BBCNazer.comBBCNazer.comBBC World Service Trust
  • مرسته
RELATED SITES
CBEEBIES
CBBC
BBC CHILDREN
د خپريدو وخت: 10:49 گرينويچ 2007 ,29 اکتوبر
دا پاڼه کوم ملگري ته ولېږئچاپي بڼه
قصه های زندگی: قوی طلايی

قو

بود نبود در روز گاری قديم مرد ماهيگيری با زن ودو طفلش به نام های فدا وشريفه، در يک دهکده دور از شهر زندگی داشت.

او ازعايد ماهی گيری، زندگی خوش وآ را می برای خود ساخته بودند.

از قضا ماهيگير مرد و از او مقدارپولی هم به جا ماند.پس از مرگ ماهيگير زندگی عادی و آرام خانواده اش بر هم خورد.

مادرفدا، مجبور شد اختيار خرج و مصرف خانه را به فدا بگذارد. هر باری که مادر او را به خريدن سودا، روانه بازار می کرد، فدا به جای سودای خانه، بازيچه های دلخواه خودش رامی خريد.

ما در، پسر ولخرجش راچندين بار تنبيه کرد، اما سودی نداشت. روزی مهمان به خانه آنها آمد، مادر باز هم فدا را بازار فرستاد.

فدا اختيار خرچ را گرفت!
 از قضا ماهيگير مرد و مادرفدا، مجبور شد اختيار خرج و مصرف خانه را به فدا بگذارد.

فدا به مجرد رسيدن به بازار، صدا ی فروشنده ها و هيا هوی مردم او را به طرف خود کشاند.

او هم با خريد خوردنی های مختلف و وسايل وسامان بازی کودکانه که مطابق سن خودش و خواهرش نبود، پرداخت.

به حدی مصروف خريد اين و آن شد که مواد مورد ضرورت خانه ومهمانان را بلکل از ياد برد. در خانه همه گرسنه وبيقرار، منتظرآمدنش بودند.

او ناوقت روز، در حالی که خود در بازار نان خورده بود، با دو قفسی پر از مرغ وخيلی از سامان بازی کودکانه به خانه آمد.

مادر وخواهر او،از گرسنگی مهمانان وبيقراری همه اعضای خانواده به او گفتند واو را ملامت کردند.

کمی غذای که در خانه داشتند به مهمانان دادند. مادرش غذای باسی ونان قاق راخورد ، شريفه خواهر فدا که هيچ نان برايش نمانده بود، مجبور شد، نان دو شب پيش را بخورد .

بعد از چند ساعت، شريفه درد شديد را در معده اش ، احساس کرد. مادر، زياد قهر بود. او فدا را دوباره به بازار روان کرد.

کمکت می کنم اگرکاری انجام دهی!
فدا دنبال ماهی راه افتاد.
 قو او را دنبال ماهيان آبی فرستاد، که به حوض ديگری زندگی داشتند.

مادر، به فدا گفت هرآنچه را خريده ، به دو کانداران مسترد کند و از پول آن سودای خانه را بخرد.

او مقداری پول را به خانه آورد تا شريفه خواهرش را نزد داکتر ببرند، زيرا بعد از خوردن غذای باسی ، او مريض شده است.

فدا با پريشانی وخجالت زياد سودا را پس به بازار برد. دو کاندار آنها را، بعد از دعوای زياد به پول ناچيز گرفت.

او برای شب ازهمان پول مقداری سودا خريد وبه خانه بر گشت و پولی را که بايد به دوا و داکتر می داد، نداشت.

فردا مادرش اورا سوی کرت ها روان کرد، تا مقداری خاکشير جمع کند. فدا خاکشيررا، پاليده پاليده، زياد پيش رفت.

آخرخسته ومانده زير يک درخت چار مغز نشست و به درخت تکيه زد. هنوز خسته گی اش رفع نشده بود که صدای عجيبی اورا به خود خواند.

فدا ترسيده ناگهان ازجايش پريد، حيران شد درين دشت کيست که او را صدا می زند؟

پر قو يا سر مايه کار فدا؟
 قو، به او پر ديگر خود رانيز داد، تا جال ماهيگيری بخرد و با استفاده از پيشه پدری ، زندگی اش را از سر گيرد .

فدا ، به هر سو ديد، مگر کسی را نيافت، بالاخره متوجه حوض مقبولی شد که، با مرغ ها و مرغابی های زيبا، در برابرش است.

ميان پرنده ها، قويی با پر های طلايی با فدا حرف می زد! فدا به حيرانی پرسيد، تو کيستی وچطورمی حرف می زنی؟

قو، خود را معرفی کرد که از سر زمين جادويی کوه قاف آمده وتمام پرندگان وحيوانات اينجا تحت فرمان او اند.

قو، علت پريشانی فدا را پرسيد. او جر يا ن آمدنش را به قو، قصه کرد.

قو، گفت من می توانم کمکت کنم، اما به شرطی که تو نيز کاری را به من انجام دهی! فدا، شرط قو را پذيرفت.

قو او را دنبال ماهيان آبی فرستاد، که به حوض ديگری زندگی داشتند.

قو با فدا و خواهرش حرف می زند.
قو زياد خوش شد و يک پرطلايی اش رابه او داد تا به خواهربيمارش، دوا بخرد.
.

قو يک پر خود را به فدا داد تا درنزديک حوض آن را به سرش بمالد، تا از حمله حيوانات درنده که نگهبان حوض اند، در امان بماند.

فدا، بعد از سپری کردن مشکلات زياد، چند تا از ماهيان آبی را بدست آورده آن را به قوی طلايی سپرد.

قو زياد خوش شد و يک پرطلايی اش رابه او داد تا به خواهربيمارش، دوا بخرد. قو،ازماهيگيری پدرفدا ، يادکرده گفت:

"ماهيگيررا می شناختم، مردی پولداری بود. حتما شما ولخرچی کرد يد که به اين روز افتاديد."

فدا که به اشتباهش پی برده بود، وعده داد بعد از اين هيچ گاهی مصرف بيجا نکند.

قو، به او پر ديگر خود رانيز داد، تا جال ماهيگيری بخرد و با استفاده از پيشه پدری ، زندگی اش را از سر گيرد .

گندنهقصه های زندگی
برگ گندنه
مادر شهزادهقصه های زندگی
شهزاده آزرده
گوسفند ترکیقصه های زندگی
گوسفند ترکی
باغقصه های زندگی
پادشا ودزدان
کبارقصه های زندگی
مفاد کبار، قوغ آتش
نور خبرونه
دا پاڼه کوم ملگري ته ولېږئچاپي بڼه
BBC Copyright Logo^^ سرپاڼه
لومړى مخ | نوى کور نوى ژوند | زمونږ نړۍ زمونږ راتلونکې | ژوند او زده کړه
خانه نو زندگى نو | جهان ما اينده ما | زندگى و آموزش
راډيوي پروگرامونه | نشريات | انځور/ عکس | له مونږ سره اړيکه | زموږ په اړه
BBC World Service >> | BBC World Service Trust >>