BBCNazer.comBBCNazer.comBBC World Service Trust
  • مرسته
RELATED SITES
CBEEBIES
CBBC
BBC CHILDREN
د خپريدو وخت: 07:55 گرينويچ 2009 ,03 دسمبر
دا پاڼه کوم ملگري ته ولېږئچاپي بڼه
قصه های زندگی: گدی ها حرف می زنند

گدی ها حرف می زنند

بود نبود، دخترانی به نام های ولوله و ساره بودند که گدی های خيلی قشنگی داشتند.

ساره همشه برای گدی هايش لباس های نو می ساخت، مگرولوله که دو گدی تکه يی داشت، که بيشتر از گدی های ساره نوازش شان می کرد.

گدی ها آرزو داشتند با هم زندگی کنند. روز ی ولوله دنبال گدی هايش باغچه، خانه وتمام جا ها را گشت، اما آنها را نيافت.

گدی ها با خوشی خانه ی ساره می رفتند، اما کنار چشمه ايستاده آب نوشيدند که يکی از گدی ها با نالش وگريه آمده گفت:

از دست ساره به اين حال رسيدم، اگر شما هم بياييد حال تان بدتر از من می شود. چون من تا نو بودم عزت داشتم، اما همين که کهنه شدم دورم زد.

 گدی ها حرف می زنند
گدی ها آرزو داشتند با هم زندگی، اما از ديدن رويه زشت ساره پشيمان شدند.

گدی به حرف های گدی زخمی اعتنا نکرده رفتند، اما وقتی گدی های ساره را ديدند حيران شدند.

ساره علت آمدن گدی های ولوله را پرسيد، آنها گفتند: ما می خواهيم با گدی های شما يکجا باشيم، اما ساره قهر شده آنها را دور زد.

گدی هاپشيمان شده از مهربانی های ولوله ياد کردند، اما افسوس خوردن آنها و گوش ندادن به حرف های گدی زخمی، دگر سودی نداشت.

عيد دوستان قصه های زندگی
عيد دوستان
پاپی شوخک قصه های زندگی
پاپی شوخک
ويروس و واکسين قصه های زندگی
واکسين و ويروس
ماهی بالدار قصه های زندگی
ماهی بالدار
خارپشتک بی خارقصه های زند گی
خارپشتک مخملين
نور خبرونه
دا پاڼه کوم ملگري ته ولېږئچاپي بڼه
BBC Copyright Logo^^ سرپاڼه
لومړى مخ | نوى کور نوى ژوند | زمونږ نړۍ زمونږ راتلونکې | ژوند او زده کړه
خانه نو زندگى نو | جهان ما اينده ما | زندگى و آموزش
راډيوي پروگرامونه | نشريات | انځور/ عکس | له مونږ سره اړيکه | زموږ په اړه
BBC World Service >> | BBC World Service Trust >>