BBCNazer.comBBCNazer.comBBC World Service Trust
  • مرسته
RELATED SITES
CBEEBIES
CBBC
BBC CHILDREN
د خپريدو وخت: 07:44 گرينويچ 2007 ,23 جولاى
دا پاڼه کوم ملگري ته ولېږئچاپي بڼه
چهره ها و جا ها: ويس، نويسنده خورد سال

 گادی نزديک خانه ويس فرود می آيد.
يما و پلوشه مجله ورق می زنند، ناگهان متوجه تصوير پسری می شوند که نوشته ای در مورد بهار دارد.

هر دو از اين که پسر خورد سالی چگونه می تواند مقاله بنويسد خيلی ها بهت زده می شوند. در همين حال خا له گاد يران سر می رسد .

اطفا ل بعد از ا حوالپرسی به خا له گا ديران مجله شان را نشا ن داده از آن پسر ياد می کنند.

خاله گاديران پس از اين که صفحات مجله را از نظر می گذراند، از پسری ياد می کند که مقا له می نويسد.

اطفال از خاله گاديران خواهش می کنند تا آنها را به ديدن وی ببرد تا از نزد يک با هم ملاقات کنند.

خاله گاديران خواهش اطفال را پذيرفته و همه سوار گا د ی می شوند وگا دی به پرواز در می آيد.

در راه اطفال از خا له گا د يران درمورد آن نويسنده خورد سال و محل بود و باشش می پرسند.

 حدود ( 65) قطعه شعر دارم و تا حال حدود ( 20) يا ( 25) پارچه داستان نوشته ام، اما قصه ای را که روی دست دارم " سامعه با چهره خجالت زده". نام دارد.
ويس

خا له گا ديران می گويد: نا مش ويس احمد است، يا زد ه سا ل عمر دارد و در ولايت هرات زندگی می کند .

اطفال از تماشای مناظر زيبای طبيعت به خاله گاديران می گويند. خا له گاديران به آنها می گويد:

"اين منطقه پل رگينه نام دارد که ويس هم در همين محل خا نه دارد، گادی در مقابل خا نه ويس شان فرو می آيد.

وقتی که خا له گا ديران و اطفال دا خل خانه ويس می روند، او را مصروف نوشتن چيزی می يابند. ا طفا ل بعد از احوا لپرسی از مصروفيتش می پرسند. ويس می گويد :

داستان در مورد يک دختر بنام " سامعه با چهره خجالت زده".روی دست دارم،

او می افزايد : وقتی من به نوشتن قصه شروع کردم 5 سال داشتم .

من به تشويق پدر و عمه ام که خود شاعر اند، به نوشتن روی آوردم بعد کوشش کردم داستان بنويسم .

دوستانم با من همکاری می کنند!
ويس
 بعضی از سرمقا له ها وگزارش ها را خودم می نويسم و باقی دوستانم هم همکاری می کنند.
ويس

پلوشه در مورد اولين کار نوشتاری ويس می پرسد. ويس در جواب می گويد: "اولين مقاله را در مورد مامايم که به خانه ما مهمانی آمده بود، نوشتم .

همين گونه من در حدود ( 65) قطعه شعر دارم و تا حال حدود ( 20) يا ( 25) پارچه داستان نوشته ام.

ويس بر اثر تقاضای يما، يکی از اشعارش به خوانش می گيرد.

بر کودک افغانم - نوروز مبارکباد - بر نسل خروشانم- نوروز مبارکباد.....

خاله گاديران و اطفال کف زده بر وی آفرين می خوانند.

ويس در مورد اين که اگر ديگران بخواهند داستان بنويسند يا شعر بگويند بايد چه چيز های را در نظر گيرند، گفت:

هر آن چی می نويسيد، با دوستان تان شريک سازيد، البته با آنهای که در مورد می دانند، تا به تفاهم هم به اصلاح نوشته بپردازيد.

در حقيقت هر کس در نوشتن اشتباه می کند، اما مهم اين است که به تدريج انسان رشد کرده سرانجام نويسنده می شود.

