اختلاف ترهکی و امین بر سر چه بود؟ چهلمین سالگرد کودتای هفت ثور

منبع تصویر، TARAKI FOUNDATION / BAKHTAR
- نویسنده, احمد شفایی
- شغل, بیبیسی
نورمحمد ترهکی و حفیظ الله امین دو عضو جدایی ناپذیر شاخه خلق حزب دموکراتیک خلق افغانستان محسوب میشدند. بعد از کودتای هفت ثور در کنار اختلاف میان جناح خلق و پرچم، فاصله میان امین و ترهکی نیز روز بروز بیشتر میشد.
اختلاف خلق و پرچم زمانیکه امین توانست رهبران شاخه پرچم را از قدرت برکنار و شماری از آنها را بازداشت کند، به برتری جناح خلق انجامید. این فشارها باعث شد که ببرک کارمل رهبر شاخه پرچم نیز کشور را ترک کند.
اتحاد ترهکی و امین نیز دوام نیاورد. حدود هفده ماه بعد از کودتای ثور، امین کودتای دیگری راه انداخت و قدرت را از دوست دیرینهاش، ترهکی گرفت.
امین چه ویژگیهایی داشت؟
امین در سازماندهی کودتای هفتم ثور نفر اول بود. او دانش آموخته آمریکا بود و نزدیکانش میگویند که از قدرت سازماندهی بالایی برخوردار بود.
ژنرال عبدالقادر وزیر دفاع و از رهبران کودتا در خاطرات سیاسی خود میگوید که امین از لحاظ فعالیت جسمی و فکری، آدم پرتحرکی بود. توانایی کار شبانه روزی را داشت. از لحاظ سیاسی آدم مرموزی بود. درک اینکه در درونش چه میگذشت مشکل بود.

منبع تصویر، AFP
به گفته او "امین سازمانده بسیار قوی و بر منابع خود پابند بود. در بیروی سیاسی آنقدر از خود قدرت و مهارت نشان داد که خلقیها و پرچمیها و هیچ کس دیگری نتوانست جلو کار و هدفش را بگیرند. آنقدر قدرتمند بود که همه مخالفانش از جمله من را به سادگی توانست از سر راه بردارد."
عباس خروشان، از افراد نزدیک به امین ومعاون سازمان جوانان شاخه خلق میگوید که امین زندگی ساده داشت، پرهیزگار بود و در مسایل اخلاقی همانند آدم روزه دار زندگی میکرد. حتی در زمانیکه رئیس جمهور بود بیشتر از یک نوع غذا نمیخورد.
او میگوید که امین روابط اجتماعی گسترده داشته، یک فهرست ذهنی از تمام اعضای حزب داشت. تا عضو عادی حزب را در صورت بیماری خبرش را میگرفت. در تمام مراسم ختم اعضای حزب شرکت میکرد. به عروسی نمیرفت فقط درعروسی صدیق عالمیار و عارف عالمیار شرکت کرده بوده که حزبی بودند.
دلیل اصلی اختلاف چه بود؟
عوامل مختلف از جمله گماشته شدن افراد نزدیک به امین در دولت یکی از موارد عنوان شده است. او برادرش عبدالله امین، را به عنوان رئیس امور ولایتهای شمالی و اسدالله امین، داماد و پسر برادرش را به عنوان رئیس سرویس اطلاعاتی کارگری ( کام) منصوب کرد. در کنار آن "اغلب خویشاوندان و وفادارنش را به پستهای کلیدی دولت گماشت." در این زمان او خودش را وارث بلامنازع دولت میدانست و ادعا میشود که ترهکی فقط نقش نمادین داشت.

منبع تصویر، Abass Khuroshan
عباس خروشان از افراد نزدیک به امین، دلایل گماشتن نزدیکان امین را در پستهای ارشد دولتی چیزی دیگری میداند.
او معتقد است که عبدالله امین، به دلیل نفوذ زیادی که در سمت شمال داشت و از طرف دیگر بزرگ خانواده بود و تمام هزینههای زندگی امین را قبل از کودتا تامین میکرد، به این سمت گماشته شد.
به گفته او انتصاب فرزندنش عبدالرحمن و اسدالله امین نیز به دلیل عضویت آنان در حزب بود.
''''''''''''''''دیدار ترهکی از شوروی اختلاف را بیشتر کرد ''''''''''''''''
سفر ترهکی به کوبا و توقف او در اوایل سپتامبر ۱۹۷۹ در مسکو اختلاف میان امین و ترهکی را بیشتر کرد. شاولی، معاون نخست وزیر و وزیر خارجه افغانستان که آقای ترهکی را در این سفر همراهی میکرده، گفته که ترهکی با لئونید برژنف، رهبر شوروی سابق تنها ملاقات کرد. بعد از این دیدار اکبر عزیزی، عضو دیگر هیات نیز گفته که ترهکی بعد از دیدار به شدت ناراحت بود و گفت شورویها "اسناد زیادی در مورد امین دارند."
در این توقف ترهکی گفته میشود که او نه تنها با برژنف بلکه با ببرک کارمل، رهبر تبعیدی گروه شاخه پرچم نیز ملاقات کرد. کسی که به گفته آقای خروشان به دلیل "تهدید امین" مجبور شد افغانستان را ترک کند.

