|
چهره ها و جاها: طفل هارمونيه نواز | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
بهرام هارمونيه می نوازد و فرحناز آهنگ می خواند، اما بهرام به نواختن هارمونيه چندان بلد نيست. فرحناز می گويد: نواختن هارمونيه کار آسان نيست. در اين هنگام خاله گادی ران رسيده با اطفال سلام عليکی می کند. بهرام در مورد کوشش شان جهت ياد گيری هارمونيه می گويند. خاله گاديران از پسری ياد می کند که خوب هارمونيه می نوازد. او اطفال را با خود به نزد همان پسر می برد. فرحناز نام پسر را می پرسد، خاله گاديران می گويد: نامش احمدضيا است، ١٢سال دارد. وی در آشيانه موسيقی می آموزد، که در شهر نو کابل موقعيت دارد. سرانجام گادی به سر منزل مقصود می رسد. خاله گاديران اطفال را در صنف احمد ضيا می برد که مصروف نواختن هارمونيه است. پس از سلام عليکی فرحناز از احمد ضيا می پرسد چطور به نواختن هارمونيه علاقه گرفت؟ ضيا می گويد : "از گذشته های دور به نواختن هارمونيه علاقه فراوان داشتم ، وقتی به محافل عروسی می رفتم، می ديدم هنر مندان هارمونيه می نوازند.
من آرزو می کردم کاش روزی بتوانم هارمونيه بنوازم. خوشبختانه موقعی که به آشيانه آمدم به آرزويم رسيدم. اطفال از مدت آموزشش در آشيانه و از چگونگی يادگيری اش می پرسند؟ ضيا در جواب می گويد: "يک سال می شود آموزش می بينم و هر نغمه را که بخواهم، نواخته می توانم" ضيا در مورد اولين نغمه را که نواخته، می گويد: "انار دانه نداره اناری بيدانه، نخستين نغمه بود که نواختم". استاد ضيا می گويد: ضيا ،استعدادی بسيار خوب دارد و به نواختن هارمونيه علاقه فراوان دارد. روی همين دليل ظرف يک سال توانست نواختن هارمونيه را بيآموزد، در پهلوی هارمونيه، نواختن طبله و رباب را نيز ياد گرفته است. اطفال تعجب می کنند که ضيا چطور توانسته در پهلوی هارمونيه، رباب وطبله را هم بنوازد. ضيا می گويد: "وقتی نواختن هارمونيه را ياد گرفتم، رباب و طبله را هم از روی نوت های هارمونيه، آموختم". اطفال می پرسند چطور؟ ضيا می گويد: وقتی الفبای موسيقی يعنی "سا ، ری ، گا ، ما ، پا" را آموختم پس از روی همان الفبا رباب و طبله را هم ياد گرفتم". خاله گاديران می گويد : همانطور که در خواندن و نوشتن حروف (الف،ب،پ،ت) آموخته می شود. پس برای فهميدن موسيقی ضرور است (سا، ری، گا، ما، پا) نيز آموخته شود. بهرام از احمد ضيا می خواهد تا طبله و رباب بنوازد. ضيا چنان کرده رباب و طبله می نوازد.
فرحناز می پرسد حال که هارمونيه را ياد گرفتيد چه احساس می کنيد؟ ضيا می گويد: بسيار خوش استم، چون به يکى از آرزو هايم رسيدم. گه گاهى در محافل دوستان و خويشاوندانم اشتراک کرده آهنگ هاى می خوانم،همچنان هارمونيه می نوازم. گاه گاهى هم از طريق آشيانه در بعضى از محافل می روم. بهرام می پرسد آهنگ خواندن را از که ياد گرفت؟ ضيا می گويد: "هم از طريق شنيدن از راديو آموختم و هم از محضر استادم. بعد آهنگی را با هارمونيه به اطفال می خواند. خاله گاديران پس از تشویق ضيا در مورد درس های مکتبش از وی می پرسد. ضيا می گويد: مکتب نمی روم، مگر در آشيانه هم درس می خوانم و هم نوشته می کنم، اما در آينده تصميم دارم تا به مکتب بروم. اطفال با همصنفى هاى ضيا می بينند، يکی از همصنفى هايش می گويد:"وقتى که دچار مشکلی شويم، ضيا با ما کمک می کند". حتی ما نواختن هارمونيه را از وی آموختيم بعدا اطفال با ضيا خدا حافظى می کنند و همه با هم سوار بر گادی جادويی راهی خانه های شان می شوند.
|
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||