انتخابات افغانستان؛ جایگاه سهمیه جنسیتی پارلمان افغانستان در جهان

منبع تصویر، Getty Images
- نویسنده, فرانک عمیدی
- شغل, خبرنگار حوزه زنان بیبیسی
افغانستان یکی از صد و سی کشور جهان است که در آنها نوعی سهمیه جنسیتی برای انتخابات پارلمانی در نظر گرفته است. بر اساس ماده ۸۳ قانون انتخابات این کشور مصوب سال ۲۰۰۴، بیست و هفت درصد کل کرسیهای پارلمان افغانستان برای زنان در نظر گرفته شده یعنی ۶۸ کرسی از ۲۴۹ کرسی (۲۵۰ در پارلمان آینده). در حال حاضر زنان ۶۹ کرسی را در اختیار دارند. افغانستان از نظر درصد نمایندگان زن در پارلمان رتبه ۵۵ را در جهان دارد.
انواع سهمیه جنسیتی در انتخابات پارلمانی
کشورها ممکن است از دو نوع سهمیه مختلف جنسیتی استفاده کنند.
سهمیههای جنسیتی تعیین شده در قانون: این نوع سهمیهها ممکن است در قانون اساسی و یا در قانون انتخابات یک کشور معین شده باشند. مثلا در قانون انتخابات افغانستان، ۲۷ درصد کرسیهای پارلمان برای زنان در نظر گرفته شده است. اکثر کشورهای آمریکای لاتین، فرانسه و بلژیک هم سهمیههای مشابهی در قانون انتخاباتشان تعیین کردهاند. بعضی از کشورها هم مانند نپال، فیلیپین و اوگاندا در قانون اساسی کشورشان، سهمیههای جنسیتی را مشخص کردهاند. سهمیههای قانونی میتوانند برای نامزدها یا برای تعداد کرسیهای پارلمان در نظر گرفته شوند.
سهمیههای جنسیتی داوطلبانه: بعضی از کشورها هم در قانون سهمیهای تعیین نکردند و احزاب سیاسی به طور داوطلبانه سهمیهای را برای زنان در فهرست انتخاباتی حزبشان در نظر میگیرند؛ مانند آلمان، نروژ و سوئد. اگر یک یا دو حزب اصلی یک کشور چنین سهمیههایی در نظر بگیرند این میتواند باعث اشغال کرسیهای بیشتری توسط زنان در پارلمان آن کشور شود. بعضی از کشورها در کنار این سهمیههای داوطلبانه سهمیههای تعیینشده در قانون هم دارند.

آیا سهمیههای جنسیتی کارساز هستند؟
پاسخ این سوال ساده نیست. شکی نیست که اگر سهمیههای جنسیتی اجرا شوند شمار زنان در پارلمانها هم بیشتر میشود ولی این به خودی خود تغییر چندانی ایجاد نمیکند. ماریانا دوارته موتزنبرگ، مسئول برنامههای جنسیتی اتحادیه بینالمللی پارلمانها میگوید: "سهمیههای جنسیتی حرکت نمادین هستند. پارلمانها باید آیینه جامعه باشند. وقتی نیمی از جامعه زنان هستند باید این جمعیت در پارلمان نمود داشته باشد ولی برای اینکه تاثیر سهمیهها را واقعا ببینیم فقط حضور زنان کافی نیست."
خانم موتزنبرگ میگوید برای آنکه زنان در سیاست اثرگذار باشند "باید در مقام تصمیم گیری و مقامهای تاثیرگذار هم قرار بگیرند مثلا ریاست کمیتههای مختلف در پارلمان را برعهده داشته باشند."
در بیش از دو دهه گذشته میانگین حضور زنان در پارلمانها در جهان دو برابر شده و از ۱۱ درصد به ۲۲ درصد رسیده است. بیست و سه سال پیش پنج کشوری که بیشترین نمایندگان زن را در پارلمان داشتند کشورهای اروپایی و غربی بودند، در صدر آنها سوئد بود با چهل درصد نمایندگان زن. در سال ۲۰۱۸ اما رواندا با ۶۱ درصد نمایندگان زن در صدر فهرست است و چهار کشور دیگر هم از آمریکای لاتین و آفریقا هستند.

