BBCNazer.comBBCNazer.comBBC World Service Trust
  • مرسته
RELATED SITES
CBEEBIES
CBBC
BBC CHILDREN
د خپريدو وخت: 06:17 گرينويچ 2012 ,29 فبروري
دا پاڼه کوم ملگري ته ولېږئچاپي بڼه
قصه های زندگی: شهزادۀ زشت (قسمت اول)

قصه های زندگی
شبی جادوگری بنابر زشت کاری شهزداه را به حيوان وحشی و بد ترکيبی تبديل کرد.
بود، نبود، در قصرقشنگی، شهزاده يی کوچک زندگی می کرد، که همه از او شکايـت داشتند. شبی سرد زمستانی جادوگری در چهره يی پيره زنی ناتوان دروازه ی قصر را کوبيد و نان طلب کرد. شهزاده ی زشت با تمسخر او را از خود راند، يکباره پيرزن، در يک چشم بر هم زدن او را مبدل به حيوان زشت و بد ترکيبی کرد.

قلعه با تمام ساکنانش طلسم شد، فقط وقتی طلسم می شکست که شهزاده رمزی راياد می گرفت. در نزديکی قصر، دهکده يی بود که آنجا طبيب قصر با ليلی يگانه دخترش خانه داشت.

طبيب طبق معمول برای جمع آوری گياهان دارويی به جنگل رفت و به دخترش تاکيد کرد مشوش او نشود، درصورت هر مشکل از کاکا گل آقا کمک گيرد.

جنگل ميان دمه و غبار خيره می نمود و صدای زوزه ی گرگها طنين انداز بود، اسپ پيوسته باوحشت زده پا به زمين می کوبيد و شيهه می زد تا اينکه طبيب را پايين انداخته، فرار کرد. طبيب پايين تپه افيتيد که قلعه بزرگی آنجا بود.

داخل قصر جز چند موش و پشک چيز ديگری، نبود، موش و پشک به او می گويند که روز و روزگاری آنها خدمت گذاران قصر بودند و بعد و پس از طلسم جادوگر چنين شده اند.
طبيب از آنها نشا نی خانه ی جادو گر را می خواست که شهزاده ی زشت آنجا رسيد ه ، فرياد برآورد و نجات خواست. از سوی دگر وقتی اسپ تنها بر می گردد، ليلی می فهمد که برای پدرش اتفاقی افتاده است.

ليلی برای نجات پدرش سوار بر اسپ سراغ او را می گيرد تا اين که به جنگل می رسد و سگش با بو او را به قلعه ی می رساند که شهزاده زشت آنجا در بند بود. ليلی با موش وپشک بر می خورد.

قصر طلسم شده
قصر طلسم شده، پيوسته در مراقبت دربان ها بود و هيچ کسی نمی توانست از آنجا فرارکند.

پس از مدتی، ليلی پدر را عقب سلول های زندان می يابد که از فرط سرماخوردگی می لرزد، ناگه صدای خشنی او را می خواند. ليلی به جای پدر زندانی شد و پدر رفت.

ليلی به اتاق شهزادۀ زشت می رود که مملو از اشيای شکسته وکثيف است. ليلی ناچار دست و آستين بر می زند و به پاک کاری می پردازد، هروز يک نو آوری می کند تا جلب رضايت جانور يا همان شهزاده ی زشت را داشته باشد.

روزی وقتی شهزادۀ زشت به خواب رفت و ليلی پا به فرار نهاد، اما آيا او موفق خواهد شد، دنباله ی ماجرای را در هفته ی بعد پی گيريد.

 قصه های زندگی قصه های زندگی:
لباس های گدی
 قصه های زندگی قصه های زندگی:
سطل کثافات
 قصه های زندگی قصه های زندگی:
نجاتم دهيد!
پشک پرندهقصه های زندگی:
پشک پرنده
 گم شدهقصه های زندگی:
گم شده
نور خبرونه
دا پاڼه کوم ملگري ته ولېږئچاپي بڼه
BBC Copyright Logo^^ سرپاڼه
لومړى مخ | نوى کور نوى ژوند | زمونږ نړۍ زمونږ راتلونکې | ژوند او زده کړه
خانه نو زندگى نو | جهان ما اينده ما | زندگى و آموزش
راډيوي پروگرامونه | نشريات | انځور/ عکس | له مونږ سره اړيکه | زموږ په اړه
BBC World Service >> | BBC World Service Trust >>