BBCNazer.comBBCNazer.comBBC World Service Trust
  • مرسته
RELATED SITES
CBEEBIES
CBBC
BBC CHILDREN
د خپريدو وخت: 06:09 گرينويچ 2010 ,25 اگست
دا پاڼه کوم ملگري ته ولېږئچاپي بڼه
قصه های زندگی: بی اتفاقی

اتفاق و بی اتفاقی
رزاق خواست نشان دهد پل مستحکم است، به سرعت دويد، اما پل شکست و رزاق در جو افتاد.
بود نبود سه دوست رزاق، صديق ومجيب دريک قريه زندگی داشتند، رزاق علاقه به کار ی مشترک نداشت. روزی بچه ها متوجه پلچک شکسته شدند.

رزاق ازحالت پل ها ابراز نگرانی کرده می افزايد بزرگان قريه مصروف فصل برداری هستند، اگر آب بيشتر شود پل ها خرابتر خواهد شد.

صديق پيشنهاد کرد تا هر سه به اتفاق هم به ترميم پل بپردازند، رزاق نپذيرفت، سرانجام ميان مخالفت و توافق، پل ها تقسيم شد.

رزاق مسووليت پل را خود و دگر را به آن دو داد. صديق با مشوره کا کا رستم، معمار قريه دست به کارشدند و رزاق تنها کار می کرد.

درجريان کارخواهررزاق، خواست با او کمک شود، اما او نپذيرفت. روزازنيمه گذشت، صديق ومجيب کارشان را تمام کردند، اما رزاق نتوانست.

ابرسياهی آسمان را پوشانيد ورعد وبرق به صدا در آمد،‌ رزاق وارخطا کلخ گذاشته ازآب گذشت و باخسته گی خانه رفته خوابيد.

فردا وقتی ديدن پل رفت، کاکا رستم را ديد که از کار آندو تعريف می کرد و پل رزاق را در اثرآب خيزی کمی تخريب شده خواند.

خواهر رازق
درجريان کار،خواهررزاق خواست کمکش کند، اما او نپذيرفت. روز گذشت، اما کار تمام نشد.

رزاق به خاطری که نشان دهد پل مستحکم است، به سرعت دويده خواست از آن بگذرد، اما پل شکست و رزاق در جو افتاد.

صديق و مجيب به عجله به کمک او شتافتند و اورا از آب بيرون آوردنند. رزاق از بی اتفاقی خودش خيلی شرميده بود، اما بادوستانش کارش را از سر گرفت.

 قصه های زندگی قصه های زندگی
گدی شکسته
 قصه های زندگی قصه های زندگی
عکه ی که آدم شد
خوش کلام قصه های زندگی
خوش کلام
 قصه های زندگی قصه های زندگی
آرزو های سنگ شکن
خروس مغرور قصه های زندگی
خروس مغرور
نور خبرونه
دا پاڼه کوم ملگري ته ولېږئچاپي بڼه
BBC Copyright Logo^^ سرپاڼه
لومړى مخ | نوى کور نوى ژوند | زمونږ نړۍ زمونږ راتلونکې | ژوند او زده کړه
خانه نو زندگى نو | جهان ما اينده ما | زندگى و آموزش
راډيوي پروگرامونه | نشريات | انځور/ عکس | له مونږ سره اړيکه | زموږ په اړه
BBC World Service >> | BBC World Service Trust >>