در سال ۲۰۰۳ میلادی قانون اساسی رواندا سهمیه جنسیتی در انتخابات تعیین کرد و۳۰ درصد کرسیهای پارلمان را برای زنان کنار گذاشت. پانزده سال بعد ۶۱ درصد از کرسیهای پارلمان رواندا را زنان اشغال کردهاند. اما این زنان میگویند که هنوز نگاهها به زنان در عرصه سیاست جنسیتزده است. باورهای جنسیتزده که قرنهاست جایگاه زن را در خانه و تواناییهای او را محدود به مدیریت امور خانه و تربیت فرزندان تعریف کرده است؛ سد بزرگی بر سر راه زنانی است که میخواهند در دنیای سیاست جدی گرفته شوند.
در همین حال در برخی کشورهای دیگر منطقه از جمله ایران، همسایه افغانستان، سهمیه مشخصی برای زنان در نظر گرفته نشده است. در مجلس دهم ایران ۱۷ کرسی از ۲۹۰ کرسی در اختیار زنان است؛ یعنی حدود شش درصد از کرسیها.
به گفته خانم موتزبرگ با وجود همه محدودیتها حضور زنان تاثیرات مثبت دارد "زنان معمولا در پارلمانها به مسائلی میپردازند که به طور سنتی کمتر به آنها پرداخته میشود، زاویه دیدی تازه را معرفی میکنند، معمولا بیشتر خواستار شفافسازی در حوزه بودجه هستند و اگر زنان با هم متحد شوند، میتوانند افکار عمومی جامعه را به مسائلی که به زنان مربوط است معطوف کنند."
چالشها بر سر راه زنان
سازمان ملل متحد میگوید پنج عنصر، بازدارنده حضور زنان در سیاست هستند:
- مسئولیت آنها در خانه: نگاه سنتی به جایگاه و وظایف زن در خانه باعث میشود زنانی که شاغل هستند و به اندازه شوهرانشان بیرون از خانه کار میکنند کماکان بیشتر وظایف اداره منزل را هم بر عهده بگیرند.
- باورهای غالب جامعه در ارتباط با جایگاه اجتماعی زنان: هنوز در بسیاری از جوامع وظیفه اصلی زنان خانهداری و تربیت فرزندان شناخته شده و این باعث میشود که زنان از ترس قضاوت شدن و جدی گرفته نشدن وارد عرصه سیاست نشوند.

منبع تصویر، Getty Images
- فقدان حمایت خانواده: تعصبات فرهنگی درباره جایگاه زنان به این معنی است که اولین مانعی که زنان با آن روبرو میشوند خانوادههایشان است. فقدان حمایت لازم از سوی خانواده بسیاری از زنان را از ورود زنان به سیاست دلسرد میکند.
- کمبود اعتماد به نفس: سالها تبعیض علیه زنان باعث شده آنان سطح تحصیلات پایینتر و مهارتهای حرفهای کمتر داشته باشند که باعث میشود اعتماد به نفس کافی برای رقابت سیاسی با مردان نداشته باشند.
- کمبود مالی: به گفته اتحادیه بینالمللی پارلمانها زنان به عنوان کاندیداهای مستقل شانس چندانی برای پیروزی ندارند؛ نداشتن توان مالی کافی، فقدان حمایت مالی از کمپینهای زنان و فرهنگی که جایگاه سیاسی زنان را جدی نمیگیرد، باعث میشوند که زنان به عنوان کاندیداهای مستقل چندان موفق نشوند و برای همین مهم است که احزاب در فهرستهای انتخاباتیشان سهمیهای برای زنان در نظر بگیرند.
ماریانا دوارته موتزنبرگ درباره حضور زنان در سیاست افغانستان میگوید "سهمیههای جنسیتی در افغانستان از این نظر موفق بودهاند که زنان را به پارلمان برساند اما هنوز موانع زیادی بر سر راه زنان در عرصه سیاست افغانستان و برابری جنسیتی در کشور وجود دارد."











