کرزی 'طلسم دیورند' را شکست؟

حامد کرزی رئیس جمهوری افغانستان نیروهای پاکستانی را به آغاز درگیری مرزی بین دو کشور متهم کرده و گفته است "شاید" هدف پاکستان از این درگیری وادار کردن افغانستان به رسمیت بخشیدن به خط دیورند است.
آقای کرزی، البته در ارتباط دادن دلیل درگیری به مسئله دیورند محتاط بوده است. او گفته که این درگیری "شاید" دو دلیل داشته باشد: "یکی اینکه افغانستان که از ده سال پیش به کمک جامعه جهانی برای حکومتداری خود اساس گذاشت، این دولت قوی نباشد، پراکنده و بیدولت باشیم. دلیل دیگرش شاید این باشد که مردم افغانستان مجبور شوند تا خط دیورند را به رسمیت بشناسند."
<link type="page"><caption> دیدگاه دیگر در مورد دیورند را اینجا بخوانید</caption><url href="http://www.bbc.co.uk/persian/afghanistan/2013/05/130506_ram_durand_hakimi.shtml" platform="highweb"/></link>
با این حال، رئیس جمهور افغانستان تاکید کرده است که "هیچ حکومتی در افغانستان این خط را نخواهد پذیرفت و نباید هم هیچ حکومت افغانستان جرات این کار را کند، چون ملت افغانستان (آن حکومت را) نفرین میکند و میراند."
آقای کرزی در سخنان خود طالبان را نیز فراموش نکرد و از این گروه دعوت کرد تا "نشانه تفنگ خود را از افغانستان دور کنند و به جایی نشانه بگیرند که با افغانستان دشمنی می شود."
آیا پاکستان واقعا نگران دیورند است؟
اشاره آقای کرزی به اینکه هدف پاکستان از درگیری مرزی فشار بر "مردم افغانستان" برای قبول کردن خط دیورند است، به طور ضمنی به این معناست که پاکستان نگران به رسمیت شناخته شدن این مرز توسط افغانستان است.
اما برخلاف اظهارات آقای کرزی و بسیاری از سیاستمداران افغانستان، مسئله رسمیت بخشیدن به مرز دیورند برای پاکستان یک اولویت و یا حتی یک نگرانی هم نیست.
اعزاز احمد چودری، سخنگوی وزارت امور خارجه پاکستان در واکنش به این اظهارات آقای کرزی به خبرنگار بی بی سی فارسی تصریح کرد: "موضع ما در مورد مرز پاکستان و افغانستان مشخص است. موضوع حل شده است."
گذشته از آن، حتی یک کشور در جهان، از جمله کشورهای عضو ائتلاف بینالمللی در افغانستان، از ادعاهای افغانستان در رابطه با مرز دیورند حمایت نمیکند. دیورند، در تمام اسناد حقوقی بینالمللی و نقشههای جهان به عنوان مرز بینالمللی میان افغانستان و پاکستان به رسمیت شناخته شده است.
تهییج افکار عامه
دلایل اصلی آغاز درگیری و ادعاهای دو طرف همچنان در هالهای از ابهام قرار دارد.
رئیس جمهور کرزی در سخنان خود بر این نکته نیز تاکید کرده که حکومت دستور حمله بر تاسیسات نظامی پاکستانی در ولسوالی گوشته را صادر نکرده است. بنابراین، بعید نیست که عامل اصلی بروز درگیری اقدامی نامناسب و از پیش تعییننشده از سوی یکی از طرفین درگیری بوده باشد.
با توجه به جنجالی بودن خط دیورند، احتمال بروز حوادثی از این دست میان نیروهای مرزی افغانستان و پاکستان دور از امکان نیست؛ درگیریهایی که اغلب میتواند از گفتگو و مذاکره میان دو طرف حل شود.
با همه اینها، به نظر میرسد دولت افغانستان و پاکستان هر دو در تلاش برای بهرهبرداری از این درگیری مرزی هستند.
بعید است رئیس جمهور کرزی از حساسیت افغانستان به سیاستهای پاکستان آگاه نباشد. این حساسیت افکار عامه به حدیست که حتی کسانی که مخالف سیاستهای دولت افغانستان در رابطه با مرز دیورند هستند، را نیز با خود همراه میسازد.
در این میان، بیشتر رهبران اپوزیسیون افغانستان، یا از ابراز نظر مستقیم بر خلاف اظهارات رئیس جمهور کرزی خودداری میکنند و یا برای جلب نظر افکار عامه و احتمالا تضمین رقابتهای سیاسی آینده خود، با چنین اظهاراتی همنوا میشوند.
به این صورت، صحنه سیاست داخلی، ناگهان آکنده از موج عظیمی از احساسات ضدپاکستانی میشود که چه بسا در دراز مدت به ضرر افغانستان باشد.
آقای کرزی در گذشته نیز سخنانی احساساتی و تهییج کننده بر ضد پاکستان بر زبان رانده که تاثیر آن البته به برگزاری اعتراضاتی در خیابانها و شعارهایی بر ضد پاکستان محدود مانده است.