منبع تصویر، AFP
در این دیدار به اتحاد شاخه خلق و پرچم، تبعید و برکناری امین از قدرت به دلیلی که باعث رویگردانی مردم از عاملان "انقلاب ثور" شده، تصمیم گرفته شد.
عزیز اکبری، روایت کرده که بعد ازاین دیدار ترهکی غیرارادی برامین حملهکرد و درسخنرانیاش برای دانشجویان افغان در شوروی گفت که در حزب یک "غده سرطانی" است که باید کشیده شود. علاج شود. به نظر او هدف تره کی، امین بود.
ژنرال عبدالقادر میگوید که امین از روزهای آغاز کودتا نسبت به ترهکی نظرخوب نداشت. "امین با تمام توان به ترهکی کیش شخصیت میداد، به حدی که ترهکی را "ستاره شرق" و نابغه عصر و زمان ساخت. به گفته او امین میخواست با بالا بردن کیش شخصیت ترهکی، نفرت مردم را نسبتبه او زیاد کند."
ترهکی در یکی از نوشتههایش منکر اختلاف شد: "دشمنان ما میگویند که اختلافی میان ما و امین وجود دارد ولی من میگویم که ما مانند میخ و تخته و تخته و میخ هستیم. میخ و تخته نمیتواند از همدیگر جدا باشند."
توافق مسکو چه بود؟
در بازگشت ترهکی از کوبا گفته میشود که مقامهای شوروی و افغان در مسکو توافق کردند، امین از قدرت خلع و به عنوان سفیر به خارج از افغانستان فرستاده شود.

منبع تصویر، history.wikireading.ru
گزارش شده، هنگامی که ترهکی در مسکو بود، حامیان او محمد اسلم وطنجار، وزیر داخله، شیرخان مزدوریار، وزیر ارتباطات و اسدالله سروری، رئیس اداره اطلاعات افغانستان( اگسا) برنامه ریزی کرده بودند که امین را در روز استقبال از ترهکی ترور کنند.
آقای خروشان میگوید که امین از این طرح مطلع شده بود. نیم ساعت دیر تر از زمانی که قرار بود به فرودگاه کابل برود، از دفتر حرکت کرد.
او میگوید که رهبران شوروی به ترهکی گفته بود که کمک شوروی منوط به حذف امین از قدرت و برگشت مجدد کارمل به کابل است.
'جای را برای کارمل خالی نمیکنم'
آقای خروشان میگوید: "در یکی از روزها امین مرا خواست. جریان را مفصل تشریح کرد و گفت برنامه برای حذف من و آوردن کارمل است. وقتی که از او پرسیدم که سایر افراد خلقی چه میشود؟ گفت که آنان نیز تصفیه خواهند شد."
واکنش امین درمقابل این تصمیم چه بود؟ آقای خروشان ازامین نقل قول میکند که امین گفته بود: "من جای را برای کارمل خالی نمیکنم."
امین و ترهکی با تمام نزدیکی، اندیشههای متفاوتی درسر داشتند. به گفته آقای خروشان "ترهکی خود را حزب برادر و مستقل کمونیست میدانست، ولی به دوستی به شوروی نیز بها میداد. اما امین این نظر را نداشت."
''''''''''''''''کودتا برای فرار از ترور ''''''''''''''''
آقای خروشان معتقد است که اگر امین اقدام به کودتا نمیکرد نه تنها از نظر فیزیکی محو میشد بلکه تمام افرادی که با شاخه خلق اعم از غیر نظامی و نظامی بودند، نابود میشدند.

منبع تصویر، TARAKI FOUNDATION / BAKHTAR
او میگوید که "جناح ترهکی سیستمی از ترورها را روی دست گرفتند و امین را نیز میکشتند. امین از موضوع اطلاع داشت."
شوروی نیز به گفته آقای خروشان میخواست که در افغانستان حضور نظامی داشته باشد. او از سفرش به آلمان شرقی یادآوری میکند که مقامهای ارشد نظامی شوروی گفته بودند، اگرمارکس، لنین و انگلس در یک کشور انقلاب کنند، تا زمانیکه که نیروهای نظامی شوروی در آن کشور حضور نداشته باشند، انقلاب انقلاب نیست.
امین نیز از آنچه در شوروی میگذشت راضی نبود؛ به گفته آقای خروشان در یکی از روزها امین به او گفته بود "در رهبری حزب کمونیست شوروی، قشری بوجود آمده؛ مثل رفقای پرچمی ما." خروشان میگوید که تفسیر او از پرچمی به معنی "ظهور اشرافیت بود."
او میگوید که در نهایت اختلاف میان امین و ترهکی به مرحله آشتی ناپذیر رسید. اگر طرح ترهکی قبول میشد و کارمل به افغانستان میآمد، "به امین و رفقای او نیز رحم نمیشد." چیزی که برای ترهکی رخداد برای امین نیز متصور بود. امین راهی جزء کودتا نداشت.
به گفته او امین مدافع ترهکی بود، ولی اینکه چه کسی باعث این اختلافها شد، مشخص نیست. اینکه مشاوران روسی چه به تره کی میگفتند و اطلاعات که با او میرسید چه بود؟ مشخص نیست.











