روایتی دیگر از 'منازعه دیورند'

- نویسنده, محمدقاسم عرفانی
- شغل, استاد دانشگاه در کابل
منازعه دیورند و عقلانیت سیاسی" عنوان اثری است از محمداکرام اندیشمند، پژوهشگر در عرصه تاریخ معاصر و مسایل سیاسی افغانستان که از سوی انتشارت سعید در کابل منتشر شده است. کتاب با کاغذ نسبتاً با کیفیت و صفحهآرایی متوسط در ۱۳۹ صفحه تنظیم و به چاپ رسیده است، که نشان از رشد نسبی کیفیت صنعت چاپ در افغانستان دارد.
ارزیابی جامع
نویسنده تلاش کرده است تا با نگاهی تقریبا جامع زوایای گوناگون موضوع دیورند از جمله جنبههای تاریخی و حقوقی قضیه را مورد واکاوی قرار دهد. وی در یک ارزیابی تاریخی از موضوع، ریشهها و بسترهای امضای معاهده دیورند را به رقابتهای روسیه تزاری و انگلیس بازگردانده و شاهان سدوزایی و سرداران محمدزایی از جمله شاه شجاع، دوستمحمد خان، امیر شیرعلی خان و محمد یعقوب را بسترساز میداند.
او در ادامه به شرح جریان امضای معاهده در ۱۲ نوامبر سال ۱۸۹۳ توسط امیر عبدالرحمن و سر هنری مارتیمر دیورند، پرداخته و از تأیید و صحهگذاری حاکمان بعدی افغانستان در سالهای ۱۹۰۵، ۱۹۲۱ و ۱۹۳۰ حکایت میکند. آنگاه شروع منازعه با ظهور پاکستان در سال ۱۹۴۷ و پیامدهای آن را برای افغانستان تا امروز به بحث گرفته است. همچنین دیدگاههای دیگر کشورها از قبیل بریتانیا، آمریکا و ایران را مورد توجه قرار داده است که نوعاً در حمایت از مواضع پاکستان بوده است.
تابوسازی دیورند؛ مانع فهم دقیق از منازعه
نویسنده معتقد است که منازعه دیورند با آن که در طول بیش از نیم قرن بر سیاستها و رویکردهای افغانستان تأثیرگذار بوده و کشور از این ناحیه متحمل هزینههای کلان شده است، ولی این موضوع هیچگاه مورد تحلیل و بررسی دقیق و خردمندانه قرار نگرفته است و بلکه مردم و حتی جامعه روشنفکری و سیاسی کشور به طور عامدانه از شناخت این منازعه دور نگهداشته شدهاند.
به باور مؤلف، تابوسازی خط دیورند از سوی حکومتها در افغانستان یک موضعگیری مبتنی بر احساسات و عواطف بوده است. از این دیدگاه هر نوع نگاهی بازاندیشانه و انتقادی به سیاستهای رسمی افغانستان در قبال موضوع دیورند "خیانت ملی" تلقی شده و مانع اصلی شکلگیری فهم خردمندانه از این موضوع بوده است.
روایتی دیگر از منازعه دیورند
نویسنده در خلال مطالب خود علاوه بر روایت رسمی، از روایت غیررسمی دیگر در میان افغانها نسبت به منازعه دیورند سخن میگوید ـ روایتی که در برابر گفتمان غالب در حاشیه بوده و مجال تبارز نداشته است، و از فحوای بیان صاحب اثر بر میآید که این رویکرد بهدور از احساسات و عواطف، نگاهی عقلانی به موضوع داشته و نگران تداوم سیاستهای رسمی افغانستان در قبال خط دیورند است.
نویسنده که خود نماینده رویکرد دوم به شمار میرود، افغانستان را بازنده اصلی و زیانکار این داستان میداند و اذعان میدارد که خصومت همیشگی پاکستان، انزوای بینالمللی و منطقهای افغانستان، وابستگی و نهایتاً سقوط در کام شوروی از دهه ۱۹۵۰ تا دهه ۱۹۹۰، ناکامی در عرصه دولت- ملتسازی، اختلال روند وحدت ملی، عقبماندگی اقتصادی و توسعه نیافتگی، آسیبپذیری امنیت ملی و تقویت افراطگرایی و تروریسم، از جمله پیامدهای ناگوار سیاست رسمی افغانستان در قبال دیورند محسوب میشوند. ضمن این که به لحاظ حقوقی و قانونی نیز موضع رسمی افغانستان فاقد وجهات و اعتبار میباشد.
نگاهی تقلیل گرایانه به موضوع
بیتردید منازعه دیورند و جدال با پاکستان بر تحولات داخلی و مناسبات بینالمللی افغانستان در نیم قرن گذشته تأثیرگذار بوده است، ولی به هیچ روی نمیتوان منازعه بر سر خط دیورند را تنها عامل تمامی ناکامیهای افغانستان به شمار آورد.
تکثر نژادی و قومیت، قرائتهای قشری و رادیکال از اسلام، موقعیت جغرافیایی کشور، سطح پائین سواد، ناکارآمدی حکومتها و ناپایداری سیاسی از جمله عاملهای داخلی دیگراند که در ناکامیهای افغانستان نقش داشتهاند. بنابراین، نگاه نویسنده در این زمینه قدری تقلیلگرایانه به نظر میرسد.
استانداردهای کتابنویسی
همانگونه که اشاره شد، این کتاب با کیفیت خوبی نشر شده است، با این وجود از نارساییهای محتوایی و فنی زیادی رنج میبرد و با استانداردهای کتابنویسی حد اقل در حوزه فارسیزبانان فاصله زیادی دارد. در این جا صرفا به ذکر چند نارسایی فنی بسنده میشود:
۱. ساماندهی مطالب. هیچ نوع فصلبندی و یا بخشگذاری در کتاب دیده نمیشود و مطالب با شمارهگذاری از هم تفکیک شده است و در اخیر نیز جمعبندی یا نتیجهگیری صورت نگرفته است.
۲. مأخذنویسی. در اکثر موارد مشخصات کامل منابع ذکر نشده است، یا اسم نویسنده ذکر نشده و یا انتشارات و نوبت نشر و یا همه موارد. ضمن این که از منابع دسته اول نیز بسیار کم استفاده شده است.
۳. معادلنویسی. معادل انگلیسی واژگان به جای اینکه در پاورقی ثبت شود، اغلب با فونت بسیار نامناسب در داخل متن تایپ شده است که از زیبایی و روایی متن کاسته است.
[خط دیورند به مرز مشترک میان افغانستان و پاکستان گفته میشود. این مرز براساس معاهده ۱۸۹۳ کابل، که به امضای هنری مارتیمر دیورند وزیر خارجه هند بریتانیایی و امیر عبدالرحمان خان پادشاه افغانستان رسید، تعیین شد.
این مرز پس از تشکیل کشور پاکستان در ۱۹۴۷ مورد منازعه دو کشور بوده است، چرا افغانستان آن را "تحمیلی" اعلام کرده و رسمیت آن را قبول ندارد. اما پاکستان آن را مرز رسمی خود با افغانستان میداند.
کتابشناسی:
نام کتاب: منازعه دیورند و عقلانیت سیاسی
نویسنده: محمداکرام اندیشمند
ناشر: انتشارات سعید
صفحهها: ۱۳۹
سال و محل نشر: ۱۳۹۲، کابل.











