|
پرده اسرار: بقه يا بلبل آبی | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
شريف ، شکيبا و شازيه را صدای می زند. هردو نزديک می آيند، شريف به آنها بقه را نشان می دهد که در روی زمين خيز و جست می زند. هردو با ديدن بقه می ترسيده، شريف را وادار می سازند تا بقه را برده در آب رها کند ، چرا که در خشکه می ميرد. شريف به آنها می گويد که بقه ها در آ ب و خشکه زندگی کرده می توانند . شازيه و شکيبا معلومات بيشتر در مورد بقه ها می خواهند. شريف، نمی داند بيشتر از آن چه بگويد. يکباره به فکر پرده دار می افتد و ترم جادويی را به صدا در می آورد. پرده دار، حاضر شده و شعر گونه اش را می خواند و پرده را کنار می زند. همه متوجه عقب پرده می شوند که چند طفل يک بقه را گرفته اند و بالای يکديگر خود پرتاپ می کنند . شازيه و شکيبا می ترسند . مگر بچه ها به آنها می گويند که بقه پلاستيکی است. پرده دار، از بچه ها می پرسد که آيا شما می دانيد بقه ها در آب و در خشکه ،چگونه زندگی می کنند؟ طفلی می گويد: "بقه ها از طرف شب در آب به خواب ميروند و از طرف روز به خشکه می آايند.
" طفل ديگرمی گويد بقه ها از آب می برآيند و از طرف روز به خشکه می آيند و خود را آفتاب می دهند . پرده دار، بعد از شنيدن نظريات اطفال، آنها را به دانشکده ساينس دانشگاه کابل، نزد استاد فريده شعيب می برد. استاد می گويد: بقه ها اعضای زياد برای تنفس کردن دارند. آنها در آب تو سط برانشيت های خود و پوست بدن و نواحی بلعوم يا خريطه که در گلوی شان موجود است، اکسيجن داخل آب را تنفس می کنند. مگر وقتيکه در خشکه می آيند، با شش ها و همچنان پوست بدن خود اکسيجن موجود درهوا را تنفس می کنند. پرده دار تنفس بقه ها را با انسان ها و ماهی ها مقايسه می کند و می گويد که ماهی ها تنها در آب زندگی کرده می توانند و توسط برانشيت های خود تنفس می کنند . انسان ها چون اکسيجن را از هوا، توسط شش های خود اخذ می نمايند،بنا در خشکه زنده گی نمی توانند، مگر بقه ها در هر دو محيط به آسانی زندگی می کنند.
استاد برای فهماندن هر چی بيشتراطفال، آنها را به لابراتوار می برد . اطفال يک بقه را در داخل مرتبانی که سرپوشش سوراخ سوراخ است ، می بينند. استاد می گويد: برای اين که هوا داخل مرتبان شود ، سرپوش مرتبان را سوراخ سوراخ کرده اند. اطفال نمی دانند که بقه ها در آب چطور حرکت می کنند؟ استاد فريده بقه را در يک تشت آب، رها می کند و اطفال می بينند که در ميان پنجه های پاهای بقه ها، پرده های موجود است ، البته مانند پاهای مرغابی که توسط آن در آب شنا می کنند. پرده دارواطفال ، با اظهار سپاس از استاد، خدا حافظی کرده و روانه قريه شان می شوند . در مسير راه صدای به گوش اطفال می رسد. استاد فريده بقه را در يک تشت آب، رها می کند و اطفال می بينند که در ميان پنجه های پاهای بقه ها، پرده های موجود است ، البته مانند پاهای مرغابی که توسط آن در آب شنا می کنند. پرده دارواطفال ، با اظهار سپاس از استاد، خدا حافظی کرده و روانه قريه شان می شوند . در مسير راه صدای به گوش اطفال می رسد. پرده دار آنها را متوجه بقه های دند می سازد و می گويد که آواز بقه هاست و بقه ها رامردم ، بلبل آبی نيزمی خوانند. اطفال از پرده دار در مورد جای بود وباش بقه ها می پرسند؟ پرده دار جام جادويی را از جيب خود می کشد و اطفال عملا بقه را می بينند که می گويد:
" ما حيوانات خون سرد هستيم و در بهار ،در چقری ها ، دند های ايستاده و در جاهای مرطوب زندگی می کنيم ،اما در هوای سرد ، ميان گل و لوش و حوض ها به خواب زمستانی می رويم. ما حيوانات گوشت خوار هستيم . هنگامی که در آب باشيم ،ازماهی های کوچک ، پارچه های حيوانات مرده ، کرم ها و همچنان نباتات يا گياه های بحری استفاده می نماييم. اما در خشکه، از پشه ها، کرم ها ، مورچه ها ، پروانه ها ، مادر کيک و همچنان از برگ های درختان خود را تغذيه می نماييم." اطفال از بقه گک می پرسند که آنها تخم می گذارند يا چوچه زا هستند؟ بقه گک در جواب می گويد : " ما تخم گذار هستيم که بعدا" تخم های ما به چوچه مبدل می شوند. در اول چوچه های ما شکل کرم مانند را دارند . اما بعد از 12الی 16هفته به بقه تبديل می شوند و اکثرا" ما چوچه های خود را ازبيم آن که شکارنشوند ، در سينه خود محکم می گريم تا بزرگ شوند. ناگهان باد می وزد و همه متوجه وقت برنامه می شوند که به اتمام رسيده است. همه سوی خانه های خود می روند و پرده دار می شتابد تا پرده را کش کند. |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||