|
پرده اسرا: ماجرای يک لقمه نان | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
ساره و عبدالله باهم در مورد راز برنامه حرف می زنند، اما چيزی نمی دانند. عبدالله با پف کردن تروم پرده دار را حاضر می کند، پرده دار پس از احوال پرسی با آن دو، شعر پرده را خوانده پرده کنار می رود. ساره و عبدالله از عقب پرده، هاجره و اسد را می بينند که مصروف خوردن نان اند. هاجره از اسدالله می پرسد: وقتی که نان را می خوريم در کجا می رود وچه می شود؟ اسدالله صرف همينقدر می داند که نان به شکم انسان می رود. هر دو در همين فکر اند که پرده دار با ساره و عبدالله نزد آنها می آيند.
استاد بيالوژی شان به آنها گفته بود، وقتی نان خورده می شود، بعد از جويدن به طرف پائين که شکل لوله مانند می رود که نامش را فراموش کرده است. پرده دار شکل لوله مانند را مری ناميده. اطفال معلومات بيشتر در مورد مری و هضم غذا از او می خواهند. پرده دار جهت پاسخ اطفال، آنها را به شفاخانه دو صد بستر ليسه مريم، نزد داکتر محمد شريف صادق می برد. ساره از داکتر می پرسد غذای را که می خورند، چطور هضم می شود؟ داکتر می گويد: در دهن دو قسم عمل صورت می گيرد: نخست عمل فزيکی يعنی جويدن وفروبردن غذا و دوم عمل کيمياوی که به کمک انزايم ها يا لعاب دهن صورت می گيرد. انزايم ها غذای جويده شده را نرم می سازد تا به آسانی فرو رود. بعد غذا از گلو به مری می رود. داکتر عملا" تصوير مری را که در ديوار اتاق نصب است به اطفال نشان می دهد.
اطفال می بينند که ساختمان مری، نل مانند است و حيران اند که لقمه های غذا چطور از مری می گذرد؟ در اين جا پرده دار به آنها فهمانيده می گويد اگر غذا خشک باشد به مشکل از گلو می گذرد، اما اگر توسط لعاب دهن نرم شود به آسانی از گلو به مری و از مری به معده می رود. داکتر در ادامه می گويد: بعد از اين که غذا به معده رفت وظيفه معده مثل ماشين گوشت است که غذا را به ذرات خوردتر تبديل می کند. بعد يک مقدار غذا در معده جذب شده متباقی به رو ده خورد می رود که روده خورد، مواد ضروری را جذب کرده و روده کلان مواد اضافی را طرح می کند. عبدالله می پرسد چرا بعضی اوقات اگر نان زياد بخوريم دل درد می شويم؟ داکتر می گويد : اگر نان زياد خورده شود، معده درست حرکت کرده نمی تواند و غذای خورده شده به طور درست هضم نمی شود. ديگر اين که غذا زود زود خورده نشود. اول خوب توسط دندان ها جويده شود و بعدا" بلعيده شود. پرده دار و اطفال با اظهار سپاس از نزد داکتر روانه قريه شان می شوند.
در مسير راه پرده دار متوجه حيرت اطفال با هم در مورد هضم غذا بحث می کنند، اما پرده دار جهت بهتر فهماند اطفال در مورد هضم غذا، مثال ساده از آسياب را می زند. ساره و عبدالله به پرده دار می گويند آنها تصاوير مری، معده را ديدند، اما تصويری از روده خورد و کلان را نديدند که چگونه شکلی دارد؟ پرده دار با استفاده از آيينه جادويی، بطن خود را به اطفال نشان می دهد و اطفال عملا روده خورد و کلان را می بينند. روده کلان کوتاه، مگر بزرگتر است و روده خورد مثل حلقه دور خورده و دراز است. اطفال با اظهار خوشحالی نکات کليدی را با پرده دار يکجا تکرار می کنند که باد وزيدن می گيرد و نشان دهنده ختم شدن وقت برنامه می باشد. پرده دار با عبدالله و ساره يکجا می شتابند تا پرده را درکشد. |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||