اهمیت فساد اداری در افغانستان، فاصله حرف تا عمل

- نویسنده, لطف الله راشد
- شغل, خبرنگار آزاد
اداره بازرسی کمکهای آمریکا به مردم افغانستان"سیگار" به تازگی اعلام کرد که حدود صد میلیارد دلار از کمکهای آمریکا در افغانستان که در پروژههای بازسازی، تقویت حکومتداری خوب و ایجاد سهولت برای توسعه و رشد اقتصاد در افغانستان هزینه شده در حال ضایع شدن است.
اداره بازرسی کمکهای دولت آمریکا برای افغانستان، از سالها به اینسو در پی ردیابی موارد سوء استفاده، اختلاس و یا هم دستبرد به داراییهای کمک شده آمریکا در افغانستان است.
سیگار موارد متعددی از حیف و میل و دستبرد به دارایی های کمک شده آمریکا در افغانستان را افشا کرده است. چند هفته پیش سیگار در گزارشی از خریداری غیرضروری چندین میلیون دلاری وسایل اضافی خودروهای نیروهای پلیس خبر داد، اما این گزارش از سوی وزارت داخله/کشور رد شد و درستی و نادرستی آن به پایان بررسیها موکول شد.
این اولین بار نیست که بازرسان و رسانهها پرده از روی اختلاسهای میلیون دلاری در افغانستان برمیدارند.
سال گذشته رسانههای بینالمللی خبر از اختلاس ۴۲ میلیون دلاری در شفاخانه نظامی سردار محمد داوود، دادند. این خبر منجر به برکناری یک مقام بلندپایه ریاست بهداشت ارتش (رئیس شفاخانه) شد. هزینه های دستبرد زده شده به دست نیامد و رئیس برکنار شده، خود را قربانی یک توطئه بزرگ خواند.
با وجود ادارات با صلاحیت و مقتدر مبارزه با فساد اداری و مصارف هنگفت در این راه، چرا فساد اداری در افغانستان محو نمیشود؟
برای پاسخ به این سوال باید دلایل داخلی و بیرونی را بررسی کنیم.
ضعف مدیریت
ضعف مدیریت در نظام، عدم شفافیت در حسابدهی و پاسخدهی، یکی از مهمترین عوامل فساد گسترده اداری در این کشور شناخته شده است.
آلوده بودن برخی از مقامات در ادارات و طمع برای سوء استفاده از داراییهای عمومی و خاطرجمعی از بازپرسی نشدن از سوی دولت، زمینه ساز شده تا آنها بیباکانه دست به فساد بزنند.

جعل اسناد و ترتیب مدارک جعلی برای قانونی جلوه دادن مصارف غیرقانونی که توسط زیردستان، تهیه و ترتیب میشود، سبب گردیده تا زیردستان نیز به نوبه خود از این خمهای شهد، دهان شیرین کنند و برابر توان خود از این توشه باد آورده بردارند.
به این ترتیب ضعف و ناکارایی مدیریتی سبب میشود تا ویروس فساد در بستر آرام و مساعد ادارات رشد نموده و به یک هیولا تبدیل شود.
حامیانی فراتر از قانون
حمایت گسترده از عاملان فساد توسط زورمندان در داخل و خارج نظام و داشتن همچو تکیهگاهی محکم برای کسانی که آغشته به فساد هستند، سبب میشود که آنها با دست باز به کارهایشان ادامه دهند.
حمایت و پشتیبانی قومی، زبانی و سمتی از عاملان فساد که بیشتر ناآگاهانه و غیرشعوری صورت میگیرد از مواردی است که سبب میشود عاملان فساد در هر سطحی که باشند، مصونیت داشته و در برابر قانون معافیت حاصل کنند، به همین دلیل عاملان فساد در رده های بالای نظام تا امروز کمتر مجازات شده اند.
سقف خشم نظام در برابر مفسدینی که افشا شدند، برکناری آنها بوده اما هستند شمار زیادی از عاملان فساد که به محض رسوایی از یک پست به پست دیگری باز در همان رتبه تبدیل شدهاند.
نصب افراد خودی اما آلوده برای پوشش فعالیتهای غیرقانونی در پستهای کلیدی ادارات، تنظیم مدارک و اسناد غیرقانونی برای بازپرسیهای احتمالی، پرداخت پول برای رهایی از پیگرد قانونی، موارد دیگری است که سبب شده فساد بهتر از هرکار دیگر در افغانستان به گونه برنامه ریزی شده و منظم پیش برود.
مفسدین خارجی در افغانستان
بدیهی است که همه شهروندان خارجی که زیر عناوین مختلف برای تطبیق پروژههای بزرگ داخل افغانستان میشوند، از فساد مبرا نیستند.
در بسیاری از موارد بحثهایی در این خصوص از سوی مقامات کشور مطرح شده، باری رئیس جمهوری افغانستان در مراسم تجلیل از روز جهانی مبارزه با فساد اداری در کابل، پرده از این ماجرا برداشت و گفت که خارجیها گوشهای از عامل فساد اداری در افغانستان هستند و آنها در عقد قراردادهای بزرگ با هزینه های هنگفت و آلوده با فساد، دست دارند.
زمزمههای دست داشتن خارجیها در این ماجرا، از گذشتهها سر زبان ها بود. داستان حضور کارمندان خارجی در یگانه شرکت هوانوردی دولتی در افغانستان در سال ۲۰۰۶ و اختلاس شصت میلیون دلاری و ضرر ۴۰ میلیون دلاری توسط رئیس پیشین این شرکت به کمک کارمندان خارجی که بعدها پرونده آن در دادستانی افغانستان افشا شد، نمونه هایی از دست داشتن شماری از شهروندان خارجی در فساد اداری در کشور است.
وارد کردن غیرقانونی خودروهای زره پوش به افغانستان توسط یک شهروند بریتانیایی به کمک همکاران افغانش در سال ۲۰۱۰ که منجر به بازداشت این شهروند خارجی از سوی اداره امنیت ملی گردید، نمونه دیگری از این ماجراهاست.
فاصله حرف تا عمل
سالهاست که ادارات و مقامات بینالمللی از بیداد فساد اداری در کشور شکوه دارند.
این شکایتها به حدی اوج یافت که نظام افغانستان توسط مقامات آمریکایی و بریتانیایی که مهمترین کمک کنندههای افغانستان هستند، در جلسههای رسمی به عنوان یک نظام فاسد معرفی شد.
ابراز نگرانی پی در پی مقامها و کشورهای خارجی از این وضعیت به یک حرکت معمولی تبدیل شد و هیچ حرکت بازدارنده و یا عملی که به این وضعیت پایان دهد، از سوی این مقامها برای مبارزه با فساد اداری صورت نگرفت.
انعکاس رسانهای ماجراهای فساد اداری نقطه پایان سر و صداهای آنها بوده و این وضعیت نشان میدهد با وجود این که موضوعاتی از این دست، برای جامعه جهانی و کشورهای کمک رسان به افغانستان مهم عنوان می شود اما در واقع اهمیت چندانی عملی به آن داده نمیشود، زیرا مشکل است مردم بپذیرند که فساد پدیده ای است که جهان در مبارزه با آن عاجز است.
هرچند کمکها به مردم افغانستان بلاعوض است اما با توجه به این که نسلهای بعدی افغانستان و نوادگان نسلهای امروزی در برابر جهانیان از لحاظ اخلاقی و معنوی مدیون خواهند بود، برخورد این چنینی در قبال این کمکها، نه تنها که سودی در پی ندارد، بلکه مایه سرخوردگی نسلهای آینده این سرزمین در برابر جهانیان خواهد شد.











