چه عواملی پشت حضور روز افزون طالبان در بدخشان نهفته است؟

- نویسنده, جاوید روستاپور
- شغل, روزنامهنگار
ولایت بدخشان که در دوران حکومت مجاهدین از مراکز مقاومت برضد گروه طالبان بود و تا دو سال پیش نیز یکی از ولایتهای امن افغانستان به حساب میآمد، حالا نگرانیهای جدی از تبدیل شدن آن به پایگاه مطمین طالبان در شمال افغانستان به گوش میرسد.
نزدیک به دو سال است که حضور گروههای مسلحی به نام طالبان در برخی از ولسوالیهای این ولایت از جمله ولسوالی کوهستانی وردوج بیشتر شده است. در همین مدت نزدیک به ۲۰۰ سرباز ارتش و پلیس، ۸ غیرنظامی به شمول یک استاد دانشگاه بدخشان در این ولسوالی توسط طالبان کشته شده اند.
تعداد زخمی شده ها در این ولسوالی هم به ۲۵۰ نفر به شمول هفت غیرنظامی میرسد.
آغاز فعالیت طالبان در بدخشان
دو سال پیش زمانی که گروه طالبان در ولسوالی وردوج فعالیتهای مسلحانه خود را آغاز کردند، در ابتدا تعداد افرادی که خود را طالبان قلمداد میکردند به ۵۰ تا ۷۰ نفر می رسید که تنها درچند روستای دور افتاده این ولسوالی فعالیت داشتند.
اما با گذشت هر روز بی توجهی مسئولان امنیتی در ولایت بدخشان، سرانجام این گروه کوچک به درد سر بزرگی به حکومت محلی این ولایت تبدیل شد و ضربات سنگین و کمر شکنی را برای چندمین بار به نیروهای امنیتی وارد کرد.
هرچند برای پاک کاری وردوج از موجودیت طالبان، نیروهای ارتش و پلیس تاکنون چندین بار عملیات کردهاند اما آن طوری که باشندگان این ولسوالی میگویند، اعضای گروه طالبان یک یا دو روز پس از این عملیاتها، دوباره از کوهها پایین شده و تسلط روستاها را در دست گرفته اند.
اگرچه در رابطه به مساله حضور طالبان و این که این گروه به اساس چه مشترکاتی در ولایت بدخشان مستقرشدهاند، پرسشهای زیادی وجود دارد که شاید پیدا کردن پاسخ قطعی به همه این پرسشها به سادگی دشوار باشد اما زد و بندها میان گروهها و افرادی که در قضایای سیاسی و اقتصادی این ولایت دخیل هستند را می توان بخشی از عوامل ناامنیها و افزایش فعالیت گروه طالبان در این ولایت عنوان کرد.
دستهای پشت ناامنی بدخشان

افراد که به نام طالبان تفنگ برداشته و امنیت ولایت بدخشان به خصوص ولسوالی وردوج را برهم زده اند، را می توان به چند دسته مشخص تقسیم کرد.
دسته نخست شامل جوانان ولسوالی وردوج است که در مدرسه های دینی همین ولسوالی نزد آخندهایی که در پاکستان آموزش دیده اند، مسایل دینی فرا گرفته و یاهم از سوی خانوادههای شان جهت فراگیری آموزههای دینی خود به مدارس دینی پاکستان فرستاده شده و حالا به سربازان طالبان تبدیل شده اند.
دسته دوم افرادی اند که از ولسوالیهای دیگر ولایت بدخشان آمدهاند. بسیاری از این افراد شامل کسانی اند که در مناطق خود مرتکب جرم و جنایت شده و از پنجه قانون فرار کرده و به صف طالبان در وردوج پیوسته اند.
در دسته سوم، آن عده از سربازان طالبان اند که زیر تاثیر تبلیغات ملاهای بنیادگرا که اندیشههای ضد غربی دارند، قرار گرفته و به این نتیجه رسیده اند که جهاد در برابر حکومت افغانستان و نیروهای خارجی برای شان فرض است.
بخش دیگر افراد وابسته به گروه طالبان در ولسوالی وردوج کسانیاند که نسبت به عملکرد حکومت محلی و فساد اداری در ادارههای حکومتی سرخورده شده و به صفوف طالبان پیوسته اند.
نبود حاکمیت قانون در بیشتر ولسوالیهای ولایت بدخشان به شمول مرکز این ولایت باعث شده که برای تعدادی از باشندهها، راه دیگری جز این که با طالبان یکجا شوند باقی نماند.
حزب تحریر و گروه های تبلیغی نیز در نیرومند کردن طالبان در بدخشان نقش عمده و اساسی داشته است.
در سفری کوتاهی که سال گذشته به ولایت بدخشان داشتم، برخی از فعالان مدنی در این ولایت میگفتند که فعالیت های روز افزون حزب تحریر و گروههای تبلیغی ایکه از پاکستان به بدخشان میآیند، نگران کننده است.
آن ها همچنین میگفتند که برخی از جوانان بدخشانی که به حزب تحریر پیوسته اند، از رفتن خواهران خود به مکتب/مدرسه و دانشگاه جلوگیری کرده و مانع کارکردن اعضای خانوادههای خود در دولت و نهادهای غیر دولتی شدهاند.
افراد وابسته به حزب تحریر در بدخشان نه تنها حکومت کنونی افغانستان را "کفری" و دست اندرکاران حکومت را "اجیران خارجیها" میدانند بلکه همواره جوانان احساساتی را با استفاده از ابزارهای دینی و قرائت های تندروانه از دین برضد حکومت و نیروهای خارجی در افغانستان تحریک میکنند.
مافیای مواد مخدر و مزارع خشخاش

