BBCNazer.comBBCNazer.comBBC World Service Trust
  • مرسته
RELATED SITES
CBEEBIES
CBBC
BBC CHILDREN
د خپريدو وخت: 06:35 گرينويچ 2012 ,13 مارچ
دا پاڼه کوم ملگري ته ولېږئچاپي بڼه
قصه های زندگی: شهزادۀ زشت (قسمت دوم )

شهزادۀ زشت
شهزاده از ليلی آموخت کسی را تحقير نکند و مغرور نباشداز همين رو طلسم شکست و دوباره آدم شد.
هفته ی گذشته خوانديم که ليلی ازقصر جادويی بااسپ وسگش فرار کرد، اما در جنگل مخوف گرفتار گرگ های وحشی شد، اسپ شيهه کشيده ايستاد و هرچه ليلی کوشيداما اسپ از جا نجنبيد . سگش دويد وگرگ ها را از آنجا راند، در اين حال صدای غرش مهيبی بلندشد. حال می خوانيم که:

قلب ليلی از ترس می زد، اما آن صدا جز از شهزاده ی زشت از کسی دگری نبود، بلی او برای نجات ليلی نه، بلکه برای بردن دوباره او آمده بود.

برگشت دوباره ليلی برايش سخت تمام شد، اما مجبور بود زخم شهزادۀ زشت را مداوا کند و خلاصه اين کار سرآغاز يک دوستی گرم ميان آنها شد.

روزی ليلی برای پدرش دلتنگ شد و شهزادۀ زشت او را بر بام قصر برد تا همه جا را ببيند. ليلی باديدن قلعۀ شان دلش گرفت و سخت گريست تا به خواب رفت.

ليلی
ليلی هنگام فرار در جنگل گرفتا ر گرگ هاشد، سگ،گرگ ها راراند و صدای مهيبی بلندشد.

او تمام خوابش را که پدرش را بيمار ديده بود به شهزادۀزشت قصه کرد و از خواست بماند به پدرش کمک کند و دوباره برگردد.

با آن که شهزادۀ زشت می دانست ليلی تنها کسی است که درقصر جادو نشده و می تواند او را کمک کند، باز هم اجازه دادش ، چون زخم هايش را التهام بخشيده بود.

با برگشت به خانه ليلی کاکاگل، ( دوست پدرش) می شنود که آوازه است که پدر ليلی را را حيوان زشتی زندانی کرده و حال طبيب د يوانه شده است.

روز بعد روستائيان تفنگ برداشته می روند تا حيوان را بکشند، شهزادۀزشت با شنيدن صدای ليلی سويش دويد،اما کاکا گل او را باخنجر زد.

ليلی بالای سرش می آيد. شهزادۀ زشت با نااميدی و گريه می گويد هيج کس دوستش ندارد، اما او همه را دوست دارد، در همين وقت ناگه موجی سحرآميز در آسمان تابيد در وجود حيوان زشت (شهزاده) گمشد.

شهزادۀ زشت
حيوان زشت به شهزاده زيبا تبديل شد، همه تعجب کردند او گفت: "اين منم شهزاده ی قصر".

حيوان يکباره به انسان همان شهزاده زيبا تبديل شد هيچکس باور نمی کند چه اتفاقی افتاده. شهزاده گفت: تعجب نکنيد ! اين منم شهزاده ی قصر.

او می گويد از ليلی معنی دوست داشتن را آموخت و دگر کسی را تحقير نمی کند و دگر مغرور و خودخواه نباشداز همين رو طلسم جادوگر شکست و دوباره به آدم تبديل شد.

قلعه ی جادوگرقصه های زندگی:
شهزادۀ زشت (قسمت اول)
 قصه های زندگی قصه های زندگی:
لباس های گدی
 قصه های زندگی قصه های زندگی:
سطل کثافات
 قصه های زندگی قصه های زندگی:
نجاتم دهيد!
پشک پرندهقصه های زندگی:
پشک پرنده
نور خبرونه
دا پاڼه کوم ملگري ته ولېږئچاپي بڼه
BBC Copyright Logo^^ سرپاڼه
لومړى مخ | نوى کور نوى ژوند | زمونږ نړۍ زمونږ راتلونکې | ژوند او زده کړه
خانه نو زندگى نو | جهان ما اينده ما | زندگى و آموزش
راډيوي پروگرامونه | نشريات | انځور/ عکس | له مونږ سره اړيکه | زموږ په اړه
BBC World Service >> | BBC World Service Trust >>