BBCNazer.comBBCNazer.comBBC World Service Trust
  • مرسته
RELATED SITES
CBEEBIES
CBBC
BBC CHILDREN
د خپريدو وخت: 07:35 گرينويچ 2008 ,10 اپريل
دا پاڼه کوم ملگري ته ولېږئچاپي بڼه
قصه های زندگی: حرف پنهان

 شريفه
شريفه از رسيدن عاطفه خيلی ها خوشحال می شود، اما عاطفه خفه است و با او حرف نمی زند.
شريفه،راضيه وعاطفه خواهر خوانده های بسيار صميمی بودند، آنها درزمستان باهم عهد بسته بودند تا در بهاريکجا سبزی چيدن بروند.

چندی بعد بهار رسيد، راضيه وشريفه قرار وعده شان برای سبزی چيدن برآمدند، تنها عاطفه نبود.

راضيه وشريفه خيلی انتظار ماندند اما عاطفه نيامد، شريفه خواست بيشتر معطل شود مگر راضيه گفت اگر نا وقت شود سبزی چيده نمی شود. هردو رفتند.

آنها به چيدن سبزی مصروف بودند که عاطفه هم از دور نمايان شد. شريفه و راضيه خوش شدند. اما عاطفه خفه بود و با کسی حرف نمی زد. او خاموشانه از کرد های دورتر سبزی چيده خانه رفت.

روز بعد شريفه وقتی صبح از خانه برآمد، راضيه وعاطفه را ديد که نشسته اند وبرای عروسی گدی گلالی پيراهن می دوزند.

شريفه نزد عاطفه رفت، عاطفه با نگاه ملامت باری به او ديد و نخواست همرايش حرف زند .شريفه علت را پرسيد مگرعا طفه با قهر او را از خود راند.

روز عروسی گدی گلالی همه خواهر خوانده ها در ميله چيز های با خود آورده بودند. عاطفه هم با خود يک کاسه برنج آورده در کنار منقل ماند.

شريفه نان تنوری وروغن آورد تا خواست در پهلوی منقل گذارد که دختر ها فرياد زدند:

"هوش کن که دامنت سوخت"، شريفه وارخطا شده پايش به کاسه برنج خورد و کاسه برنج چپه شد، در اين حال عاطفه که ازقبل قهر بود خشمناکتر شد.

خواهر خنده ها
دختران دوباره صميميت شان را از سر گرفته وعده کردند تا هيچگاهی باهم قهر نکنند.

عاطفه اين کار شريفه را عمدی خواند، اما راضيه گفت: "شريفه چند لحظه پيشتر آمد او نمی فهميد برنج را که آورده بود"؟

عاطفه با نفرت تمام از وعده خلافی شريفه در سبزی چيدن به دختران ياد کرد، اما راضيه برای وضاحت مسله گفت:

"آن روز ما برای آمدن تو بيشتر از حد منتظر مانديم، اما تو نيامدی، بالاخره ما مجبور شديم برويم".

عاطفه با شنيدن حرف های راضيه آرام شده ملامتی خود را قبول کرد. اوگفت اگر از اول اين را می دانستم وخفگی خود را واضيح می ساختم، حال جنجال ما تا اين حد نمی رسيد.

با روشن شدن موضوع دختران با هم آشتی کرده دوباره صميميت شان را از سر گرفتند، اما اين بار وعده کردند تا هرگاه با مسله يی برخوردند، به همدگر خود بگويند تا موجب خفگی شان نشود.

عادله قصه های زندگی
عاجزک
کوزه درآب قصه های زندگی
کوزه درآب
گوسفند نازدانه قصه های زندگی
گوسپندک نازدانه
ساعت نگيندار قصه های زندگی
ساعت نگيندار
شيرجوان قصه های زندگی
شيرجوان
نور خبرونه
دا پاڼه کوم ملگري ته ولېږئچاپي بڼه
BBC Copyright Logo^^ سرپاڼه
لومړى مخ | نوى کور نوى ژوند | زمونږ نړۍ زمونږ راتلونکې | ژوند او زده کړه
خانه نو زندگى نو | جهان ما اينده ما | زندگى و آموزش
راډيوي پروگرامونه | نشريات | انځور/ عکس | له مونږ سره اړيکه | زموږ په اړه
BBC World Service >> | BBC World Service Trust >>