BBCNazer.comBBCNazer.comBBC World Service Trust
  • مرسته
RELATED SITES
CBEEBIES
CBBC
BBC CHILDREN
د خپريدو وخت: 10:36 گرينويچ 2009 ,06 دسمبر
دا پاڼه کوم ملگري ته ولېږئچاپي بڼه
قصه های زندگی: دستمال گردن

دستمال گردن
چاشت محبوب غذا خورد و آب نوشيد و بقيه را به فرشته، مادرش هم باقی مانده ماستش را خورد.
محبوب يک روزسرد وقتی کوچه رفت، اجمل دوستش را ديد که پوزش را بسته وازديگران دور ايستاده بود.

محبوب خواست تا با هم ساعتيری کنند، اما دوستش انکار کرده از وی خواست اذيت اش نکند ، زيرا بيمار است. محبوب دستمال گردن اجمل را ربوده به پوزش پيچاند.

چاشت شد و محبوب با عجله به خوردن غذا شروع کرد، آب نوشيد و بقيه را به فرشته خواهرش داد، مادرش هم باقی مانده ماستش را خورد.

صبح روز بعد، محبوب از جان دردی شديد به مادرش شکايت کرد، عطسه های پی محبوب و فرشته شدد می گرفت و پدرکلکين هارا پلاستيک می گرفت.

دستمال گردن اجمل دوباره برايش برگشت، محبوب از وضع نا بسامان خود و خواهرش شکايت کرد اجمل سبب مريضی را دستمال گردن خواند.

چراکه وی به ريزش مبتلا بود و همان باعث انتقال ويروس و اشخاص سالم شد.

بيمار ريزش بايد از دگران دوری کرده با محلول آب و نمک کولی واستنشاق کند و مايعات گرفته استراحت کند تا صحت يابد.

دستمال گردن
محبوب از بيماری خود و خواهرش شکايت کرد اجمل سبب مريضی را دستمال گردن خواند.

محبوب تعجب کرد که او اين همه را چطور می داند. اجمل گفت همه را از داکتر اموخته و اين را که بايد تبديلی و معتدل بودن هوای خانه نيز ضروريست.

محبوب که از کارش پشيمان بود، با عجله خا نه رفت تامانع گرفتن پلاسيک درکلکين های خانه شود و از رهنمايی های اجمل به خانواده اش بگويد.

گدی ها حرف می زنندقصه های زندگی
گدی ها حرف می زنند
عيد دوستان قصه های زندگی
عيد دوستان
پاپی شوخک قصه های زندگی
پاپی شوخک
ويروس و واکسين قصه های زندگی
واکسين و ويروس
ماهی بالدار قصه های زندگی
ماهی بالدار
نور خبرونه
دا پاڼه کوم ملگري ته ولېږئچاپي بڼه
BBC Copyright Logo^^ سرپاڼه
لومړى مخ | نوى کور نوى ژوند | زمونږ نړۍ زمونږ راتلونکې | ژوند او زده کړه
خانه نو زندگى نو | جهان ما اينده ما | زندگى و آموزش
راډيوي پروگرامونه | نشريات | انځور/ عکس | له مونږ سره اړيکه | زموږ په اړه
BBC World Service >> | BBC World Service Trust >>