 | | | ناظر از تصميم سرود مبنی بر ساختن سند زمين به آدم خان گفت که سخت باعث عصبانيتش شد. |
سرورخان و ناظر متوجه ويران شدن زمين دعوايی شده و آن را کار غفار دانستند. ناظر که شب هنگام در کمين غفار نشسته با او دست و گريبان شد. کار بالای زمين دعوايی توقف يافت و سرور فيصله کرد برای زمين مذکور سند سازد. ناظر از خبر را به آدم خان رساند و او از اين بابت عصبانی شد . ماه جبين مشکوک بود که گويا سروربا زور و نفوذ خود زمين عابده را غصب می کند. از سوی دگر مجيد بعد از گرفتاری قاچاقبران پودر دوباره به نجاری پرداخت و فتح خان اين کار او را ستود . اکبر ميز جديد ساخته شده توسط مجيد را به پلوشه دخترش داد و شرکت مجيد را درگروپ قاچاقبران و تجارت آنان را ناآگاهانه خواند. فتح خان از گمانه زنی خود به شکريه گفت ک ممکن مجيد در گرفتاری قاچاقبران با پوليس همکاری کرده باشد.  | | | فتح خان از گمانه زنی خود به شکريه گفت ک ممکن مجيد در گرفتاری قاچا قبران مقصر باشد. |
رحيمداد قصد کرد مزد سلمانی گری را که اکبر به او داده دوباره مسترد کند،اکبر که سر خود را در خانه اصلاح کرده بود به کريم گفت که علت آن شوخی بيجای ثمرگل با الاداد است. |