BBCNazer.comBBCNazer.comBBC World Service Trust
  • مرسته
RELATED SITES
CBEEBIES
CBBC
BBC CHILDREN
د خپريدو وخت: 03:25 گرينويچ 2009 ,26 اگست
دا پاڼه کوم ملگري ته ولېږئچاپي بڼه
قصه های زندگی: وزوزی ومژمژی

 وزوزی ومژمژی

بود نبود در زمانه های قديم دو مورچه به نام های وزوزی ومژمژی از وقت ها با هم دوست بودند، اما خيلی چالاک وپر کار .

وزوزی کار ها را شتابزده انجام می داد، اما مژمژی دقيق بود او هميشه بهترين راه را انتخاب می کرد.

يکروز جارچی اعلان کرد که ملکه مورچه ها مريض است وبه تخم شبدر نياز دارد، هر که بياورد، پادشاه انعام زيادی می دهد.

مورچه ها ازتکاليف وخطر راه می ترسند، مگر مژمژی و وزوزی با اشتياق تمام حاضر به انجام اين کار شده با هيچان تمام بدرقه شدند.

هی ميدان و طی ميدان هردو رسيدند به دندی آب، وزوزی عجله داشت تا زودتر بگذرند،اما مژمژی با تدبير راه بی خطر وزود رس را پيشنهاد کرد.

وزوزی نپذيرفته از سر خس وبرگ ها رفت، هنوز پيش نرفته بود که پايش خطا خورد به خيلی به خرمن شبدر رسيد، اما مژمژی پيشتر ازورسيده بود.

پس گرفتن تخم شبدر وزوزی عجله به رفتن کرد. مژمژی به ياد آورد که باری در اين منطقه پروانه ی را کمک کرده بود.

وزوزی ومژمژی
پس از رسيدندبه دند آب، مژمژی با تدبير راه بی خطر را انتخاب کرد، اما وزوزی نپذيرفت.

ديری نگذشت که پروانه سررسيده تخم شبدر را گرفته با مژمژی پرواز کرد، آنها ديدند که وزوزی دانه ی شبدر را به زحمت روی سنگی بالا می کشد.

وزوزی از حرف ناشنوی اش سخت پشيمان بود، مژمژی از پروانه خواست تا او راهم کمک کند. پروانه گفت با پنجال هايش يکی آنها را برداشته می تواند.

مژمژی چاره سنجيد که پروانه او را و او با پاهايش وزوزی را برداشته می تواند، همان بود که هردو به منزل رسيده انعامات زيادی حاصل کردند.

چادر پرنده قصه های زندگی
چادر پرنده
جيب سوراخ قصه های زندگی
جيب سوراخ
گدی گک رهنما قصه های زندگی
گدی گک رهنما
گليمچه آبیقصه های زندگی
گليمچه آبی
بوت های جادويی قصه های زندگی
بوت های جادويی
نور خبرونه
دا پاڼه کوم ملگري ته ولېږئچاپي بڼه
BBC Copyright Logo^^ سرپاڼه
لومړى مخ | نوى کور نوى ژوند | زمونږ نړۍ زمونږ راتلونکې | ژوند او زده کړه
خانه نو زندگى نو | جهان ما اينده ما | زندگى و آموزش
راډيوي پروگرامونه | نشريات | انځور/ عکس | له مونږ سره اړيکه | زموږ په اړه
BBC World Service >> | BBC World Service Trust >>