گذر از دره مرگ؛ سفر با ارتش افغانستان به کنر

- نویسنده, بلال سروری
- شغل, بیبیسی، ولسوالی چپهدره، کنر
ساعت ۹ صبح بود که من از مرکز اسد آباد با یک قطار ارتش ملی که بخاطر عملیات قصد رفتن به چپه دره را داشت حرکت کردم ، صدای باد و رودخانه خروشان کنر سفر را خوش آیند کرده بود. اما ترس از موجودیت مین درین مسیر از یک طرف و خرابی جاده خاکی از سوی دیگر باعث شد تا نتوانم از همه این زیبایی های طبیعی لذت ببرم.
ترس از موجودیت طالبان در این دره بود و ایستهای بازرسی ارتش در طول راه وجود داشت.
نیروهای امنیتی افغان درین منطقه نخستین عملیات مستقل را تحت نام "پیچ توفان" آغاز کرده بودند که تنها حمایت هوایی نیروهای خارجی را با خود داشتند.
پیچ دره، دره مرگ
نیروهای خارجی در گذشته دره پیچ را دره مرگ می نامیدند اما حالا این دره را، دره صلح می نامند.
از نیروهای ارتش افغان در منطقه به گرمی استقبال شد و مردم محل از خوشی زیاد برای نظامیان ارتش غذا و شیر آورده بودند.
هوا و فضای این منطقه از دود جنگ پاکیزه به نظر میرسید، برای من این فضا مثل دو سال پیش نبود، در مسیر پیچ دره من احساس امنیت و آرامش میکردم، مردم عادی دیده میشدند که با خاطر آرام مشغول زندگی روز مره خود بودند.
اما این تنها امنیت این شاهراه است که مردم را تا حدی به زندگی دلگرم کرده ولی آهنگ زندگی مردم مثل آهنگ رودخانه خروشان کنر، پرشتاب و پر انرژی نیست. مردم تنها امنیت شاهراه را نمی خواهند بلکه خواستار رفع نیازمندی های اساسی وبنیادی زندگی شان هستند، چنین به نطر میرسد که در دو سوی این شاهراه امن، ترس و نا امیدی زیادی هم وجود دارد.
با آنکه دوسال قبل در موجودیت نیروهای خارجی کسی نمی توانست به این منطقه بیاید اما حالا این شاهراه امن است ولی اندکی دورتر از جاده عمومی، حاکمیت نظام زیر سوال میرود، آنطرف رودخانه هم مناطق زیادی در کنترل مخالفان مسلح دولت است و پرچمهای سفید نظام طالبان بوضوح دیده میشوند.
مردم بمنظور حل وفصل امور قضایی خود به جای رفتن به محاکم دولتی، به جرگههای قومی محلی و محاکم طالبان مراجعه میکنند و میگویند از فساد و رشوه در ادارات دولتی خسته شده اند.

دره های بلند کنر، شب هنگام خاموش است، صدای رودخانه، مهتاب شب پانزده و آسمان صاف و پرستاره، فضای رومانتیکی را ایجاد کرده. اما حمله های وحشتناک هواپیمای بدون سرنشین در نیمه شب، همه چیز را بهم میزند و دوباره ترس موهومی فضای دره را فرا میگیرد.
اما مردم محل دیگر با این ترس و وحشت عادت کرده اند، آنها فکر نمی کنند که این صداهای وحشتناک حتی ممکن است جان آنها را بگیرد حتی اگر چنین فکری هم بکنند، راه دیگری نیست.
پنجه های آهنین
داستان دره پیچ همیشه پر از درد و اندوه بوده است، مردم محل میگویند از تجاوز ارتش سرخ تا آمدن نیروهای آمریکایی، هر یکی به نوبه خود مشت محکمی بر سر مردم کوبیده است و هیچ کسی دست نوازشی برسر آنها نکشیده است.
پدر بی نوای دوپسر، که یکی سرباز ارتش بوده و یکی پلیس و هردو کشته شده اند از دولت گلایه دارد و میگوید که بعد از مرگ پسرانش هیچگاهی کسی حتی حال او را نپرسیده است.
با آنکه این منطقه نسبت به گذشته امن است و مردم از نیروهای امنیتی راضی به نظر میرسند اما حکومتداری نادرست مردم را نا امید میسازد.
ژنرال حیات الله آقتاش فرمانده ارتش در ولایت کنر میگوید در نبود حکومت داری بهتر، دست آوردها دوباره به هدر خواهندرفت. او می گوید: "ما وظایف خود را انجام میدهیم اما اگر مردم بی کار باشند پس این همه دست آورد کوتاه مدت خواهد بود، زندگی روزمره هنوز هم با مشکلات زیادی گره خورده است."
ولسوال چپه دره نیز تایید میکند که در دوسال گذشته اینجا نشانه ای از حکومت داری بهتر وجود نداشت و کارمندان حکومتی نمی توانستند رضایت مردم را جلب کنند.

گروه طالبان هم تلاش دارند تا با تبلیغات مردم را از حکومت بیزار کنند و این امر مردم را در دوراهی گیج کننده ای قرار داده است.
تا یک هفته قبل چپه دره در اختیار طالبان بود، محمد بشیر از ساکنان پیچ دره میگوید که مردم از عملکرد طالبان نیز به تنگ آمده بودند: "هرفرد که با پلیس و یا ارتش ملی میبود طالبان آنها را میکشتند و زنده به خانه نمی آمد، طالبان مردم عادی را بخاطر تراشیدن و یا کوتاه کردن ریش لت و کوب میکردند، آنها مردم را به اتهام جاسوس بودن با خود به کوها میبردند و شکنجه میکردند، مردم با دشواری های زیادی مواجه بودند."
محاصره طالبان
احسان الله گوجر فرمانده پلیس چپه دره که مدت دو سال با افرادش در محاصره طالبان بود، در مورد گذشته این منطقه میگوید: "حالت بسیار خراب بود، اینجا طالبان بودند، مردم از ترس آنان هیچ چیزی را به ما نمی فروختند پزشکان ما را مداوا نمی کردند، تعداد طالبان زیاد بود و مردم را در وحشت نگه میداشت، مردم با ما همکاری نمی کرد، نه به این دلیل که همه مردم طالب بودند، بلکه مردم از طالبان میترسیدند."
این منطقه تنها ۲۰۰ متر از مرکز ولسوالی فاصله دارد.
نیروهای افغان توانسته اند که طالبان را از شاهراه عمومی، و این دره به عقب برانند اما هنوز از ارائه خدمات به مردم خبری نیست. بیکاری، ترس از بازگشت طالبان و فقر و عدم دسترسی مردم به سیستم قضایی از مشکلاتی است که همه با آن روبرو هستند.