تشییع جنازه محمد قاسم خان، سرباز کشته شده افغان در درگیری مرزی اخیر هم تبدیل به تظاهراتی گسترده در شهر کابل شد که طی آن معترضان پرچم پاکستان را آتش زدند و شعارهایی بر ضد این کشور سر دادند.
این احتمال وجود دارد که تب آتشین ناشی از موضعگیریهای اخیر آقای کرزی هم با همین تظاهرات فروکش کند.
بهرهبرداری پاکستان
افغانستان در وضعیتی نیست که بتواند از نظر نظامی با همسایه شرقی خود مقابله کند و بنابر این گسترش تحرکات نظامی، نه در کوتاه مدت و نه در دراز مدت، به نفع این کشور نیست.
اگرچه بعید به نظر میرسد که پاکستان هم خواستار ادامه درگیری مرزی و یا آغاز جنگ با افغانستان باشد. با اینحال، سیاستمداران پاکستانی میتوانند از حساسیت افغانستان نسبت به مسئله دیورند هم برای قبولاندن خواستههای خود در قبال افغانستان، به جامعه جهانی بهره ببرند.

به عبارتی، هر گونه جنجال افغانستان بر سر مرز دیورند، در واقع میتواند به تثبیت موقف پاکستان نزد ائتلاف بینالمللی دخیل در افغانستان کمک کند.
مقامات پاکستانی، بارها به ماجراجویی افغانستان در رابطه با مرز دیورند، به عنوان یکی از نگرانیها و دلایل اصلی خود در داشتن نفوذ بیشتر در افغانستان اشاره کردهاند.
فارغ از موضع موافق یا مخالف دولتمردان افغانستان، واقعیت این است که غرب به پاکستان به عنوان کشوری مینگرد که نقش عمده ای در تعیین شکست یا پیروزی ماموریت نظامی بینالمللی در افغانستان داشته باشد.
درگیریهای مرزی مثل آنچه در گوشته رخ داد، میتواند اهرم دیگری به دست پاکستان برای قبول خواستههای این کشور از غرب بدهد. برخی از این خواسته ها در رابطه با نقش پاکستان در آینده سیاسی افغانستان است که الزاما خواستههای مشروعی نیست. مثلا مقامات افغان اخیرا گفتهاند پاکستان خواهان محدود شدن نقش هند در افغانستان است.
با اینحال، پاکستان تقاضاهای دیگری از غرب دارد که الزاما ربط چندانی به افغانستان ندارد. مثلا، این احتمال نیز وجود دارد که با نزدیک شدن زمان خروج نیروهای غربی از افغانستان، پاکستان در حال چانهزنی جهت دریافت امتیازات بیشتری از غرب برای در اختیار گذاشتن راههای خروج این نیروها و تجهیزات از مسیر پاکستان باشد.
طلسم دیورند
در کنار همه اینها، سخنان آقای کرزی را میتوان به مثابه شکسته شدن طلسم سیاست سکوت در قبال مسئله دیورند دانست. مسئله دیورند در دهههای گذشته همواره از سوی دولتمردان افغان مسکوت گذاشته شده و این اولین بار است که رئیس جمهور کرزی به صراحت نظر خود را در این مورد اعلام میکند.
سخنان آقای کرزی ظرفیت آن را دارد که مسئله دیورند را از حالت تابو بودن خارج کند و به این ترتیب راه را برای مباحث جدیتر و سرانجام یافتن راه حلی برای بنبست کنونی هموار سازد.
دولتهای پیشین افغانستان و نیز دولت آقای کرزی تا بحال موضعی پوپولیستی در قبال خط دیورند داشته اند. مقامات این دولتها، سیاستهای خود در قبال این مسئله را همواره به نیابت از "مردم دو طرف خط دیورند" تطبیق کرده اند.
آقای کرزی هم در سخنان امروز خود گفت "مردم دو طرف خط دیورند" این خط را به عنوان مرز قبول نکردهاند.
اما واقعیت این است که همه مردم افغانستان مخالف به رسمیت شناخته شدن مرز دیورند نیستند. با کمی جستجو در منابع انترنتی و رسانههای افغان معلوم میشود که بخشی از شهروندان افغانستان با سیاستهای حکومتهای پیشین و معاصر این کشور در رابطه با دیورند مخالفند.
حکومتهای پیشین افغانستان، در رابطه با خط دیورند، این مسئله را از یک موضوع سیاسی به یک امر حیثیتی در جامعه افغانستان تبدیل کرده؛ تا جایی که طرفداری از ادعای مالکیت بر سرزمینهای آنسوی دیورند به نمادی از وطن پرستی و "غیرت افغانی" تبدیل شده، و پرسش و تردید در این باره نشانهای از خودفروختگی.
اما در حال حاضر شماری از افغانها تبلیغات حکومت های پیشین درباره دیورند را از واقعیتهای تاریخی در مورد این مساله، تفکیک میکنند.
اکنون با مطرح شدن بحث دیورند توسط رئیس جمهور افغانستان، این احتمال وجود دارد که رسانههای این کشور با دست بازتری به بحث درباره این مسئله و واقعیتها و افسانههای پیرامون آن بپردازند؛ امری که میتواند در ترویج نگرش واقعگرایانه تر جامعه نسبت به مسئله دیورند موثر باشد.