ويس، مسووليت مجله تحت نام "رفا نو جوانا ن" را به عهده دارد، او اضافه می کند که بعضی از سرمقا له ها وگزارش ها را نيزخودش می نويسد و باقی دوستان هم در پهلويش همکاری می کنند.

 هميش برای مطالعه اش کتا ب می آوردم، برای دل گرمی او در کار های نوشتاری اش کمپيوتر خريده ام، اما من از شوق و علا قه پسرم تمجيد می کنم
پدر ويس

خاله گاديران در مورد آغاز کار های مجله از وی می پرسد. ويس می گويد:

در سا ل 1383بار اول ا ز پول های عيدی خود مجله قلمی چا پ کردم، چون همسالانم در مناطقی زندگی می کنند که و سيله برای يا د گرفتن ندارند .

بعد دوستانم هم با من در زمينه تصويريابی برای مجله کمک کردند، شگوفه که يکی ازهمکاران ويس است، در مورد می گويد :

با ويس احمد در نوشتن شعر، فکا هی و طنز همکاری دارم. ويس احمد در مورد تاثيرات کاری اش بالای درس و زند گی اش می گويد:

"از وقتی به مطالعه و نوشتن پرداخته ام املا و انشا ام خيلی ها خوب شده و تنها برای مکتب نه بلکه برای زندگی آينده ام نيز تاثير به سزای دارد.

درهمين وقت خاله گاديران متوجه رسيدن پدر ويس می شود. اطفال و خاله گاديران با پدر ويس سلام عليکی می کنند.

در جريان صحبت های آنها ، پدر ويس در مورد پسرش می گويد: "من زمينه را برا ی ويس مسا عد کردم تا او در اين زمينه رشد کند.

مثلا" هميش برای مطالعه اش کتا ب می آوردم، برای دل گرمی او در کار های نوشتاری اش کمپيوتر خريدم، اما من هميشه از شوق و علا قه پسرم تمجيد می کنم.

شصت و پنج قطعه شعر دارم!
ويس
 بر کودک افغانم - نوروز مبارکباد - بر نسل خروشانم- نوروز مبارکباد.....
ويس

درهمين حال چشم يما به کاسيوی می خورد که در گوشه اطاق جا گرفته است. او از ويس درمورد اين که آيا با نواختن کاسيو هم آشنای دارد يا نه می پرسد.

ويس می گويد بعضا برای رفع خستگی ام کاسيو می نوازم ، ولی نهايت علاقه ام به نويسندگی است زيرا می خواهم در آينده ژورناليست مستعدی شوم.

پلوشه و يما از ملاقات با ويس و کار کرد هايش خيلی ها لذت می برند. خاله گاديران اطفال را متوجه وقت می سازد.

پس از حاضر شدن گادی جادوی و خدا حافظی با ويس، همه با هم سوار گادی جادويی شده راه خانه های شان را در پيش می گيرند.

اکثرا اين جا می آيم!چهره ها و جاها
ميله جای يا بازار شيخ صاحب ؟
باغ شيدای هراتچهره ها و جاها
باغ شيدای هرات
تکه کبابچهره ها و جاها
محمود، نوجوان کباب پز
اوقات نمايش فلم در سينما پارکچهر ها و جا ها
سينما پارک
خاله گاديران با اطفالچهره ها و جا ها
فرامرز گوينده مستعد
نور خبرونه
دا پاڼه کوم ملگري ته ولېږئچاپي بڼه
BBC Copyright Logo^^ سرپاڼه
لومړى مخ | نوى کور نوى ژوند | زمونږ نړۍ زمونږ راتلونکې | ژوند او زده کړه
خانه نو زندگى نو | جهان ما اينده ما | زندگى و آموزش
راډيوي پروگرامونه | نشريات | انځور/ عکس | له مونږ سره اړيکه | زموږ په اړه
BBC World Service >> | BBC World Service Trust >>