بخش دیگر از افراد طالبان در ولسوالی وردوج وابسته به مافیای مواد مخدر اند؛ ولسوالی وردوج، جرم، بهارک و درایم از جمله ولسوالی هایی به شمار میروند که بیشترین کشت خشخاش در این ولسوالیها صورت میگیرد.
از این رو قاچاقچیان مواد مخدر در بدخشان که عمدتا خشخاش کشت میکنند برای حفاظت و نگهداری کشتزارهای خشخاش خود از افراد وابسته به گروه طالبان استفاده میکنند تا کسی کشتزارها خشخاش آنها را تخریب نکند.
مافیای مواد مخدر در بدخشان به دو دسته تقسیم میشود؛ یک بخش آن از حمایت افراد بلند پایه و وابسته به دولت برخوردارند. برخی از فرمانده هان محلی و یا هم مسوولان حکومتی در ولسوالی ها با مافیای مواد موادمخدر همدست هستند و حتی در انتقال مواد مخدر تا مرزهای ولایت بدخشان با کشور تاجیکستان آنان را همکاری میکنند.
این افراد سهم مشخصی از قاچاق مواد مخدر به دست می آورند.
اما بخش دیگری که خشخاش میکارند به خاطر این که کشتزارهای شان را ماموران مبارزه با مواد مخدر تخریب نکنند، افراد خود را گماشته اند تا هرگاهی که ماموران مبارزه با مواد مخدر اقدام به تخریب کشتزارهای شان می کنند، از این افراد برای تهدید ماموران دولتی استفاده کنند.
از این جهت ماموران دولتی در صورت دریافت تهدیدها، نه تنها که کشتزارهای خشخاش را تخریب نمیکنند، که از ترس این که کشته نشوند و یا هم یکی از اعضای خانواده خود را از دست ندهند، جرات ابراز این موضوع را هم ندارند.
در چنین شرایطی افرادی که فرماندهی و رهبری گروه طالبان در بدخشان را به دوش دارند، هر یک به نوبت خود از افرادی که در صف طالبان به هدف جلوگیری از اقدام ماموران دولتی به تخریب مزارع گماشته میشوند، به میل خود استفاده میکنند.

بیشتر این فرماندهان یا از افراد وابسته به جمعیت اسلامی و مجاهدین سابق هستند و یا هم پیشینه حزب اسلامی گلبدین حکمتیار را دارند.
آنچه در رسانه ها نیز منتشر میشود مبنی بر این که حکومت در ناامن کردن بدخشان دست دارد، چندان دور از واقعیت هم نیست اما این اظهارات به گونه دیگر تعبیر می شود.
حکومت مرکزی در ناامن کردن و طالبپروری بدخشان نقش و برنامه مشخص نداشته است، اما افراد و حلقات خاصی در درون حکومت محلی ولایت بدخشان وجود دارند که به گونهای با سران طالبان در ارتباط اند و برای فعالیت مخالفان مسلح زمینه سازی می کنند تا نیروهای امنیتی را ضربه زده باشند.
در چندین مورد عملیاتی که از سویی نیروهای ارتش و پلیس ولایت بدخشان برعلیه طالبان صورت گرفت، افراد ارتباطی و حلقات دولتی برای طالبان در محل خبر داده بودند و طالبان مجال یافتند که از محل روستاهای ولسوالی وردوج به کوه پایههای بلند دو طرفه این ولسوالی فرار کنند.
نبود هماهنگی
عدم هماهنگی میان نهادهای امنیتی، ضعف در مدیریت ادارات محلی، گماشتن افراد بی مسئولیت در دفاتر ولایت و بیشتر ولسوالی های ولایت بدخشان که عمدتا با واسطه نمایندگان پارلمان تعیین میشوند، از عوامل دیگری عنوان میشود که به باور آگاهان زمینه طالب سازی و فعالیت مخالفان مسلح دولت در این ولایت را فراهم کرده است.
این عوامل رفته رفته سبب شده که نگرانی از افزایش نفوذ طالبان در بدخشان و تبدیل شدن این ولایت به پایگاه مطمئنی برای این گروه بیشتر شود.











