندگی مردم، برنامه داشته باشند.
در این نظرسنجی با بیش از چهار هزار نفر و شماری از آگاهان و تحلیلگران گفتوگو شده است.
نادر نادری، رئیس بنیاد انتخابات آزاد و عادلانه افغانستان میگوید: "هفتاد و سه درصد مردم گفتند به کسی رای میدهند که توانایی آوردن صلح داشته باشد و جنگ را ختم کند. دومین خواست مردم تقویت آموزش و پرورش است."
آن گونه که آقای نادری میگوید، ۴۱ درصد مردم گفتهاند که به کسی رای میدهند که بتواند وضعیت معارف را بهبود دهد. ۳۹ درصد دیگر گفتهاند که اولیت سومی شان اقتصاد است و چهارمین اولویت شان تامین عدالت، بهبود وضعیت قضا و پایان دادن به فرهنگ معافیت قضایی است.
بهبود خدمات بهداشتی، تقویت سیستم زراعت و تغییر نظام سیاسی از دیگر معیارهای شرکت کنندگان این نظرسنجی برای انتخاب رییس جمهور آینده شان عنوان شده است.
نهاد دیگری که در باره انتخابات و شرکت گروههای مختلف در انتخابات پژوهش کرده و گزارشهایی در این باره منتشر کرده، شبکه تحلیلگران افغانستان است.

پژوهشگران این شبکه به ولایتهای مختلف از جمله تخار، هرات و غور سفر کرده و با شهروندان در این نقاط در مورد معیارهای انتخاب آن ها برای انتخاب رئیس جمهوری گفتوگو کردهاند.
عبید علی تحلیلگر سیاسی این شبکه میگوید: "این را دریافتیم که نسبت به گذشته بدون شک در دیدگاهها تغییر و تحولی آمده. به گونه مثال گفته میتوانم در انتخابات پارلمانی سال ۲۰۱۰ که من خودم نظارت میکردم در ولایت تخار میدیدم که بیشتر به نحوی به طرف گرایش های قومی و زبانی خود تمایل داشتند."
آقای علی می افزاید که با گذشت زمان برداشت های مردم تغییر کرده و به نظر او دلیل این تغییر در برآورده نشدن انتظاراتی است که در دوره های قبلی از نامزدانی داشتند که رای خود را به نفع آن ها استفاده کرده بودند.
این تحلیلگر افغان میگوید: "اگر زورمندان محلی بودند و یا از قبل در جریان های سیاسی در افغانستان دخالت داشتند، با تاسف خواست های مردم را نتوانستند برآورده کنند."
تغییر دیدگاه های مردم تنها محدود به برنامه های نامزدان نمیشود، آنگونه که نهادهای پژوهشی میگویند حالا رای دهندگان به شخصیت، ظرفیت و سابقه نامزدان نیز اهمیت میدهند.
نادر نادری رییس فیفا می گوید: "۶۴ درصد مردم گفتند که باید (نامزد مورد نظر شان) تحصیل کرده باشد و از تجربه حکومت داری برخوردار باشد. شصت درصد مردم گفتند که صادق باشد و پابیند اصول دینی."

'رأی هنوز قومی است'
یافته های مرکز مطالعات استراتژیک کابل هم نشان میدهد که حساسیت مردم نسبت به شخصیت و برنامههای نامزدان به ویژه در شهرها بیشتر شده است.
عارف رحمانی، عضو مجلس نمایندگان و مسئول این مرکز اما میگوید که آنچه امروز هم انتخاب کنندگان و انتخاب شوندگان نمیدانند این است که کدام برنامهها میتوانند به صورت برنامههای استراتژیک کوتاه مدت و بلند مدت، معضلات اقتصادی، امنیتی، فرهنگی و اجتماعی موجود را بصورت کاملا شفاف و واضح رفع کند.
تحقیقات و بررسیهای برخی دیگر از نهاد ها اما حکایت متفاوتی از تغییر معیارهای مردم نسبت به انتخابات دارد.
نهاد تحقیق و آموزش برای صلح یا "PTRO" که بررسی ای را در ولایت شمال شرقی قندوز انجام داده، میگوید که تغییرات به وجود آمده صرفا در سطح این شهر بوده و آن هم در محدوده افراد با سواد و تحصیل کرده.
میرویس وردک، مسئول این نهاد میگوید: "معدود کسانی که درس خواندند و تحصیل و تعلیم کردند، قشر روشن فکر ما به برنامه رای میدهند، شاید تعدادشان بسیار کم باشد، شاید در شهر قندز افرادی باشند که فکر کنند کدام نامزاد برایشان بهتر است، به آینده مملکت بهتر است، آنها شاید ده درصد یا حتی پنج درصد هم نشوند."
غفور لیوال، رئیس مرکز مطالعات منطقهای در آکادمی علوم افغانستان هم میگوید که این تغییرات در سطح شهرها و مناطقی که مردم به رسانهها به ویژه شبکههای اجتماعی دسترسی دارند محسوس است.
او میگوید: "در مناطق کمی دورتر از شهر که نوعی مراکز ثقل نفوس و حتی میتوانیم بگویم بانک رای در آن جا وجود دارد هنوز هم انگیزه ها تا حدی قومی، قبیلهای، منطقهای و زبانی است، تا حدی حتی میتوانیم تفاوتهای مذهبی را یکی از عوامل برخورد با انتخابات بدانیم."

