|
چهر ها و جا ها: سينما پارک | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
سپوژمی و اکبر از رسيدن خاله گاديران با گادی جادويش خوشحال می شوند. گاديران از نگاه اطفال درميابد که باز هم هوای چکر در گادی جادوی دارند. لذا پس از احوال پرسی، گادی جادويش را می خواهد. اکبر و سپوژمی، سوار گادی می شوند، بعد در می يابند که خاله گاديران آنها را به ديدن سينما پارک می برد، تا هم چکر شود و هم درباره سينما معلومات حاصل کنند. سپوژمی از خاله گاديران در مورد موقعيت سينما پارک می پرسد. خاله گاديران می گويد سينما پارک در شهر نو کابل موقعيت دارد. اطفال از فراز گادی، پارک را می بينند که قبلا خاله گاديران آنها را به ديدنش برده بود . گاديران می گويد: همين پارک شهر نو کابل است و سينما پارک هم در همين پارک موقعيت دارد . سرانجام گادی در برابر سينما فرود می آيد. با اولين نگاه تعمير کريمی رنگ سينما پارک به چشم می خورد. سپوژمی و اکبر، هريک با پيش دستی از تصاوير (پوستر های) رنگه و بزرگ فلمی،
گاديران، اطفال را نزد پوستر ها برده می گويد اين عکس ها را برای تماشاچيان می بندند، تا بدانند کدام فلم نمايش داده می شود. اطفال و گاديران داخل دهليز سينما می شوند، خاله گاديران غرفه تکت فروشی سينما رابه اطفال نشان می دهد. در همين وقت تعداد زياد از اطفال به نظر می رسند، که تکت می خرند. سپوژمی درجمع اطفال رفته از يکی از آنها می پرسند که چرا به سينما آمده است؟ طفل می گويد : "در اين جا با ديدن فلم هم وقت ما خوش می گذرد و هم حرف های زيادی را آموزيم". اکبر می پرسد: مثلا چه حرف های را ياد گرفتی؟ طفل می گويد: يک بار با پدرم در سينما فلمی را ديدم که پسری برای آموزش تلاش بيشتری به خرچ می داد تا اين که بر هدفش نايل آمد، هرچند فلم هندی بود، اما پدرم برايم ترجمه می کرد. اين کار مرا هم وادشت تا چنين تصميمی بگيرم و به هدفم برسم، حالا من هم در درس هايم زياد کوشش می کنم. اطفال از کانتين (خوراکه فروشی) و وترين های که تصاويری از فلم ها درآن جا نصب است ديدن می کنند.
مدير سينما اطفال را به داخل سالون سينما می برد. سالون خاليست، چندين قطار از چوکی ها، در برابر پرده بزرگی پهلوی هم چيده شده اند. مدير سينما اشاره به پرده سينما می گويد: فلم روی همين پرده به تماشا درمی آيد. اطفال عرض پرده را با قدم های شان اندازه می کنند، بعد اکبر در مورد اين که روی پرده خالی چگونه فلم به نمايش در می آيد از مدير می پرسد؟ مدير با اشاره به آخر سالون، از کلکين کوچک يا روشندانی می گويد که در بلندای اخير ديوار به چشم می خورد که اتاق کوچکی را با هم وصل می کند. او به اطفال می گويد: فلم از همين طريق به روی پرده می افتد و مردم در روی پرده فلم را تماشا می کنند. اطفال به اتفاق خاله گاديران و مديرسينما از اطاق و وسايل که توسط آن فلم به نمايش گذاشته می شود باهم ديدن می کنند. مدير سينما، برای اطفال عملا فلم را به نمايش می گذارد. اکبر می پرسد سينما چه معنی می دهد؟ مديرسينما می گويد: سينما يعنی تماشا خانه، بعد سپوژمی از مدير سينما در باره قدامت و گنجايش تماشاچی در سينما پارک می پرسد. او می گويد: "سينما پارک درسال1335 درست51 سال پيش درزمان پادشاهی ظاهرشاه ساخته شد.
اطفال بی صبرانه منتظر شروع شدن فلم استند. خاله گاديران می گويد: نمايش هر فلم، اوقات مشخص دارد. مثلا ساعت 10بجه روز 1 و 3 بجه عصر فلم نمايش داده می شود، در سابق از طرف شب هم در اين سينما فلم نمايش داده می شد. اکبرپوست چاکليت را که خورده، روی زمين می اندازد ، گاديران او را متوجه ساخته می گويد اگر هر کسی هر چيزی را روی زمين بياندازد، سينما کثف می شود. درهمين حال خاله گاديران اطفال را متوجه وقت ساخته با خواستن گادی همه با هم راه خانه هايشان را در پيش می گيرند. |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||