 | | | عابده با ارايه اسناد معتبر ثابت کرد که زمين ملکيت اوست . |
نهال شانی و نصب پوستر ها در محلات برای تشويق مردم به نهال شانی، مو ضوع درس معلم رحيم و شاگردانش بود، سميع الله درنصب پوستر پلوشه را کمک کرد . پروگرام نهال شانی گلخان را مسرور ساخت و او هم تصميم گرفت نزد رحيم برود تا باهم يک پروگرام موثری را بخاطر نهال شانی راه اندازی کنند . بخاطر رونق کار بوت دوزی ،گل محمد از پريگل خواست گاو او را بفروشد ، ولی نسيم به او مشوره داد که از دفتر قرضه دهی پول دريافت کند . برای گرفتن آدرس دفتر قرضه دهی گل محمد نزد الله داد رفت و الله داد در مورد به او معلومات داد . گل مکی از زندانی شدن غفارخيلی ناراحت بود ، ولی عابده به او اطمينان داد که غفاربه زودی از قيد رها می شود .  | | | نهال شانی و نصب پوستر در محلات مو ضوع درس معلم رحيم و شاگردانش بود. |
عابده با ارايه اسناد معتبر ثابت کرد که زمين ملکيت اوست ،به همين خاطر غفار را از زندان رها ساخت و سرورخان را در بند افتاد، اما گلالی از رحيم برادرش خواست تا در رهايی سرورخان تلاش کند. |