در یک ده هه اخیر شمار زیادی از روستانشینان افغانستان به خاطر یافتن شغل و امکانات بهتر به شهرها به ویژه به شهرهای بزرگ رو آوردهاند.
روستائیان روشنفکر؟
حالا آمار تخمینی نشان میدهد که ۴۵ درصد جمعیت افغانستان را شهرنشین ها تشکیل میدهد. حالا سوال اینجا است که آیا همه این جمعیت، شهرنشین و روشنفکر تلقی میشوند و آیا دیدگاههای شان نسبت به انتخابات واقغا تغییر کرده؟
آقای رحمانی در پاسخ به این سوال میگوید که افغانستان بیشتر یک جامعه روستایی است، حتی افرادی هم که در این ده سال به شهرها آمدند وضعیت شهر و فرهنگ شهرنشینی چنان مطلوب نبوده که بتواند از آن ها "موجودات شهری و آدمهای خیلی جدی با فرهنگ مدنی بسازد."
او میگوید افرادی که به شهرها آمده اند هم ظرفیت و آمادگی شهری شدن و آشنایی از فرهنگ شهرنشینی نداشتند، "فکر میکنم که در شهرها عمدتا در شهرهای کلان حساسیتهای بیشتر شده است."
دلایل و عوامل تغییر دیدگاهها و معیارهای مردم نسبت به انتخابات چه است و این تغییرات عمدتا در میان کدام گروه های سنی و اجتماعی بوجود آمده؟
گلابشاه امانی، جامعه شناس و استاد دانشگاه که مصروف تحقیق در این زمینه است در پاسخ به این پرسش گفت: "در میان چند گروه اجتماعی نگرش تغییر کرده؛ در میان زنان، در میان جوانان و سوم در میان تحصیل یافتگان."
آقای امانی می گوید که عامل اصلی این تغییر، تحصیل، رفتن به دانشگاهها و بلند رفتن سویه تحصیلی است که این دسته، دیدگاه آجندا محور و برنامه محور دارند. به نظر او اقشار سنتی جامعه و افراد بالای سن ۳۰ و ۳۵ سال، هنوز هم بر معیار های سنتی گام بر میدارند.
نقش رهبران قومی

رهبران قومی در افغانستان در گذشته بانکهای رای دهی را در اختیار داشتند و در تحولات سیاسی برگ برنده محسوب میشدند.
هنوز هم دیده میشود که شمار زیادی از رهبران قومی تلاش کردهاند که حضور خود را در تیکتها و ستادهای انتخاباتی نامزدان ریاست جمهوری حفظ کنند، اما به نظر تحلیلگران، این رهبران به دلیل کاکردهای چند سال اخیرشان، در انتخابات پیشرو رنگ سابق را نخواهد داشت.
میر احمد جوینده، معاون واحد تحلیل و ارزیابی افغانستان میگوید: "افرادی که به اصطلاح رای کتلوی قومی میآوردند آن رای را دیگر نخواهند داشت."
به نظر آقای جوینده استثناهایی هم وجود دارند؛ به عنوان مثال اگر سری به شبکه های اجتماعی بزنید، میبینید که طرز تفکر و برداشت های نسل نو، نسبت به گذشته کاملا متفاوت است. او میگوید که بیش از یک دهه گذشته "نقش نیروی متخصص و جوان کمرنگ بود، اما حالا این نیرو جای تیکه داران قومی را خواهد گرفت."
اما افرادی مثل آقای لیوال همچنان معتقدند که با وجود این تغییرات هنوز نامزدان به حمایت چهرههای قومی و تباری نیازمندند.
او میگوید که برای اثبات این حرف خود دلایلی دارد از جمله این که: "نامزدانی که در تکت سه نفره خود تاجیک ندارند از این ناحیه بسیار نگران اند، آنهایی که به دلیل سنت به جا مانده، شخص اول شان پشتون نیست هم نگران اند، افرادی هم که نتوانستند چهره مهمی از قوم هزاره را در پهلوی خود داشته باشند هم نگران اند."
در کنار این همه، نقش زورمندان محلی، افراد مسلح غیرقانونی و سران قبایل در مناطق غیرشهری نیز برجسته است و نمیتوان از آن چشمپوشی کرد و بیشتر تحلیلگران افغان فکر میکنند که این نوع افراد نقش تعیین کنندهای هم دارند.

مثل آقای عبید علی که میگوید مشاهدات و تحقیقات خودش نشان میدهد که در ولایت غور حضور نیرومند افراد مسلح غیرقانونی در روند انتخابات تاثیر زیادی دارد.
یا آقای میرویس وردک که در ولایت شمال شرقی قندوز تحقیقات کرده میگوید که در برخی از نقاط این ولایت، زورمندان با استفاده از زور و تهدید سلیقه خود را بر بقیه اعمال میکنند. "تشویشی که مردم دارند این بود که در روز انتخابات شاید زورمندان اگر نتوانند بر مردم فشار بیاورند، کار دیگری کنند که امنیت خراب شود، شلیک و نا امنی شود و مردم نتوانند از خانههای خود بیرون شوند و آنها (زورمندان) می توانند صندوق ها را پر کنند."
با همه این نگرانی ها و گمانه زنی ها، چگونگی شرکت مردم و نحوه گزینش شان در روز انتخابات به این سول پاسخ خواهد داد که آیا واقعا نحوه برخورد رای دهندگان افغان در ۱۲ سال گذشته تغییر کرده است یا نه.











