 | | | شاه پيری از عاطفه خواست تا ظروف شسته را از دسترسی اطفال و حيوانات محفوظ نگهدارد. |
عابده از غفار خواست مدتی خود را مخفیبسازد تا سرورخان برايش ضرر نرساند، اما رحيم به عابده مشوره داد تا معضلهٌ زمين از طريق حکومت حل کند. گلمکی عابده را ملامت کرد که به خاطر زمين وی ، دکان غفار بسته شده و خودش را پوليس برد. عابده از جانداد خواست تا سراغ غفار را گيرد. زمينی را که عابده و سرورخان بالای آن دعوا داشتند، اکبر آن را ملکيت عابده خواند، اما زرمينه از قول اکبر مژده داد که برويت اسناد زمين دعوايی ملکيت او می باشد. گلالی به حميده اطمينان داد که هرگاه مانند گذشته در قريه های دور دست امنيت تيم صحی تاٌمين شود، آنها حاضر اند به معالجهٌ بيماران مبادرت ورزند. رابعه گل از قول دوکتوران تيم صحی اظهار دشات که مريض بايد ادويهٌ خويش را طبق هدايت داکتر و به وقت آن صرف کند.  | | | اکبر زمين دعوايی را ملکيت عابده خواند، اما زرمينه برويت اسناد زمين ر از آن خود دانست. |
شاه پيری از عاطفه خواست تا ظروف شسته شدهٌ غذا را از دسترسی اطفال و حيوانات محفوظ نگهدارد. از سوی دگر فتح خان شوخی بيجای ثمرگل را با الله داد نکوهش کرد و از اکبر خواست تا از رحيمداد عذر خواهی کند، زرمينه هم با تائيد گفته روی معذرت خواستن تاکيد کرد. |