 | | | بر اثر پيشنهادفاطمه مبنی بر نهال شانی، جانداد با اهالی قريه قرار نهال شانی می نهد. |
عاطفه از گلمکی و فاطمه خواست خانواده های شانرا تشويق به غرس نهال کند تا دامنه های تپه های قريه شان سر سبز شود. بر اثر پيشنهادفاطمه مبنی بر نهال شانی، جانداد با اهالی قريه قرار نهال شانی نهاد ورنه فصل نهال شانی خواهد گذشت. رحيم برای تشويق اهالی قريه ، پوسترهای نهال شانی چاپ کرده توسط شاگردان مکتب در خانه های مردم توزيع کرد. بعد از گشودن دروازه، نسيم دکان را خالی از بوت يافت و حدس زد که اموال دکان به سرقت رفته باشد، با سراسيمگی به گل محمد خبر داد، اما دريافت که بوتها فروخته شده اند. فاطمه بوتهای جانداد کهنه خواند و از او خواست بوت جديد بخرد. جانداد هم برای سفارش بوت به دکان گل محمد رفت.  | | | عاطفه از گلمکی و فاطمه خواست خانواده های شانرا تشويق به غرس نهال کند. |
برای انتقال لوازم طرف ضرورت سرور خان، حميده از ماه جبين خواست، ناظر را موظف به انجام اين کار سازد. وقتی ناظر از اسارت سرور خبر شد، از رفتن اباورزيد تا مبادا او نيز به جرم غصب زمين محبوس شود. |