BBCNazer.comBBCNazer.comBBC World Service Trust
  • مرسته
RELATED SITES
CBEEBIES
CBBC
BBC CHILDREN
د خپريدو وخت: 07:57 گرينويچ 2012 ,23 فبروري
دا پاڼه کوم ملگري ته ولېږئچاپي بڼه
قصه های زندگی: لباس های گدی

 قصه های زندگی
حميده و حسنا دوستی به نام برشنا داشتند، آنها اکثرا با هم گدی بازی می کردند .
در روستايی دور از شهر حميده و حسنا دو خواهری بودند که دوستی به برشنا داشتند، آنها اکثرا با هم گدی بازی می کردند .

روزی هنگام گدی بازی برشنا گدُی خود را نسبت به دگر گدی ها برتر و زيبا تر شمرد، اما مخالفت دوستانش باعث تاثر وی شد.

پدر حسنا که شهر رفته بود، با تحفه های زيادی چون تکه های مقبول و لباس ها برگشت. مادر که خياطی بلد بود، از تکه برای حسنا وحميده لباس دوخت.

حسنا کمتر کوچه می رفت و پيشتر متوجه خياطی مادرش بود. روزی حسنا درباغچه با دوستش برشنا ميله و گدی بازی گرفتند.

هنگام بيت خوانی عبيد برادر برشنا از دختران خواست تا گدی های خود را برای همه نشان دهند . گدی حميده وبرشنا مانند سابق بود، تغييری نداشت، گدی حسنا زياد تغيير کرده بود.

قصه های زندگی
لباس های گدی حسناخيلی قشنگ بود، آنها دريافتند که او خياطی آموخته و برای گدی اش لباس دوخته.

لباس های گدی حميده توجه دوستانش را به خود جلب کرد، سرانجام آنها دريافتند که وقتی مادر حسنا مصروف کار می بود، حسنا توانسته بود از تکه های باقی مانده و بيکاره برای گدی اش لباس وجای خواب بدوزد.

وقتی مادر از اين کار حسنا خبر شد، او را تشويق کرده کمکش کرد تا بيشتر به خياطی توجه کند.

 قصه های زندگی قصه های زندگی:
سطل کثافات
 قصه های زندگی قصه های زندگی:
نجاتم دهيد!
پشک پرندهقصه های زندگی:
پشک پرنده
 گم شدهقصه های زندگی:
گم شده
 قصه های زندگی قصه های زندگی
پارچه ی امتحان
نور خبرونه
دا پاڼه کوم ملگري ته ولېږئچاپي بڼه
BBC Copyright Logo^^ سرپاڼه
لومړى مخ | نوى کور نوى ژوند | زمونږ نړۍ زمونږ راتلونکې | ژوند او زده کړه
خانه نو زندگى نو | جهان ما اينده ما | زندگى و آموزش
راډيوي پروگرامونه | نشريات | انځور/ عکس | له مونږ سره اړيکه | زموږ په اړه
BBC World Service >> | BBC World Service Trust >>