|
چهره ها و جا ها: گل غندی | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
شريف و شرين همين که خاله گاديران را می بينند، چشمانشان از فرط خوشی برق می زند، هردو او را سلام می کنند. خاله گاديران می داند که دراين خوشی اطفال رازی نهفته است. اطفال از خاله گاديران می خواهند به هر طوری که می شود آنها را ذريعه گادی جادوی به تماشای جای ببرد تا هم چکر گادی را بخورند وهم سير و تفريح کنند. سرانجام تصميم به اين می شود که خاله گاديران اطفال را به گل غندی ببرد. گادی با کلمات جادوی حاضر می شود. هريک از اطفال با آواز بلند چيزی را از دور دست ها نشان می دهد و از يک يک سرسبزی و زيبای طبيعت با هم تعريف می کنند. درهمين حال شريف از خاله گاديران درمورد موقعيت گل غندی می پرسد. خاله گاديران می گويد: "تپه گل غندی در چاريکار مرکز ولايت پروان است.
خاله گاديران می افزايد که همانجا تپه گل غندی است و مردم برای ميله آمده اند، گادی هم در همانجا فرود می آيد. شريف از ا طفالی که با هم ساعتيری دارند، می پرسد از کجا، کجا برای ميله آمده اند؟ يکی از آن سه می گويد: دو تای ما از کابل و يکی ديگری ما از چاريکار با خانواده هاي خود آمده ايم. احمد می گويد: "من در مورد گل های ارغوان و ميله اين جا شنيده بودم و اين اولين بار است به گل غندی آمدام خيلی برايم خوشايند است". اطفال از تپه تمامی نقاط را به سادگی ديده می توانند. شرين با دستش تعميری را نشان می دهد که در بلندی های تپه اعمار شده است. خاله گاديران می گويد آن تعمير مهمان خانه دولتی است و اکثرا مهمانان خارجی که برای سياحت می آيند شب را در آنجا می گذرانند. با راه افتادن اطفال ميان خانواده های که برای ميله آمده اند شريف متوجه جمع از دختر خانم های می شود که با هم حرف می زنند. او با شرين سر صحبت را با يکی از آنها باز می کند. خانم می گويد اين جا محل يا پارک مخصوص خانم هاست و پسر ها و مرد ها به اين جا راه ندارند.
شريف از بوی غذا های لذيز خيلی احساس گرسنگی می کند. اما شيرين او را متوجه طفل بولانی فروش می کند. طفل بولانی فروش از بولانی هايش تعريف می کند و در جواب نسرين می گويد او همه روزه اين جا برای بولانی فروشی می آيد مگر بيشتر در روز های جشن و ميله فروش خوب دارد. شيرين می پرسد مگر اکثر خانواده ها با خود غذا می آورند ويا در همين جا پخت و پز می کنند، چگونه شما فروشات خوب داريد؟ طفل بولانی فروش می گويد بيشتر اطفال بولانی و تخم جوشانده می خرند. درحاليکه اطفال بولانی می خورند شريف از خاله گاديران درمورد قدامت تپه می پرسد. خاله گاديران برای دريافت جواب دقيق اطفال را نزد خواجه شاه احمدی کارمند رياست اطلاعات و فرهنگ چاريکار می برد. آقای احمدی درمورد قدامت تپه گل غند می گويد: "تپه گل غندی درسال 1324هجری شمسی مطابق 1945 ميلادی تقريبا در حدود 62 سال قبل در زمان ميرعلم خان شهردار چاريکار مورد توجه قرار گرفت".
درسال 1327هجری شمسی بهای جان شاعر پشتو زبان از اين تپه ديدن کرد و نام آن را تپه گل غندی (تپه گل) گذاشت. خاله گاديران با تائيد گفته های کارمند به اطفال می گويد وقتی تپه با در ختان ارغوان از دور تماشا شود کاملا شکل پارچه ارغوانی را به خود می گيرد. شيرين می گويد البته طوری می نمايد که خود تپه از گل ارغوان ساخته شده باشد. اطفال آنقدر غرق تماشای گل های ارغوان، ساعتيری بچه ها، ميله، ساز، سرود، پای کوبی، پخت وپز، همه وهمه تپه اند حتی که ميل بازگشت ندارند. شريف می خواهد تا شاخچه از گل های ارغوان را با خود ببرد اما خاله گاديران نمی گذارد برای اينکه اگر هرکسی چنين کند پس زيبايی تپه از بين می رود. خاله گاديران با اطفال آرام، آرام راه افتاده و تماشا کرده نزد گادی جادوی می رسند همه در گادی سوار می شوند و دوباره با خاطره های خوش از گل غندی راه خانه هايشان را در پيش می گيرند. |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||