 | | | اکبر جهت عذرخواهی به منزل رحيمداد می رود که سمندر نيز وی را همراهی کرد. |
لعلباز غرض ادای قسط ماهوارپول قرضه ی که برای لباس های مهره دوزی گرفته بودبه دفتر قرضه دهی رفت. نسيم از لابلای کاغذهای کهنه اسناد زمين دعوايی عابده راپيداکرده به وی تسليم نمود. عابده ازپيداشدن اسناد زمين به گلمکی مژده داد. عابده با ارايه ی اسناد دست داشته در محکمه بالای سرورخان بخاطرغصب زمين عريضه کرد. سرورخان نيز اسناد ارايه کرد، ولی محکمه از آنها طالب شاهدشد. بابه اسلم به محکمه حاضر و از شهادت خود بالای اسناد زمين عابده دفاع کرد.  | | | عابده از دريافت اسناد زمين دعوايی شان به گلمکی مژده می دهد. |
فتح خان از اکبر خواست تا به خاطر شوخی بيجای ثمرگل پسرش با الله داد ، از رحميداد عذرخواهی کند. در طول راه بنابرتقاضای اکبر، سمندر وی را همراهی نمود و ثمرگل نيز از شوخی بی مورد خود ندامت نشان داده از الله داد معذرت خواست. |