BBCNazer.comBBCNazer.comBBC World Service Trust
  • مرسته
RELATED SITES
CBEEBIES
CBBC
BBC CHILDREN
د خپريدو وخت: 07:46 گرينويچ 2008 ,14 دسمبر
دا پاڼه کوم ملگري ته ولېږئچاپي بڼه
قصه های زندگی: تخم جوش داده

خيرالدين و ماجرای تخم ها

کاکا مير احمد با اولادهايش خيرالدين وفخريه، زندگی راحتی داشت. از قضای وی مريض شد ودار وندارش ازدست رفت.

جز چند تا مرغ تخمی ويک آفتابه لگن مسی چيزی باقی نماند. کاکامير احمد که سخت بيمار بودحيران ماندچگونه زندگی کند.

خيرالدين با آفتابه لگن بازار رفت، اما هيچ کسی خريدار جنس از وی نشد، يک ساعت بعد پسرک تخم فروش نزدش آمد.

خيرالدين پس از حرف زدن با پسرک تخم فر وش به اين نتيجه رسيد که بايد پس از اين تخمهای مرغ هايش را جمع کرده به فروش رساند.

روز دگر وقتی خيرالدين بازار می رفت، با خود انديشيد وقتی تخمها را فروخت از پول آن باز هم تخم بخرد، مرغ ها را چوچه شانده فارم مرغداری سازد.

از پول فروش تخم ها برای خود وخواهر خود لباس های نوبخرد، درهمين حال پايش به سنگ خورد و با سبد تخم ها افتيد.

خيرالدين و ماجرای تخم ها
پای خيرالدين به سنگ خورده با سبد تخم ها افتيد، تخم ها شکست و او به گريه شروع کرد.

تخم ها شکست و خيرالدين حيران شد چه کند؟ درهمين حال بچه تخم فروش مشو ره داد تا تخم ها را جوش داده بفروشد که هم قيمت دارد و هم نشکند.

خيرالدين به خانه برگشت و فخريه با خوشی ازش استقبال کرد، اما وی تمام قصه را به خواهرش گفت.

فخريه از پول های پس انداز به برادرش داد تا از همسايه ها تخم بخرد. خيرالدين پس از آن روز بکمک خواهرش تخمهای جوش داده را برای فروش بازار می برد.

 آفتاب مهربان قصه های زند گی
آفتاب مهربان
پول های مچاله شده قصه های زندگی
ماجرای نوت بانکها
دوستی نادر قصه های زندگی
دوستی نادر
 دندان های سليمان قصه های زندگی
دندان های سليمان
کاغذ پرانقصه های زندگی
کاغذپران
نور خبرونه
دا پاڼه کوم ملگري ته ولېږئچاپي بڼه
BBC Copyright Logo^^ سرپاڼه
لومړى مخ | نوى کور نوى ژوند | زمونږ نړۍ زمونږ راتلونکې | ژوند او زده کړه
خانه نو زندگى نو | جهان ما اينده ما | زندگى و آموزش
راډيوي پروگرامونه | نشريات | انځور/ عکس | له مونږ سره اړيکه | زموږ په اړه
BBC World Service >> | BBC World Service Trust >>