BBCNazer.comBBCNazer.comBBC World Service Trust
  • مرسته
RELATED SITES
CBEEBIES
CBBC
BBC CHILDREN
د خپريدو وخت: 11:11 گرينويچ 2011 ,27 اپريل
دا پاڼه کوم ملگري ته ولېږئچاپي بڼه
قصه های زندگی: مينای آزارديده

 مينای آزارديده
وقتی قدرت به درخت بالا شد که چوچه های مينارا بگيرد، مينا از ترس پريد.
بودنبود در يک قريه زيبا دوستانی به نامهای قدرت، اميدو فهيمه بودند. آنها روزی در ميدانی قريه ساعتتيری می کردند که قدرت يکباره سوی درختان رفت.

دوستانش وی را صدا زدند،‌ اما او نپذيرفت وآنها را هم با خود برد و خود به درختی که مينا آنجا آشيانه داشت، بالا رفت تا چوچه هايش را بگيرد .

مينا از ترس ازلانه اش پريد، اما قدرت با ديدن تخم ها خوش شد. چند روز بعد، صدای چوچه های مينا بلند شد، مينا باز قدرت را ديد و از وارخطايی گريست.

ديری نگذشت که کبوتری به کمکش رسيد و دست قدرت را نول زد. قدرت سخت ترسيد و از درخت پائين آمد، روز بعد باز هم آنجا رفت که با صدای کبوتر تکان خورد.

کبوتر جادويی بود و قدرت را به مينا تبديل کرد و در لانه نشاند، هرچند قدرت ناله و زاری می کرد، اما کبوتر او را دوباره به انسان تبديل نکرد.

صدای گريه يی قدرت به گوش قسيم رسيد که از آنجا می گذشت، او نيزبه قصد گرفتن مينا خود را به آشيانه اش رساند.

قصه های زندگی
کبوتر جادويی بود و قدرت را به مينا تبديل کرد و در لانه نشاند.

با ديدن قسيم ترس مينا (قدرت) بيشترشد ودلش در سينه می تپيد. سرانجام قسيم با تلاش زياد هم نتوانست دستش به آشيانه يی مينا برسد.

قدرت پشيمان زار زار گريست، دراين موقع کبوتر دوباره آمد، قدرت ازش خواست او را دوباره به انسان مبدل کند و وعده سپرد تا هرگز هيچ گاه پرنده يی را نيازارد. کبوتر هم قبول کرد و او دوباره به حالت اولش برگشت.

مهره های جادوگرقصه های زندگی
مهره های جادوگر
 قصه های زندگی قصه های زندگی
کليدباغ سحرآميز
سرخ نولک قصه های زندگی
سرخ نولک
 قصه های زندگی قصه های زندگی
دوست پا
 قصه های زندگی قصه های زندگی
آرزو
نور خبرونه
دا پاڼه کوم ملگري ته ولېږئچاپي بڼه
BBC Copyright Logo^^ سرپاڼه
لومړى مخ | نوى کور نوى ژوند | زمونږ نړۍ زمونږ راتلونکې | ژوند او زده کړه
خانه نو زندگى نو | جهان ما اينده ما | زندگى و آموزش
راډيوي پروگرامونه | نشريات | انځور/ عکس | له مونږ سره اړيکه | زموږ په اړه
BBC World Service >> | BBC World Service Trust >>